
به گزارش خبرنگار آرانیوز( حوزه خوزستان )
ابتدا باید بگوییم کدام عوامل بنيادي رابطه و نقش بسيج در امنيت ملي را منطقي و تسهيل مي سازد؟ براي اينکه از راه علمي تحقيق به پاسخ ها و دلايل اقناعي برسيم، به نظر مي رسد پيشتر از هر دو مفهوم تعريفي ارائه نمائيم. از امنيت ملي تعاريف مختلف و متفاوتي ارائه شده که در طول زمان، دستخوش تغييرات گرديده است؛ اما بر يکي از تعاريف، اجماع بيشتري صورت گرفت: امنيت ملي يعني توانايي يک ملت براي دفاع از ارزش هاي داخلي خود در برابر تهديدات خارجي.
در مورد بسيج اگر چه تعاريف خاصي ارائه نشده است ولي با در نظر گرفتن اهداف بسيج و انگيزه ي موسس و بنيانگذارش و نيز رابطه اي که با امنيت و صلح در جامعه دارد، مي توان به اين تعريف رسيد: بسيج مجموعه همبسته و آماده اي است براي حفظ ارزش هاي نظام و مقابله ي همه جانبه با تهديدات و مقاومت در برابر تهاجمات.
هدف از تشکیل بسیج
يکي از مسلّمات و مفروضات اين است که "تهديدات همواره وجود دارند" و ناامني مشکل و بحراني است که بايد با آن مقابله کرد. علاوه بر آن، در جوامع و نظامي هايي مثل ايران که در برابر نظم ظالمانه جهاني مقاومت مي کند و تسليم محض وضع موجود نيست، اين پديده فزوني مي يابد. بنابراين، هدف اصلي موسس و بنيانگذار بسيج (حضرت امام خميني قدس سره الشريف) اين بوده است که نهاد انقلابي و مردمي بسيج در برابر تهاجم و تهديدات و ناامني ها مقاومت و دفاع نمايد.
بسيج رابطه تنگاتنگي با برقراري امنيت و زايل سازي تهديدات دارد
از آنجا که شأن ذاتي ساختار بسيج، مقاومت و مقابله و دفاع در برابر ناآرامي ها و تهديدات است و هرگونه اقدامات براندازانه نيز مخلّ امنيت و صلح و آرامش جامعه است، بنابراين، بسيج رابطه تنگاتنگي با برقراري امنيت و زايل سازي تهديدات دارد.
بسيج مأمور و متکفل دفاع و مقاومت است
ازطرفي، بسيج مأمور و متکفل دفاع و مقاومت است و نيروي منسجم و همبسته اي است که نه عزم جنگ و هجوم، بلکه آهنگ دفاع و مقابله دارد. از اين لحاظ چون امنيت ملي، توانايي براي دفع است و بسيج مأمور به دفاع است، بنابراين وظيفه ذاتي آن ايجاد امنيت است و رابطه ميان بسيج و مقوله امنيت ملي تنگاتنگ است. از بيانات پيش گفته، يک نتيجه امنيت نيز پديد مي آيد و آن اين است که اين نهاد مردمي و فراگير بايد هوشيارانه و بر اساس منطق استراتژيک عمل نمايد.
زيرا وظيفه مقاومت و مقابله در برابر تهديدات ايجاب مي کند، بسيج از حيث نظري مفهوم تهديدات و امنيت را بشناسد و از حيث عملي بر چرايي، چگونگي و زمان مقابله با تهديدات آگاهي يابد بدين منظور بسيج بايد از دو منظر رزمي و اطلاعاتي داراي توان باشد.
سازمان رزم مبتني است بر بعد فيزيکي و تجهيزاتي آن و سازمان اطلاعات نيز به کيفيت و نوع رفتار مقاومت و برخورد منسجم مبتني است. هر چه اطلاعات بسيج از ميزان و نوع تهديدات و خصومت هاي براندازانه و ناامني ها بيشتر و واقعي تر باشد، روند مقاومت و مقابله با آن منطقي تر و مقبول تر مي نمايد.
