
در داروخانهای شلوغ در یکی از محلههای مرکزی تهران، زنی با چشمهایی سرخ و صدایی لرزان نسخهای را روی پیشخوان میگذارد. نسخه مربوط به داروی شیمیدرمانی همسرش است؛ مردی ۵۴ ساله که به سرطان ریه مبتلاست. داروساز نگاهی به نسخه میاندازد، سری تکان میدهد و میگوید: «این دارو دیگه توی انبار نیست خانم، سه هفتهست نیومده. شاید هفته آینده بیاد.»
زن، ناامید نسخه را تا میکند و میگوید: «میگن باید داروی ایرانیش رو بگیریم، اما اون رو که مصرف کرد، حالش بدتر شد، تب کرد، بدنش تاول زد...»
صدای او در میان همهمه داروخانه گم میشود، اما روایتش شبیه دهها بیمار دیگر است که این روزها در صف داروخانهها، دنبال نجات میگردند.
به گزارش آرانیوز، حالا دیگر بحران دارو در ایران دیگر پدیدهای گذرا نیست؛ تبدیل به ساختاری مزمن شده که هر بار با یک شوک ارزی یا تحریم تازه، دوباره سر باز میکند. دیروز، مدیرکل دارو در سازمان غذا و دارو هشدار داد: «در بدترین دوران تأمین ارز هستیم. اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، حتی برای داروهای ضروری نیز با کمبود مواجه خواهیم شد. در صورت عدم تأمین ارز، زمستان امسال با کمبود آنتیبیوتیک روبهرو میشویم.»
از سوی دیگر داروسازان میگویند چرخه تولید دارو در کشور، بهویژه برای داروهای پیچیده و بیماران خاص، بهشدت به واردات مواد اولیه وابسته است و حدود ۵۰ درصد مواد اولیه دارویی ایران وارداتی است و بخش عمده آن از چین و هند میآید.
حال، اما با تداوم محدودیتهای بانکی، پرداختهای ارزی به تأخیر میافتد و شرکتهای تولیدی برای تأمین مواد اولیه، ناچارند از مسیرهای غیررسمی و با نرخ ارز آزاد خرید کنند؛ نتیجه آن نیز افزایش سه تا پنج برابری قیمت تمامشده دارو است.
به گزارش آرانیوز طبق برآورد انجمن تولیدکنندگان دارو، در سال ۱۴۰۳ ارزش دلاری واردات مواد اولیه حدود ۱.۲ میلیارد دلار بوده که بیش از ۴۰ درصد آن هنوز تخصیص نیافته و این در حالی است که کل بودجه ارزی بخش دارو در سال گذشته کاهش ۲۵ درصدی داشته است.
در چنین شرایطی، بسیاری از کارخانهها با کمبود نقدینگی و زیان عملیاتی مواجهاند. مدیر یکی از شرکتهای بزرگ دارویی نیز اخیرا گفته بود که: «ما الان با دلار ۶۰ هزار تومانی باید مواد اولیه بخریم، اما دولت اجازه افزایش قیمت دارو را نمیدهد. نتیجه این میشود که یا تولید را متوقف کنیم یا کیفیت را پایین بیاوریم.»
در واقع، قیمتگذاری دستوری در بازاری که همه مؤلفههایش آزادانه بالا میرود، نهتنها از مصرفکننده حمایت نکرده، بلکه تولیدکننده را به ورشکستگی کشانده است.
اما در کنار بحران تأمین دارو، واقعیت دیگری نیز پنهان نیست: ایرانیها بیش از هر زمان دیگری دارو مصرف میکنند. به گزارش اقتصاد ۲۴، آمار رسمی وزارت بهداشت نشان میدهد سرانه مصرف دارو از ۳۶۵ عدد در سال ۱۳۸۵ به ۶۶۹ عدد در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ یعنی هر ایرانی بهطور میانگین روزانه دو دارو مصرف میکند.
ارزش بازار دارو در همین بازه از ۸۲۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۸۳ به بیش از ۲۳۲ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ و این رشدی ۲۸۰ برابری در یک دهه نیز تنها با تورم توجیه نمیشود و به نظر مصرف دارو نیز با افزایش جدی رو به رو شده است.
