خلیج فارس در حال کنار گذاشتن آمریکا یا برچیدن روابط امنیتیای که دههها در خدمت آن بوده نیست. در عوض، نظامی انعطافپذیرتر در اطراف همین روابط موجود در حال شکلگیری است.
تنشافروزی ششماهه آمریکا علیه ایران، واشنگتن را میان حفظ فشار در هرمز و مهار چین در اقیانوس آرام گرفتار کرده است
جنگِ هرمز، کشورهای شورای همکاری را در موقعیتی قرار داده است که ناگزیر به همکاریِ بیشتر با یکدیگر و با بازیگرانِ بینالمللی برای تأمینِ امنیتِ تجارتِ خود هستند. همکاریِ عربستان و قطر، ورودِ امارات به بنادرِ کلیدی، و توسعهٔ کریدورِ شارجه-عمان، همگی نشانههایی از یک همگراییِ اجباری اما واقعی در منطقه هستند.
نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، رهبران چین، روسیه و هند را کنار هم میآورد؛ نمایشی از کشورهای غیرغربی که پشت آن اختلافهای جدی اعضا، رقابت چین و هند و نگرانی از سلطه اقتصادی پکن، آینده این سازمان ۲۵ساله را مبهم کرده است.
دموکراسی آمریکا، هرچند تحت فشار قرار دارد، همچنان آزادیهای مدنی اساسی و انتخابات منظم را حفظ کرده و کنگره و دیوان عالی نیز دستکم تا حدی قدرت اجرایی را مهار میکنند. در مقابل، حزب کمونیست چین همچنان یک جعبه سیاه است.
کارشناسان شورای روابط خارجی آمریکا با گذشت شش ماه از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، از محاسبه اشتباه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا درباره میزان مقاومت ایران و پیامدهای این جنگ برای واشنگتن سخن گفتهاند.
مجموعهای از گزارشهای جدید نشان میدهد که چه کسی از اختلالات این درگیری سود برده و چه کسی ضرر کرده است.
تحریمهای ثانویه آمریکا علیه ایران که شرکتها و بانکهای کشورهای ثالث را نیز هدف قرار میدهد، بار دیگر پرسش قدیمی را زنده کرده است: واشنگتن بر چه مبنایی برای اقتصاد سایر کشورها تعیین تکلیف میکند؟
تحریمهای تازه آمریکا علیه ایران، همزمان با تداوم تنش در خلیج فارس و بنبست مذاکرات، این پرسش را جدیتر کرده که هدف واقعی واشنگتن چیست: وادار کردن تهران به عقبنشینی، فرسایش اقتصادی یا استفاده از فشار برای گرفتن امتیاز در پای میز مذاکره؟ در سوی دیگر، هزینه این بازی برای اقتصاد ایران و زندگی مردم هر روز سنگینتر میشود.
اکنون به نظر میرسد رویارویی آمریکا و ایران وارد دوره جدیدی میشود که احتمالاً با تحریمهای مداوم، فشار در اطراف تنگه هرمز، تهدیدها، مذاکرات و فعالیتهای نظامی محدود شکل خواهد گرفت.
استفاده اوکراین از تسلیحات دوربردتر باعث شده وسعت عظیم سرزمین روسیه، که زمانی یک مزیت نظامی محسوب میشد، به مشکلی برای مسکو تبدیل شود.
بحران تنگه هرمز پس از شش ماه بیش از هر چیز یک واقعیت را آشکار کرد: قدرت آمریکا از میان نرفته، اما قدرتی که فاقد یک راهحل سیاسی عملی باشد، دقیقا به چنین وضعیتی ختم میشود.