
سالهاست نام او با روابط عمومی بانک سپه گره خورده است؛ مردی که مأموریت خطیر «ریلگذاری افکار عمومی» را در دل یکی از بزرگترین ادغامهای تاریخ کشور بر دوش کشید؛ ادغامی که در آن چندین بانک و مؤسسه مالی و اعتباری در بانک سپه یکپارچه شدند و او با صبوری، تدبیر و مدیریت رسانها ی، نه تنها اجازه نداد این رویداد عظیم به بحرانی رسانهای و اجتماعی تبدیل شود، بلکه حواشی آن را چنان مدیریت کرد که نامش به عنوان خدمتی ماندگار به کشور در حافظه تاریخی این بانک ثبت شد؛ خدمتی که در سکوت خبری و بدون سر و صدا رقم خورد.
امروز، در آستانه ۱۷ مرداد، روز خبرنگار، به سراغ دکتر غلامرضا اسکندری رفته ایم؛ مشاور پارلمانی بانک سپه، دارنده دکترای مدیریت دولتی، طراح «سازمان ملی ایده یابی در کشور » ، مدرس دانشگاه علامه طباطبایی تهران .
او از همان ابتدای گفت و گو تأکید کرد که این مصاحبه نباید به یک گفت وگوی تشریفاتی و تکراری تبدیل شود؛ و راست گفت.
خبرنگار: آقای دکتر، نخست روز خبرنگار را تبریک میگوییم. اما گویا شما حرفی فراتر از یک تبریک دارید؟
اسکندری: از صمیم قلب، روز خبرنگار را به همه آنانی تبریک میگویم که قلم را به عنوان سنگر انتخاب کرده اند؛ به آنانی که در گرمترین میدانها و سخت ترین شرایط، تنها سلاح شان حقیقت است.
اما بگذارید صریح بگویم؛ روز خبرنگار نباید به یک «تبریک خام» تبدیل شود. تبریک خام یعنی اینکه در تقویم، یک روز را به نام تو ثبت کنیم، اما در ۳۶۴ روز دیگر، صدایت را نشنویم. تبریک خام یعنی عکسی که کنار تو میگیرند، اما حقیقتی که میگویی را
نمی بینند. تبریک خام یعنی گل و پیامک، اما
بی توجهی به درد و دغدغه ات.
بعنوان کسی که بخشی از دوران خدمتم را در زمان مسولیت ام در روابط عمومی بودم و تعامل سازنده ای با رسانه ها و خبرنگاران داشته و دارم، که البته خوشبختانه مدیران و همکاران پیشین و کنونی نیز با تعامل سازنده با رسانهها و خبرنگاران، در ایجاد آرامش و اعتماد و تحقق این موفقیتها نقش مؤثری داشتهاند ، نکاتی را عرض میکنم.
تجربه من در سالهای مدیریت روابط عمومی بانک سپه — به ویژه در روزهای پرالتهاب ادغام — به من ثابت کرد که خبرنگاران، خط مقدم اعتمادسازی هستند. در روزهایی که شایعه و ابهام، اراده مردم را هدف گرفته بود، این خبرنگاران بودند که با پرسش های شجاعانه و گزارشهای دقیق اشان، قطار این ادغام بزرگ را از دل گردنه های بی اعتمادی عبور دادند. به عقیده حقیر ، قدردانی واقعی از خبرنگار، سه چیز است:
1. شنیدن — نه فقط شنیدنِ حرف، که شنیدنِ حرفِ ناگفته؛
2. اعتماد — باور کردن به اینکه نقدِ خبرنگار، دشمنی نیست، دلسوزی است؛
3. شجاعت — کنار گذاشتن ترس از سؤال و هراس از حقیقت.
خبرنگار: شما اولین ارایه دهنده و طراح «سازمان ملی ایده یابی» هستید. اگر این ایده عملی شود، خبرنگاران در این سازمان چه جایگاهی دارند؟
اسکندری: پیشنهاد سازمان ملی ایده یابی را با یک هدف ارایه نمودم: اینکه «ایده» در این کشور از حاشیه به متن بیاید و هیچ ایده ای، حتی از دورافتاده ترین نقطه کشور، بدون شنیده شدن دفن نشود.