نهاد انقلابي و مردمي بسيج، مستغني از جمع آوري و تحليل اطلاعات استراتژيک و برآورد تهديدات نيست
از اين منظر، نهاد انقلابي و مردمي بسيج، مستغني از جمع آوري و تحليل اطلاعات استراتژيک و برآورد تهديدات نيست و بايد فعالانه ميداندار بماند نه منفعلانه منتظر باشد. به همين دليل شأن ذاتي اين نهاد مقدس و نگهدارنده ي انقلاب از هر نوع آسيب، اين است که هم عنصر اطلاعات آن مبتني بر دقيق ترين و مستند ترين تهديدات و آناليز آن باشد. اين، حاصل نمي آيد مگر به سرسختي در رزم و تيزبيني در اطلاعات.
امنيت و آسايش ملي از اين طريق بدست مي آيد و فقط در اين صورت است که مي توان مدعي شد پايبند به اصل مانده ايم: اگر خواستيم، بتوانيم و اگر خواستند، نتوانند. يعني بايد بتوانيم از انقلاب دفاع کنيم و نيز بايد نتوانند بر ما غلبه نمايند و اين اوج ايجاد و تضمين امنيت در سطح ملي است که به نظر مي رسد در نوع نظام ما که اسلامي، انقلابي و مقيد به اصول و مباني است، فقط و فقط از نهاد بسيج ساخته است.
نکته ديگر آنکه همواره اقدامات و سياست هاي نظام هاي سياسي در دو سطح ملي و بين المللي بازخورد دارد. هم مردم داخل کشور و هم جامعه جهاني به نوع رفتار دولت ها و نظام هاي سياسي حساس اند و اغلب به نظاره و قضاوت مي نشينند. از آنجا که نظام اسلامي ايران از ملاحظات و مقيدات افزونتري برخوردار است، رفتارهاي سياسي و امنيتي و دفاعي آن منضبط و مقيد و معياري است و نهاد مذهبي و مردمي بسيج در اين ميان بيش از همه مسئوليت و کار ويژه دارد.
زيرا از چهار ويژگي منحصر به فرد نسبت به ساير نهادها برخوردار است: رزمي، مردمي، انقلابي و اسلامي است. از اين رو تمام اقدامات آن مبتني بر چهار خصلت اصلي است. نکته اصلي همين جا است که مهمترين عامل برقراري حفظ موازنه ميان اقدامات بسيج و چهار خصلت ذاتي اش، برخورداري از سلامت نفس و استواري در بينش و عقيده است. هرگاه بسيج به امري وادار شد و بايد بر اساس مسئوليت و وظائف بدان پردازد و مي بايست اين موازنه بنيادين را برقرار نمايد تا در سطح ملي و بين المللي بازخورد مثبت ايجاد کند.
رضايت و قضاوت مردم داخل نظام از عناصر، کليد و رمز اصلي بقاء و توفيق بسيج است
رضايت و قضاوت مردم داخل نظام از عناصر، کليد و رمز اصلي بقاء و توفيق بسيج است زيرا در منظر امام خميني همه نظام با همه توان در خدمت مردم است و آنان ولي نعمتند. ارزيابي مردم بيرون از ايران نيز مهم است چونکه برخلاف دولت ها، ملل جهان به عدالت و حق گرايي تمايل دارند و لذا قضاوت و رضايت آنان نيز در سطح کلان اهميت و ارزش دارد. نکته اساسي، در اينجا اين است که اقدامات بسيج در حفظ امنيت و آسايش و مقابله با تهديدات بايد مبتني بر اصول و چهارچوبهاي معين باشد بطوريکه بازخورد مثبت برجاي بگذارد.
در نظام رفتارها پايبند و متکي بر اصول و مقررات ديني و انقلابي است
زيرا در نظام ما رفتارها پايبند و متکي بر اصول و مقررات ديني و انقلابي است. چنين دغدغه اي ايجاب مي کند که نهاد رزمي، مردمي، انقلابي و اسلامي بسيج همواره با حزم و عزم باقي بماند و اصولاً رفتار در عرصه امنيت و مقاومت، تهديدات و مقابله و هجوم و دفاع، ظرافت و ذکاوت مي طلبد. بدين ترتيب در رفتار امنيتي بسيج، نقش سلامت نفس و استواري عقيده و بينش، حياتي است. به همين لحاظ، اقدامات و رفتارهاي بسيج "اقتداري" است، يعني مشروعيت دارد، نه "قدرتي"، که نامشروع و ناموجه است.