از سوی دیگر پژوهشها نشان میدهد حدود ۴۸ درصد بزرگسالان ایرانی دستکم یک داروی فشارخون یا قلبی مصرف میکنند و ۲۶ درصد داروی مرتبط با دیابت.
داروهای پرمصرف کشور عبارتاند از:
متفورمین (دیابت)
لوزارتان و آسپرین (قلب و فشارخون)
فاموتیدین (زخم معده)
آموکسیسیلین (آنتیبیوتیک)
آلپرازولام (ضداضطراب)
به گزارش آرانیوز افزایش مصرف این داروها نشانهای از تغییر سبک زندگی، استرسهای اقتصادی، کمتحرکی، تغذیه ناسالم و خوددرمانی است.
این آمار تکان دهنده مصرف دارو در کشور نیز در حالی رخ میدهد که در آمریکا کمتر از نیمی از جمعیت روزانه یک دارو مصرف میکنند، اما در ایران دارو به کالای روزمره تبدیل شده است. به تعبیر یکی از اساتید داروسازی دانشگاه تهران، «ما ملت قرصخور شدهایم؛ هر درد را با دارو خاموش میکنیم، نه با اصلاح علت.»
در میان این بلوای مصرف فراگیر دارو و بحرانهای ارزی، بیماران خاص بیش از همه از بحران آسیب میبینند؛ بیماران مبتلا به سرطان، هموفیلی، اماس، تالاسمی و دیابت نوع یک از جمله همین آسیب دیدگان هستند.
چنانکه با کاهش واردات و جهش ارزی، دسترسی به داروهای حیاتی برای این گروه بهشدت محدود شده است. به گفته انجمن بیماران خاص، در سه ماه گذشته، بیش از ۴۰ قلم داروی حیاتی یا بهطور کامل نایاب شده یا با قیمت چند برابری در بازار آزاد فروخته میشود.
چنان که یک بیماران مبتلا به ام اس نیز در همین باره میگوید: «داروی اصلی من تا سال گذشته ماهی ۶۰۰ هزار تومان بود، الان یا نیست یا باید از بازار آزاد با قیمت ۵ میلیون تومان بخرم. بیمه هم فقط نصفش را میدهد.»
وضعیت نابه سامان ماجرای انسولین قلمی برای بیماران دیابتی نیز نمونهای از این بحران است. در بسیاری از داروخانهها این دارو وجود ندارد و بیماران مجبورند از نوع ایرانی استفاده کنند که اثربخشی متفاوتی دارد.
هم چنین گزارشهای میدانی از شهرهای مشهد، تبریز و کرمانشاه نشان میدهد داروهای حیاتی مثل تلفست، لانتوس، پلاویکس و هرسپتین، یا کمیاب شدهاند یا در فهرست داروهای در انتظار تخصیص ارز قرار دارند.
یک داروساز در اصفهان میگوید: «برخی داروها اصلاً تولید داخل ندارند و برای وارداتشان باید ماهها در صف ارز بمانیم. وقتی دارو میرسد، قیمتش دو برابر شده و بیماران توان خرید ندارند.»
این شرایط، اما اکنون در حالی رخ میدهد که حتی پس از جنگ دوازده روزه و افزایش محدودیتهای ارزی، بحران دارو به نقطه جوش رسید.
چنانچه که بنا بر گزارش آرانیوز و به گفته فعالان بازار، گروهی از واسطهها و شرکتهای خاص با انحصار در واردات و توزیع دارو، قیمتها را بهصورت مصنوعی بالا نگه میدارند. کارشناسان از این وضعیت بهعنوان «مافیای دارو» یاد میکنند؛ شبکهای که از شکاف میان دولت، بیمه و تولیدکننده بیشترین سود را میبرد. در چنین بازاری، احتکار دارو، قاچاق معکوس و فروش آزاد پدیدهای رایج است و از آنجا که قیمت برخی داروها در ایران پایینتر از کشورهای همسایه است، بخشی از داروهای یارانهای از طریق مرزها به خارج قاچاق میشود.