حالا بپرسید چه کسی بهتر از خبرنگار میتواند
ایده پرداز باشد؟
خبرنگار کسی است که هر روز با درد مردم زندگی میکند؛ او اولین نفری است که مشکل را میبیند، اولین نفری است که راه حل را در میان حرفهای مردم میشنود. خبرنگاران، رادارهای ملی هستند؛ اگر از آنها درست استفاده نکنیم، کشور کور حرکت میکند.
اینجا به صراحت از همه مدیران و مسئولان کشور میخواهم: از خبرنگاران استفاده بیشتری شود. نه فقط به عنوان ناقل خبر، بلکه به عنوان:
* کاشفان مسائل واقعی در میدانها، کارخانه ها، روستاها و کوچه های شهر؛
* طراحان راه حل از دل گزارشهای تحلیلی و
* ایده های عملیاتی؛
* ناظران مردمی بر عملکرد دستگاهها و مدیران؛
* پل ارتباطی میان نخبگان، مردم و تصمیم سازان کشور.
سازمان ملی ایده یابی اگر راه اندازی شود باید ظرفیت خبرنگاران را به عنوان «شبکه ملی ایده» رسمیت ببخشد؛ شبکه ای که هر خبرنگار در آن بتواند ایده های مردمی را از دل جامعه به بدنه تصمیم گیری کشور منتقل کند و هیچ ایده ای در گرد و غبار بی توجهی گم نشود.
خبرنگار: شما بر «روشنگری» تأکید کردید. در روزگاری که برخی فقط به دنبال دیده شدن اند، رسالت خبرنگار چیست؟
اسکندری: تاریخ به ما آموخته است؛ هر جا رسانه روشنگر بود، ملت نجات یافت و هر جا رسانه به ابزار نمایش تبدیل شد، ملت هزینه سنگینی پرداخت. نمونه های تاریخی کم نیستند؛ از روزنامه هایی که در روزگار مشروطه، چراغ آگاهی را در دل تاریکی روشن نگه داشتند تا خبرنگارانی که در دفاع مقدس و پس از آن، صدای حقیقت، ایثار و مقاومت بودند. اینها ستاره های روشن تاریخ اند.
اما در برابر این ستاره ها،
کسانی هم بوده اند و هستند که با نمایش در برابر دوربین ها و رسانه ها، فقط به دنبال مطرح کردن و اثبات خودشان اند، نه بررسی مشکلات واقعی کشور.
این افراد — در همه جناحها و با هر رنگ و نشانی — آفت مشترک این مملکت اند؛
آفتی که نخبگان واقعی را از صحنه بیرون میراند، تصمیمها را از مسیر کارشناسی خارج میکند و سرمایه ملی را صرف خودنمایی میکند، نه آبادانی.
از جامعه خبرنگاری میخواهم امروز رسالتی بزرگتر بر دوش بگیرد: روشنگری. رسانه باید آینه باشد، نه صحنه نمایش؛ باید بپرسد «مشکل چیست؟»، نه «من کیستم؟»؛ باید نقاد باشد، نه مقلد. روشنگری یعنی افشای نمایش سازانی که با شعارهای رنگارنگ، چشم مردم را از دردهای واقعی کشور برمیگیرند؛ و این افراد باید کنار بروند تا امور مملکت توسط نخبگان وطن پرست و مؤمن به کشور اداره شود؛ نخبگانی که کارنامه دارند، نه فقط قاب دوربین؛ نخبگانی که عاشق ایران اند، نه تشنه دیده شدن.
خبرنگار: پیام پایانی شما؟
اسکندری: به خبرنگاران میگویم: قلم شما از هر سلاحی مؤثرتر است؛ آن را برای حقیقت به کار بگیرید، نه برای حاشیه؛ برای مردم، نه برای جریان. و به مسئولان میگویم: روزی که خبرنگار را شریک دانستیم، نه مزاحم؛ آن روز، روزِ پیشرفت واقعی کشور است.
روز خبرنگار مبارک؛ اما یادمان باشد که قدردانی واقعی، نه در شعار، که در شنیدن صدای خبرنگار در تمام روزهای سال معنا میشود.