چین همچنان برای توانایی ایران در مقاومت در برابر فشار آمریکا نقشی محوری دارد و نشست اخیر ترامپ و شی هیچ نشانه آشکاری ارائه نکرد که این وضعیت قرار است تغییر کند.
بر همه آشکار است که راهبرد سیاست خارجی چین، چه در پرونده ایران و چه در دیگر بحرانهای بینالمللی، عموما بر حرکت تدریجی، محاسبهگری و پرهیز از ورود مستقیم به منازعات پرهزینه استوار بوده است.
اگرچه واکنشهای راهبردی کشورهای مختلف خلیج فارس به جنگ متفاوت بوده است، همه آنها بر عناصر اساسی یکسانی استوارند: ادامه اتکا به حمایت آمریکا؛ متنوعسازی روابط امنیتی منطقهای و ترتیبات دفاعی؛ و در نهایت، تلاش برای تأثیرگذاری بر رفتار ایران از طریق ارتباطات پشتپرده و...
پیشنهاد هفت روزه ایران برای بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت به مذاکرات، از سوی دونالد ترامپ رد شده؛ همزمان تماسهای غیرمستقیم تهران و واشنگتن ادامه دارد و در داخل ایران نیز جدال بر سر مسیر خروج از این وضعیت، تندتر از همیشه دنبال میشود.
بعید است پیشنهاد توافق هفت روزه بتواند بیاعتمادی دیرینهای را که میان واشنگتن و تهران شکل گرفته است، برطرف کند.
تماسهای چندساعته اخیر با میانجیگری قطر، انتقال شروط ایران و ارائه طرح هفتروزه برای توقف خصومتها، رفع محاصره و سپس بازگشایی تنگه هرمز، بدون تردید یک تحول مهم در سطح دیپلماتیک طی هفتهها بنبست سیاسی است که بارقه امید کمرمقی را هم پدید آورده، اما «مهمبودن» یک تماس، با «ثمربخشبودن» آن تفاوت دارد.
نشست رهبران آمریکا و چین اگر چه در ظاهر پرهیاهو و پر زرق و برق بود، اما دستاورد ملموس و مهمی در پی نداشت و در واقع، هدیهای برای «شی» بوده که با استقبال گرم رئیسجمهور ایالات متحده روبرو شده است
اظهارات اخیر مقامات رسمی بازتابدهنده درک فزایندهای در منطقه خلیج فارس است که نشان میدهد کشورهای منطقه اکنون به دنبال مدیریت روابط خود با تهران هستند.
جنگ در آبهای جنوب ایران و انسداد تنگه هرمز سبب شد صادرات نفت عراق تقریبا به صفر برسد؛ موضوعی که نگرانی گسترده مقامات عراقی را به دنبال داشت.
بر اساس دادههای شرکت کپلر، روزانه چیزی بین ۱۰ تا ۱۲ میلیون بشکه نفت از تنگه عبور میکند؛ یعنی تقریباً نیمی از حجم پیش از جنگ؛ بااینحال، این میزان از روزی به روز دیگر تفاوت چشمگیری دارد.
ارزیابی دقیق تحولات ملموس نشان میدهد که خطر بروز یا گسترش مجدد جنگ بهشدت جدی و در بالاترین سطح ماههای اخیر قرار دارد، اما این وضعیت لزوماً به معنای حتمی بودن یک ناامنی طولانیمدت و همهجانبه نیست. ما دقیقاً در لحظه توازن بیم و امید ایستادهایم.
نظر میرسد کشورهای دو سوی اقیانوس اطلس نگران این هستند که ولادیمیر پوتین ممکن است به زودی جنگ خود را فراتر از اوکراین گسترش دهد.