اگرچه امضاکنندگان میکوشند در برابر تهدیدهای منطقهای پیام قدرت و وحدت ارسال کنند، همزمان در توصیف این پیمان بهعنوان یک ابزار بازدارنده نیز محتاط بودهاند.
معاون سخنگوی سازمان ملل متحد اعلام کرد که این نهاد بین المللی در انتظار نتایج مذاکرات میان ایران و عمان درباره تنگه هرمز است.
گسترش درگیریها در خاورمیانه طی سه سال گذشته، حس فوریت را در میان کشورهای منطقه در مورد نیاز به تنوعبخشی به مشارکتهای دفاعی ایجاد کرده است.
در حالی که دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا همچنان در تلاش است تا مسیر توافق با ایران را باز کند، نیویورکتایمز در تحلیلی به قلم «مایکل کراولی» به بررسی دشواری تاریخی رؤسای جمهور آمریکا در فهم ساختار قدرت و منطق تصمیمگیری در تهران پرداخته است.
رئیس جمهوری آمریکا از آغاز حملات مشترک این کشور به همراه رژیم اسرائیل علیه ایران، با ادعای ازسرگیری مذاکرات بین واشنگتن و تهران، در مقاطع مختلف مدعی شده که حملات برنامهریزیشده که گاهوبیگاه آن را «بسیار سخت» توصیف میکند را لغو کرده است؛ الگویی آشنا که در جنگ پنج ماهه با ایران همواره به آن متوسل شده و راه بهجایی نبرده است.
هجوم بیسابقه دهها هزار مهاجر از مراکش به منطقه خودمختار سئوتا و بازگشت گسترده بخشی از آنها، دولت اسپانیا را در موقعیت دشواری قرار داد. این بحران مرزی که جان حداقل ۶۷ نفر را گرفت، پیامد مستقیم تنشهای ژئوپلیتیک و ناکارآمدی سیاستهای مهاجرتی دولت پدرو سانچز است.
اگر این دو درگیری به شکلی مستقیمتر با یکدیگر پیوند بخورند، نتیجه میتواند فاجعهبار باشد؛ بهگونهای که کشورهای متعددی، از جمله آمریکا و روسیه، درگیر یک جنگ آشکار و گسترده در سراسر اوراسیا و خاورمیانه شوند.
با تشدید تنش ها در روزهای اخیر، به نظر میرسد مقامات ایرانی در حال پذیرش یک استراتژی جدید هستند.
عربستان سعودی، به عنوان متحد کلیدی ایالات متحده در خلیج فارس، بار دیگر بر تصمیم ترامپ برای صرف نظر کردن از حمله به ایران، حداقل در کوتاهمدت، تاثیر داشته است.
یک رسانه انگلیسی با اشاره به عقبنشینی چندباره رئیس جمهوری آمریکا در مقابل ایران و همچنین دردسرهای دائمی که تهران برای وی ایجاد کرده است، نوشت که «عربستان سعودی اخیراً، درباره موقعیت کنونی رئیس جمهوری آمریکا در قبال ایران، پیامی تلخ اما واقعی به وی منتقل کرد.»
چه آنکه اوکراین نه به عنوان یک انتخاب، بلکه به عنوان یک ضرورت راهبردی، وارد مدار جنگ ایران و آمریکا شده است. این کشور اکنون یکی از قطعات اصلی پازلی است که در یک سوی آن واشینگتن و تلآویو و در سوی دیگر آن تهران و مسکو قرار دارند.
از نگاه پاکستان، حفظ توازن میان واشنگتن و پکن یا میان ریاض و تهران، نشانه سردرگمی نیست؛ بلکه اساس سیاست خارجی این کشور را تشکیل میدهد. بنابراین، آمریکا به جای آنکه این رفتار را نشانه غیرقابلاعتماد بودن پاکستان بداند، باید آن را یک واقعیت راهبردی تلقی کند که میتوان از آن بهره برد.