مقامهای ارشد دولت ترامپ اعتراف میکنند که در محاسبه واکنش ایران به جنگ جاری دچار اشتباه شده بودند؛ اشتباهی که به بسته شدن عملی تنگه هرمز، جهش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار و بنبست در یافتن راهی برای پایان دادن به درگیری انجامیده است.
در حالی که جنگ میان آمریکا و ایران وارد مرحلهای حساس شده، گزارشها حاکی از آن است که برخی از مشاوران ارشد دونالد ترامپ، بهطور خصوصی از او خواستهاند برای پایان دادن به درگیریها و خروج از جنگ برنامهای مشخص ارائه کند.
برخی متحدان آمریکا در بحبوحه هزینههای اقتصادی رو به افزایش، نگرانی از بحران مهاجراتی در صورت وخیم شدن شرایط ایران و آسیبپذیری شهروندان خود، نسبت به این جنگ دچار ناامیدی شدهاند و همراه با تشویش از خود میپرسند که مرحله بعدی این جنگ چیست؟
انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، بلافاصله موجی از واکنشهای رسمی دولتها، مقامات سیاسی و رسانههای بینالمللی را به همراه داشت. از مواضع محتاطانه در واشینگتن و هشدارهای تلآویو گرفته تا پیامهای تبریک مسکو، پکن و برخی کشورهای منطقه و جهان که با دقت روند انتقال قدرت در تهران را دنبال میکنند. در کنار این مواضع رسمی، رسانهها و اندیشکدههای جهانی نیز به سرعت در حال تحلیل پیامدهای این تحول برای آینده خاورمیانه و روابط ایران با قدرتهای جهانی هستند.
روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی، انتخاب آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای فرزند رهبر شهید انقلاب را به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، تن ندادن تهران به اظهارات رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر ضرورت تایید رهبر جدید توسط واشنگتن تعبیر کرد.
اروپا در تنگنای جنگ میان ایران و آمریکا گرفتار شده است.
در بحبوحه تشدید تنشها و حملات نظامی در خاورمیانه، اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر احتمال اعزام نیروهای زمینی به ایران، گمانهزنیها را درباره اهداف پنهان واشنگتن افزایش داده است. در حالی که ترامپ بر حفظ گزینهها برای شرایط «بسیار موجه» تأکید میکند، گزارشهای رسانهای از طرحی احتمالی برای اعزام نیروهای ویژه به منظور تصاحب ذخایر اورانیوم غنی شده ایران حکایت دارد؛ طرحی که بهانه حضور زمینی آمریکا در خاک ایران را مشخص میسازد.
دونالد ترامپ با همراهی اسرائیل در حمله به ایران، بزرگترین قمار سیاست خارجی دوران ریاستجمهوری خود را آغاز کرده است؛ اقدامی که با ریسکهای فراوان و ابهامهای جدی درباره اهداف و پیامدهای آن همراه است و میتواند آمریکا را وارد بزرگترین کارزار نظامی خود از زمان جنگهای افغانستان و عراق کند.
در حالی که حملات آمریکا و اسرائیل به ایران با هدف افزایش فشار بر تهران انجام شده به نظر میرسد نخستین و غیرمنتظرهترین برنده این بحران روسیه باشد.
تنشهای نظامی در قلب خاورمیانه، بازار انرژی را از مدارهای سنتی خارج کرده و به مرز «انفجار قیمتی» کشانده است. در حالی که کانونهای مالی غرب از کابوس نفت ۲۰۰ دلاری واهمه دارند، اهرم انرژی به مؤلفهای کلیدی در بازدارندگی راهبردی ایران بدل شده؛ موازنهای که میتواند نظم پولی جهان را با چالشی بیسابقه روبهرو کند.
مناقشه طولانیمدت با ایران میتواند تواناییهای آمریکا برای جلوگیری از چالشها، از مسکو گرفته تا پکن را به شکل منفی تحت تأثیر قرار دهد.
برخلاف لفاظیهای رسانهای، واقعیت نشان میدهد که اعراب بیش از آنکه به دنبال فتح تهران باشند، نگران بقاd خویش در میانه این توفان هستند. حکام کشورهای حاشیه خلیج فارس خوب میداننند که ورود به جنگ با ایران، برای آنها حکم بازی با آتش در انبار باروت را دارد.