به گزارش آرانیوز،
و خلاصه با صداي يك خواننده صاحبنام و بيش از هزار تماشاگر
و صد البته سخنراني همه آنچه را كه در سكوت و بدون ساز و كرنا و كمترين
انعكاسي و با تحمل مشقات يك گروه وسيع از معماران و مهندسان و تكنيسينها و
صدها كارگر زحمتكش و در زمان وزارت دكتر كمال خرازي وزير وقت امور خارجه و
با حمايت تام و تمام مسئولان وزارت امور خارجه انجام شد «به نام خود
كردند»
و اين عجيب نيست چون كه گفتهاند: پيروزي هزار پدر دارد و شكست
يتيم است اما اين عجيب كه از اصحاب رسانه حاضر در آن مجلس طرب حتي يك نفر
نپرسيد كه آيا اين ساختمان از 1315 - سال اتمام كار سابق شهرباني – به همين
شكل و تر و تازگي مانده بود و انتظار ميكشيد كه دلسوزي خون جگر خورده
بيايد و بگويد؛ اي خلايق و اي شهروندان تهراني يادتان باشد كه اين منم كه
به فكر ميراث معماري شهرم!
يادتان باشد كه گذشتگان اين معماري باارزش
را به حال خود وانهاده بودند و اين منم كه ميدان مشق را احيا ميكنم تا
عريضترين خيابان تهران را به شهروندان و گردشگران كه مشقي نكنند و بلكه
گشتي بزنند و خوش باشند...
من همين جا و در تريبوني عام به شهردار
محترم تهران تبريك ميگويم كه راه گذشتگان دلسوز را تلويحاً تأييد كرده و
بياعتنا از كنار اين يادگار معماري 80 ساله نگذشته است اما معناي سكوتشان
در ارتباط با مرمت و احيا و زمان انجام آن را درك نميكنم و وظيفه خود
ميدانم كه محض تنوير افكار عمومي چند نكته را يادآوري كنم:
كاخ سابق
شهرباني در سال 1311 در زميني به وسعت 21099 متر مربع و با سطح اشغال 7217
متر مربع و محوطه داخلي 8923 متر مربع در مدت چهار سال ساخته شد و از هر
نظر يك معماري تلفيقي محسوب ميشود.
از نظر معماري دوره هخامنشي تا
معماري سنتي ايران و از لحاظ به كارگيري مصالح سنتي و مدرن – نظير بتن و
فلز و... - بهره گرفته شده است و بتدريج و بخصوص در اين اواخر رو به ويراني
ميگذاشت و كساني كه به عنوان متهم يا شاكي به اين محدوده رفت و آمد كرده
باشند حتماً به ياد ميآورند كه در يك سوي همين ميدان مشق كه در دوره
محمدرضا شاهي به بلواري نامتناسب و مغاير با كاربري اوليه تغيير شكل يافته
بود گروهي با دستبند به ساختمان يا همان كاخ آورده ميشدند و در اين سو
سفرا و نمايندگان كشورهاي مختلف يا شهروندان عادي درتردد بودند.
همين
مشق باشكوه امروز، محل پارك كردن اتوبوسهاي كارمندان وزارت امورخارجه يا
اتومبيلهاي كاركنان و خودروهاي نيروي انتظامي بود كه در بسياري از مواقع
به تعميرگاهي ميماند كه رانندگان در اوقات بيكاري در حال تعمير
اتوبوسهايشان بودند و همزمان مقامات عالي خارجي در اين فضا تردد
مينمودند و...
