
تعدد نهادها، ارگانها، سازمانها و صندوقهای بازنشستگی موازی یکی از مشکلات جدی و ساختاری در نظام بازنشستگی کشور است که هر کدام با قوانین و ساختارهای مختلف، در مسیرهای گاه متضاد حرکت میکنند.
در حال حاضر، کشور دارای صندوقهای متعدد بازنشستگی است و نکته قابل تأمل آن است که به جز سازمان تأمین اجتماعی، عملاً هیچکدام از این صندوقها اساسنامه مشخص و جامع ندارند.
با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور و لزوم چابکسازی ساختارهای اداری و مالی، تجمیع صندوقها و نهادهای بازنشستگی موازی یکی از راهکارهای جدی برای مقابله با چالشهای فعلی است.
هدف از تجمیع، یکسانسازی بیچونوچرا نیست بلکه ایجاد ساختاری منسجم و پاسخگو است.
بر اساس قانون برنامه هفتم، حرکت از «بنگاهداری» به سمت «سهامداری» و فاصله گرفتن صندوقها از مدیریت مستقیم شرکتهای اقتصادی، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
در صورتی که مدیریت این فرایند به درستی انجام شود به طور قطع با مدیریت قوی، حرفهای و عدالتمحور تجمیع صندوقهای بازنشستگی میتواند اقدامی مثبت و راهگشا باشد.