بسیج و برقراري امنيت و آرامش جامعه
مسئله آخر اينکه: بسيج به دليل برعهده داشتن اصلي ترين و مهمترين وظيفه وشأن حکومت و نظام، يعني برقراري و حفظ امنيت و آرامش جامعه، به سازماندهي و آرايش ويژه و منظم نياز دارد. اگر نيروي مقاومت سراسر کشور به يک مرکز هدايت و اقتدار متصل نباشد، آهنگ مقاومت و دفاعشان نامتوازن خواهد بود. آرايش و سازماندهي اين نهاد مهم و حياتي آنچنان و آنگونه بايد تنظيم شود که گويي يک گروه سرود در حال خواندن سرودي هماهنگ براي امنيت و نظم اند.
از اين رو، اهميت مسئوليت مقاومت و دفاع در برابر تهديدات ايجاب مي نمايد که بسيج از اقدامات منظم و هدايت شده تأسي نمايد. به نظر مي رسد هر گاه ميان اطلاعات جمع آوري شده و آناليز آن و اقدامات متقابل، توازن برقرار باشد، توفيق و نيل به مقصود، منطقي تر حکمفرما مي شود.
لذا ضرورت دارد نهاد بسيج فراتر از همه ي جناح ها و جريان هاي موجود که به تنازع و بقاء در عرصه سياست مي انديشند و تا زماني که اقداماتشان مخل امنيت ملي نباشد، بر اين امر ايرادي هم وارد نيست، بايد و بايد به مقتدا و هدايتگر نظام توجه داشته باشد تا آهنگ حرکت رو به جلوي آن دلنواز و مقبول و مشروع بنمايد. نتيجه آنکه بسيج از هيچکس جز رهبر و هدايتگر نظام و انقلاب فرمان نمي برد و گام هاي امنيتي اش را جز به آهنگ کلام او بر نمي دارد.
به همين علت بسيج، همه توان، ارزش و قدر مقدس و عظيم خويش را براي هيچ کس و هيچ چيز مگر نظام و رهبر و مکتب هزينه نخواهد کرد. تا اينگونه است، هم منزلت و تقدس او محفوظ است و هم امنيت و آسايش اجتماعي تضمين مي گردد و هم رضايتمندي و خرسندي مردم حاصل مي شود.
استنتاج:
- رابطه تنگاتنگ امنيت ملي و بسيج موجب مي شود پويايي و تحول مفهومي مقوله امنيت، بر اثر زمان و مکان، نهاد بسيج را به دگرگوني اساسي در مقاومت و مقابله فرابخواند.
- وظيفه ي مقاومت و دفع خطرات امنيتي به بسيج مي آموزد که تهديدات همواره وجود دارند و لذا آمادگي در مقابله و برخورد با آن از اصلي ترين استراتژي هاي بسيج خواهد بود.
- چون رزم، عزم مي طلبد، بنابراين بنياد دفع و مقابله بر اطلاعات وهوشمندي استوار و متکي است. از اين رو بر بسيج است که خود را به جمع آوري و آناليز به موقع اطلاعات استراتژيک و کاربردي تجهيز و مهيا سازد.
- بازخوردهاي رفتارهاي سياسي، امنيتي در نظام الهي، از اهميت والايي برخوردار است. به همين دليل نيروي مقاومت بسيج بايد ميان خصلت هاي ويژه و نوع مقابله و مقاومت توازن ايجاد کند تا قضاوت و رضايت عمومي مثبت تلقي گردد.
- آهنگ پويش و استقامت بسيج فقط و فقط بايد از کانون اقتدار نظام يعني مقام ولايت تنظيم و نواخته شود.
- اگر امنيت ملي و آرامش عمومي شرط بقاي هر نظام است، بسيج در نظام اسلامي موجد و عامل بنيادي حفظ و بسط آن خواهد بود.
گردآورنده: محمد رضا خبازان