
به نام آنکه جان را به عزّت آراست و هستی را به نور معنا پیراست
نوروز ۱۴۰۵، همزمان با عید سعید فطر، در تقارنی مبارک، نویدبخش پیوند طراوت طبیعت با طهارت جان است؛ امید آنکه این تلاقی خجسته، بر دل و دیدهی هر ایرانی فرخنده و فرّخپی باشد.
«صد هزاران دیده بایستی دل ریش مرا
تا به هریک خویشتن بر خویشتن بگریستی»
نوروز امسال در حالی از راه رسیده است که جهانِ ما بار دیگر با زیاده خواهی و جنگ افروزی استعمارگران مواجه گشته؛ آنان که در نشئهی غرور، خِرَد را به کناری نهادهاند، باب منازعه با ایران گشوده و در این میان، فقدان جانسوزِ رهبری حکیم، زخمی تازه بر پیکر این سرزمین نهاده است.
در سنت حکمت، گرانبهاترین گوهرِ مُلک، نه زر است و نه زور، بل خرد است؛ آن عنصر شریف که چون با سلامت و عزت درآمیزد، مردمان را در حصار امن و آرامش جای میدهد. اما دریغا که چون مدار قدرت از تعادل خارج شود، خرد در کام آن فرو میرود و عقل، در حصار هیاهوی تصمیمهای ظالمانه و بیفرجام محصور میگردد و این همان وصفی است که امروز، در رفتار و گفتار برخی زمامداران عالم، خاصه رئیسجمهور ایالات متحده، بهوضوح رخ مینماید؛ تصمیمی که نه نیتی با مهر دارد و نه سنخیتی با منطق.
اینک که خون حیات در رگهای زمین دویده و شکوفهها آیینهدار طراوت گشتهاند، و موسم سیر و سیاحت فرا رسیده، ملت ایران، از سر بصیرت و غیرت، دل از آسایش شستهاند تا در پاسداشت حاکمیت، امنیت و عزت ملی، در صحنه حاضر باشند و با خروش خود، پشتیبان برادران دلیر خویش در میدانهای دشوار گردند.
بیگمان، چنین ملتی سزاوار ستایش و تکریم است؛ ملتی که در بزنگاه تاریخ، از خویش فراتر میرود و معنای والای «ما» را محقق میسازد.پاینده باد ایران.
هادی هاشمی نیا
نماینده مردم شریف خرم آباد و چگنی
۱۴۰۵/۱/۱