خاورمیانه همچنان تحت تأثیر تبادل آتشهای مقطعی و تنشهای نظامی پس از درگیریهای گسترده ماههای اخیر قرار دارد، همزمان نشانههایی از تلاش برای مهار بحران و پیشبرد مسیرهای دیپلماتیک دیده میشود؛ روندی که از یکسو با ادامه آتشبس شکننده و پاسخهای محدود نظامی همراه است و از سوی دیگر با اختلاف دیدگاه میان آمریکا و اسرائیل درباره نحوه مواجهه با ایران.
کیم جونگ اون از همهگیری کرونا برای تحکیم بیرحمانه کنترل خود بر کشور استفاده کرد. سپس با بهرهبرداری از جنگ روسیه در اوکراین، به اقتصاد کره شمالی جان تازهای بخشید.
اگرچه درگیریها همچنان ادامه دارند، اما کانون جنگ از عملیات نظامی به کشمکشهای دیپلماتیک منتقل شده است. بااینحال، مذاکرات همچنان در بنبست قرار دارد و به نظر میرسد ناامیدی در حال افزایش است.
جنگ با ایران سالها محل مطالعه و بررسی در جهان از منظر نظامی، ژئوپلیتیک و سیاسی خواهد بود. بر همین اساس، به باور «گاردین»، این جنگ از نظر شکست و افتضاح، بدل به یک نقطه عطف در تاریخ ایالات متحده شد؛ نقطهای که شاید در تاریخ آمریکا تنها با ویتنام قابل مقایسه باشد.
از آنجا که حاکمان خلیج فارس قادر به رفع این تهدیدها نیستند، به نظر میرسد مصمم شدهاند تا دستکم در داخل کشور نشان دهند که همچنان رهبرانی مقتدر هستند. آنها زیر پوشش جنگ، تدابیر اضطراری مشابه حکومت نظامی را به اجرا گذاشتهاند.
در شرایطی که توان مسکو در جنگی طولانیمدت با اوکراین در حال فرسایش است، خبرهای نگرانکنندهای هم از ناحیه خودمختار چچن و سلامتی رمضان قدیروف به گوش میرسند که میتواند اوضاع را برای کرملین وخیمتر سازد.
چرا آلمان و ژاپن از فهرست قدرتهای جهان حذف شدند؟ / آمریکا، چین، روسیه و بریتانیا چگونه قواعد بازی را تعیین میکنند؟/ در دنیای «قدرتهای بزرگ» چه میگذرد؟/ چرا «تابآوری» از بمب اتم و اقتصاد مهمتر است؟/ چرا داشتن اقتصاد برتر، تضمینی برای تسلط بر جهان نیست؟/ چرا بریتانیا نشان داد «سگ دستآموز» آمریکا نیست؟
همچنانکه امپراتوری بریتانیا در بحران کانال سوئز در 1956 با ناکامی روبهرو شد، به نظر میرسد که ایالات متحده نیز در بحران کنونی تنگه هرمز دچار ناکامی شده باشد. بااینحال، همانگونه که بریتانیا توانست از آن بحران فرصتی مالی برای خود فراهم کند، ایالات متحده نیز ممکن است بتواند موقعیت دلار و صادرات انرژی خود را استوار گرداند.
تداوم جنگ روسیه و اوکراین جامعه روسیه و نخبگان این کشور را با یک دوراهی سرنوشتساز روبهرو کرده است: آیا باید پایان جنگ و عدم تحقق تمام خواستههایشان را بپذیرند یا خود را برای پیامدهای اقتصادی تداوم جنگ آماده سازند؟
روند تقابل نظامی ایالات متحده با ایران، این روزها نه تنها در عرصه میدانی، بلکه در لایههای درونی حاکمیت واشنگتن نیز بحرانآفرین شده است
شاید مسکو در قضیه اوکراین تمایل داشته باشد که بهنوعی روابط خود با تهران را وجهالمصالحه کند، اما از آنجاییکه اروپا نیز در آن جنگ دخیل است و آن را نوعی منازعه وجودی برای خود میبیند، انجام چنین «معاملهای» برای مسکو کار چندان سادهای نیست.
بر پایه چهار معیار منابع، برد نفوذ، اعتبار و جایگاه و تابآوری، میتوان از چهار کشور ایالات متحد، بریتانیا چین، روسیه بهعنوان قدرتهای بزرگ نام برد. هرچند فرانسه و هند هم قدرتهای مطرحی بهشمار میروند که بهسادگی نمیتوان آنها را کنار نهاد.