
آرانیوز – صدیقه صباغیان؛ تقویم ورق میخورد و به ۱۳ آبان میرسد؛ روزی که باید سرشار از هیاهوی شوق، خندههای کودکانه و صدای زنگ تفریح مدارس باشد، اما امروز کوچهپسکوچههای شهر، زانو زدهاند و مزار شهدای دانشآموز، لالهزاری از دلتنگی مادرانی است که بهجای هدیه و تبریک، کاسهای آب و شاخهای گل به دست گرفتهاند تا برای جگرگوشههای خفته در خاکشان مادری کنند.
۱۳ آبان امسال، پاییزیترین و دلسوزترین روز سال است. در هر گوشهای از این سرزمین که پا میگذاری، نیمکتهای چوبی کلاسها خالی از حضور عزیزانی است که درس ایثار را پیش از همه مشق و دفترهای مشقشان را با خون سرخ خود امضا کردند. این روزها اگر به گلزارهای شهدا سر بزنی، دلت آتش میگیرد.
استان البرز، این خطه سرافراز، دستانش پر از ستارههای روشنی است که روزی در همین کوچهها و مدارس، با کیفهای مدرسه و رؤیاهای بزرگ میدویدند؛ شهدای دانشآموزی که کلاس درس مدرسه را رها کردند تا در کلاس بزرگ مقاومت، رتبه نخست عشق و شهادت را کسب کنند.
اما دلسوزتر، غمبارتر و غریبتر از همه، تصویر مادران این سرزمین است. امروز روز دانشآموز است؛ روزی که باید خانهها پر از صدای تبریک، لبخند و پاکتهای کادو میشد، اما مادران شهدای دانشآموز البرزی و مادران داغدیده، امروز بهجای پشت میز نشاندن جگرگوشههایشان، دور مزار آنان نشستهاند.
در این میان، یاد شهدای دانشآموز کرج و خانوادههای داغدیده و سرافرازی همچون خانواده معزز شهیدان تقیزاده، دل هر رهگذری را میلرزاند؛ خانوادههایی که قاب عکس رنگوروگرفته فرزندانشان را روی سینه فشار میدهند و بهجای در آغوش کشیدن جوانقامتانشان، با سنگ سرد مزار درد دل میکنند.
یاد دانشآموزان بیدفاع مدرسه میناب نیز به خیر؛ همان دخترکان معصومی که در اوج شیطنتهای کودکی و در میان هیاهوی درس و مشق، هدف کینه و ددمنشی دشمن قرار گرفتند. تصویر آن مدرسه تخریبشده و کلاسهای ویرانی که در یک آن به خون غلتیدند، هنوز هم داغ دل مادران را تازه میکند و هرم نفسهای سوخته آن روز، در فضای تاریخ باقی است.
امروز مادران میناب، مادران کرج و مادران این خاک پاک، بهجای کادو دادن به فرزندانشان، مقنعههای خاکی، روپوشهای خونین و عکسهای یادگاری را در آغوش کشیدهاند. سر بر سنگ مزار میگذارند، شانههایشان از گریه میلرزد و زیر لب با سوز دل زمزمه میکنند: «فرزندم! روزت مبارک ... کادوی من به تو، اشک چشم و دل پارهپارهام است که روی مزارت ریختهام.»
وقتی نگاهی به آن مدارس ویرانشده و کلاسهای بمبارانشده میاندازی، گویی هنوز هم صدای خندههای بچهها لابهلای آوارهای سرد به گوش میرسد. دشمن خیال کرد با پرپر کردن این غنچهها، تخریب مدارس و ویران کردن سنگرهای علم، میتواند صدای آزادی و غیرت را خاموش کند، غافل از اینکه هر مزار شهید دانشآموز و هر نیمکت خالی، امروز به کانون بیداری، مقاومت و غرور این ملت تبدیل شده است.
آری؛ امروز مادران شهدا با چشمانی خیس و دلی شکسته، اما استوارتر از همیشه بالای سر مزارها و نیمکتهای خاطرهانگیز ایستادهاند و به دنیا اعلام میکنند که فرزندان این آب و خاک، تا ابد زندهاند و درس استقامت را روی تختهسیاه تاریخ با خط خون مشق کردهاند. روح تمام شهدای دانشآموز، از البرز سرافراز و خانوادههای صبوری همچون تقیزاده تا میناب مظلوم، شاد و راهشان پر رهرو باد.