من از ساير زشتيهاي اين ميدان باشكوه امروز چيزي
نميگويم اما به اين نكته اشاره ميكنم كه با ايجاد تيم هدايت فني و با
حضور نمايندگان محترم ميراث فرهنگي و معماران بنام و قدرتمند كشور دهها
ساعت صرف اين شد كه نيروي انتظامي متقاعد شد كه اين كاخ ويران شده را با
قيمت مناسب به وزارت امور خارجه واگذار كند و باز ساعت ها وقت گذاشته شد كه
مسئولان و كارمندان وزارت امورخارجه متقاعد بشوند كه با اندكي پيادهروي
از پاركينگي نوساز، ويژه كارمندان اين وزارتخانه استفاده نمايند و تا رسيدن
به اين نقطه من و همكارانم هزاربار مرديم و زنده شديم و در مقابل مخالفان
ايستاديم كه اين عريضترين خيابان شهر تهران جولانگاه اتوبوسها و... نشود و
باز هزاران ساعت وقت و نيروي معماران و مهندسان خلاق به كار گرفته شده كه
از سال 1382 تا سال 1384 اين كاخ چنان مرمت بشود كه انگار سال 1315 است و
كاخ آماده افتتاح است. كاخي با 220 اتاق و 14 سالن.
براي هر متر مربع
آن از فكر و ايده گرفته تا تأمين بودجه و حتي براي نابودي و حذف
موريانههايي كه تار و پود ساختمان را به زوال ميكشاند از كارشناس
حشرهشناس به نام آقاي مهندس علي پازوكي بهره برد تا اخذ يك نتيجه عالي،
همه ما از بن جان مايه گذاشتيم تا اين مجموعه به صورت محوطهاي بسيار زيبا و
ديدني با خيابانهاي سنگفرش شده و احياي بناي دروني آن علاوه بر كاربرد
اداري در سطح عالي، محل بازديد اكثر ايرانگردان و جهانگردان در تهران قرار
گيرد و خوشبختانه از تمام مراحل اجرا صدها دقيقه فيلم و هزاران قطعه عكس
تهيه شد تا در مجامع دانشگاهي به عنوان يك نمونه دقيق و اصولي مرمت، تدريس
بشود...
و شكي ندارم كه از آغاز تا به پايان هيچ كدام از ما از شخص وزير
وقت گرفته تا نيروهاي عادي به فكر آن نبوديم كه چيزي را از آن خود كنيم
بلكه تمام تلاشمان اين بود كه يك محدوده تاريخي را از مرگ حتمي نجات بدهيم و
محض تنوير افكار آن مدهوشاني كه تاريخ را به فراموشي سپرده بايد بگوييم كه
در ضلع جنوبي اين كاخ و طي زمان، يك و نيم متر از ارتفاع ساختمان در زير
خاك مدفون شده و براي رسيدن به كف واقعي ساختمان و نجاتبخشي فرسودگي آن
دستاندركاران مؤمن و معتقد با جان خود بازي كردند تا تاريخ نميرد و
ساختمان جان گيرد.
در اينجا وظيفه خود ميدانم كه به نام از كساني همچون
دكتر حميدرضا نيككار اصفهاني،دكتر بهروز غريبپور،شادروان دكتر سيدباقر
آيتالله زاده شيرازي، شادروان مهندس هادي مير ميران، مهندس حسين
شيخزينالدين، دكتر كامران صفامنش، مهندس فرامرز پارسي، دكتر ايرج
كلانتري، دكتر ايرج اعتصام، دكتر اسكندر مختاري، مهندس مهرداد بهمني و
مهندس علياكبر سعيدي و همكاران تلاشگر در اداره كل ساختمان و پشتيباني
وزارت خارجه وقت كه متأسفانه نمي توانم ازيكايك آنان نام ببرم و تعداد زياد
ديگري از مهندسان فعال و كوشاي كشور كه دوشادوش من و با حداقل چشمداشت و
با حداكثر ايمان و توان، كاخ را كه حاصل كار معماران سرزمين عزيزمان بود به
چنين فضايي مبدل بكنند تا امروز لوكيشن دهها فيلم وسريال و گذرگاه هزاران
هزار شهروند و گردشگر بشود،صميمانه و از عمق جان قدرداني نمايم تا دست آخر
در آن مراسم عجيب به نام ديگري نامگذاري نشود.
به ياد داشته باشيد و غافل مباشيد كه هميشه كساني هستند كه ميشنوند، كه ميبينند و كساني هستند كه به ياد ميآورند.
مرتضي بانك - معاون اداري و مالي وقت وزارت امور خارجه و كارفرماي مرمت كاخ سابق شهرباني تهران
منبع : روزنامه ايران