
به گزارش آرانیوز یکی از تئوریها در خصوص توزیع عادلانه منابع و فرصتها برای تحقق عدالت اجتماعی، نظریه “عدالت به عنوان انصاف” جان رالز است. این نظریه که در کتاب “نظریهای در باب عدالت” (A Theory of Justice) مطرح شده و بر فلسفه سیاسی و اجتماعی معاصر تاثیر داشته است.
یکی از اصولی که رالز مطرح می کند اصل فرصتهای برابر منصفانه است
این اصل بیان میکند که نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی باید به گونهای تنظیم شوند که همه افراد جامعه، صرف نظر از پیشینه اجتماعی یا اقتصادی خود، فرصتهای برابر برای دستیابی به موقعیتها و مناصب مختلف داشته باشند. به عبارت دیگر، هر فرد باید بتواند بدون توجه به شرایط اولیه خود، به فرصتهای برابر دسترسی داشته باشد. این اصل به ویژه بر اهمیت آموزش و پرورش و دسترسی به منابع اولیه تأکید دارد تا همه افراد بتوانند به طور منصفانه در جامعه مشارکت کنند.
از اصول دگری که رالز مطرح می کند اصل تفاوت است این اصل بیان میکند که نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی تنها در صورتی قابل قبول هستند که بیشترین منفعت را برای کمبرخوردارترین افراد جامعه داشته باشند. به عبارت دیگر، هرگونه نابرابری باید به گونهای باشد که وضعیت افراد کمبرخوردار بهبود یابد. این اصل به عنوان یک معیار برای ارزیابی نابرابریها و تنظیم سیاستهای اجتماعی و اقتصادی استفاده میشود. بطور خلاصه توزیع عدالت محور باید توزیع بر اساس توسعه نیافتگی باشد.
نظریه “عدالت به عنوان انصاف” جان رالز و مفهوم عدالت در اسلام هر دو به دنبال ایجاد یک جامعه عادلانه هستند، اما از دیدگاهها و اصول متفاوتی به این هدف میپردازند. در ادامه، برخی از نقاط تطابق و تفاوتهای این دو نظریه را بررسی میکنیم:
نقاط تطابق
1 تأکید بر عدالت اجتماعی: هر دو نظریه بر اهمیت عدالت اجتماعی تأکید دارند و به دنبال ایجاد شرایطی هستند که در آن همه افراد جامعه بتوانند به حقوق و فرصتهای برابر دسترسی داشته باشند.
2 حمایت از کمبرخوردارترین افراد: اصل تفاوت رالز بیان میکند که نابرابریها باید به گونهای تنظیم شوند که بیشترین منفعت را برای کمبرخوردارترین افراد جامعه داشته باشند. در اسلام نیز تأکید زیادی بر حمایت از فقرا و نیازمندان وجود دارد.
3 توزیع عادلانه منابع: هر دو نظریه به توزیع عادلانه منابع و فرصتها توجه دارند. در اسلام، اصولی مانند زکات و خمس به عنوان ابزارهایی برای توزیع عادلانه ثروت و کاهش نابرابریها معرفی شدهاند.
نقاط تفاوت
1 مبنای فلسفی: نظریه رالز بر مبنای لیبرالیسم و قرارداد اجتماعی استوار است، در حالی که عدالت در اسلام بر مبنای اصول دینی و اخلاقی قرار دارد.
2 روشهای اجرایی: در نظریه رالز، اصول عدالت از طریق فرآیندهای دموکراتیک و قانونی پیادهسازی میشوند، در حالی که در اسلام، اصول عدالت از طریق دستورات دینی و شرعی اجرا میشوند.
3 مفهوم عدالت: در نظریه رالز، عدالت به معنای انصاف و برابری فرصتها است، در حالی که در اسلام، عدالت به معنای رعایت حقوق الهی و انسانی و ایجاد توازن در جامعه است.
نتیجهگیری
در مجموع، هر دو نظریه به دنبال ایجاد یک جامعه عادلانه هستند، اما از دیدگاهها و روشهای متفاوتی به این هدف میپردازند. نظریه رالز بیشتر بر مبنای اصول لیبرالیسم و قرارداد اجتماعی استوار است، در حالی که عدالت در اسلام بر مبنای اصول دینی و اخلاقی قرار دارد.
فرهاد شهرکی
نماینده مردم شریف و فهیم سیستان
(تنگه احد جمهوری اسلامی ایران)