به گزارش آرانیوز، فرشید شاه محمدی در همایش تجلیل از پژوهشگران و فناوران برتر استان مرکزی در سخنانی با محوریت توسعه ملی و تکاپوی ایرانی گفت: توسعه برای ایران یک امر حیاتی و ضروی و مسئله مرگ و زندگی است.
وی در خصوص اهمیت این موضوع گفت: منطقه خاورمیانه بحران زده است. از سال 2003 تا امروز دو همسایه ما در معرض تهاجم بودهاند، داعش را در منطقه داشتیم و تحریم های اقتصادی، علمی و تکنولوژیک علیه ایران شدت گرفت و کارشکنی آمریکا در برجام باعث ارعاب اروپایی ها و آسیایی ها شده و اقتصاد ایران در این شرایط تحت فشار قرار دارد.
شاه محمدی با بیان اینکه اگر این منطقه آرام بود می توانستیم مانند اتحادیه اروپا اتحادیه غرب آسیا را ایجاد کنیم افزود: این بحران ها یکی از دلایل ضرورت توجه خاص ایرانیان به توسعه است.
وی در خصوص دومین دلیل اهمیت توجه به توسعه ملی در ایران گفت: سرمایه های انسانی و اقتصادی ما به سرعت رو به نزول است تقلیل ذخایر شناسایی شده نفتی ما محرز شده و در کنار آن با کاهش قیمت نفت روبرو هستیم و در دنیا رشد سریع تکنولوژی های جایگزین نفت ارزش استراتژیک نفت خاورمیانه را پایین می آورد.
عضو هیات مدیره مدیران صنایع استان مرکزی اظهار کرد: از سال 65 تاکنون 65 درصد منابع آبی خود را استفاده کردهایم و امروز با بحران آب مواجهیم که این امر منجر به جابجایی عظیم نیروی انسانی و حاشیه نشینی های عظیم به عنوان معضل حاد اجتماعی شده است.
وی با بیان اینکه رشد جمعیت ما روندی کاهنده دارد و کهنسالی در حال شکل گیری است افزود: سرمایه جوان کشور رو به کهنسالی گذاشته این دو چهره عبوس یعنی فشارهای غرب و کاهش سرمایه ها ما را تشویق می کند که توسعه ملی را جدی بگیریم.
شاه محمدی با تاکید بر اینکه ایران دارای وضعیت خاصی بوده و متعهد است که به شیوه ها و روش های خود توسعه را مدیریت کند گفت: قرار نیست الگوبرداری کنیم یا وابستگی حاد ایجاد کنیم. مقام معظم رهبری توقع دارند که توسعه ملی در داخل کشور تکمیل شود و آرمان ها و سیاست ها را در این مسیر خودمان تبیین کنیم و این امر ما را به تکاپوی خاصی سوق می دهد.
وی شرایط ایران را با شرایط ژاپن و آلمان متفاوت عنوان کرد و با بیان اینکه تمام مجاری رشد بر روی ایرانی ها در حال بسته شدن است و تحریمی که اتفاق افتاده از پیچیده ترین تحریم هایی بوده که در تاریخ دیپلماسی واقع شده است اظهار کرد: یا باید عقب نشینی کنیم که نمی کنیم یا باید یک مدل خاص و استثنایی را طراحی کرده و خود را براساس آن از بحران دور کنیم.
شاه محمدی افزود: از سویی علاوه بر دو اهرم فشار گفته شده مشکلات درونی نیز وجود دارد که ناشی از رفتارهای ماست ، از جمله آنها اینکه ما ایرانی ها به اسناد بالادستی مان توجه نمی کنیم. این اسناد همچون سند اقتصاد مقاومتی یا سند چشم انداز 1404 سندهای توسعه ملی هستند و سندهای مادر هستند. در کشورهای پیشرفته دنیا این اسناد زیربنای حرکات بعدی است اما ما این اسناد را در نظام بروکراسی چاق و فربه خود به فراموشی می سپاریم و در چنین شرایطی در واقع خط اصلی گم می شود.
وی دومین مورد بسیار پیچیده در ایران که مانع توسعه است را مقاومت افکار عمومی در مقابل توسعه دانست و با بیان اینکه ما به توسعه بی اعتنا هستیم گفت: انباشت پول بیش از حد در نظام بانکی و دریافت پول از کاری که انجام نمی شود یکی از دلایل اثبات این مدعاست.
شاه محمدی افزود: سن بازنشستگی در ایران حدود 50 سال است در حالی که در کشورهای صنعتی سن بازنشستگی بالای 60 سال است و ما در واقع بخش عظیمی از سرمایه انسانی را با دست خود عزل می کنیم.
به گفته وی، فاصله فقیر و غنی در ایران در حال زیاد شدن است. بخش زیادی از ثروتی که توسط فرادستان تولید می شود وارد چرخه تولید نمی شود پس نظام کار و تولید دچار خدشه می شود. این پول یا در جایی که مفید نیست انباشت می شود یا از کشور خارج می شود. منابع در حال تحلیل رفتن است و دولت در سه ماهه اول امسال تنها توانست 21 درصد بودجه عمرانی را تامین کند در حالی که این بودجه محرک اقتصاد است، در واقع با پولی مواجهیم که هست و نیست.
شاه محمدی با بیان اینکه ما در یک پیچ تاریخی بزرگ قرار داریم ولی چون در متن آن هستیم چندان متوجه آن نیستیم، گفت: بحران هایی نیز در حال شکل گرفتن است که یکی از آنها مربوط به صندوق های بازنشتگی است که امسال نتوانستند با درآمدهای خود پاسخ بازنشستگان را بدهند و دولت که خود دچار مشکلات مالی است مجبور شد 43 هزار میلیارد تومان کمک کند تا این صندوق ها حقوق بدهند.
وی با بیان اینکه حجم نقدینگی انباشته شده در بانکها به نظام بانکی فشار می آورد و این سیستم نمی تواند نرخ بهره را کم کند، گفت: هزار میلیارد تومان در بانکها انباشته شده و آنها باید 250 میلیون بهره بدهند و دیناری از این سرمایه هم در چرخه تولید و اشتغال تاثیرگذار نیست.
شاه محمدی مهاجرت جوانان المپیادی از کشور، آمار نامطلوب بیسوادی و کم سوادی، افزایش 2.2 برابری جمعیت از سال 55 تا 95، افزایش دو برابری تعداد زندانیان و افزایش قابل توجه پرونده ها در دادگستری را آمارهایی هشداردهنده دانست و گفت: سهم ایران از ثروت جهان یک دهم درصد است پس نمی توانیم بگوییم کشور ثروتمندی هستیم. این آمارها نشان می دهند که روند توسعه در ایران نواقص بسیار دارد که البته قابل رفع هستند.
وی اظهار کرد: در هر سه حوزه محوری توسعه یعنی سرمایه های انسانی، اقتصادی و اجتماعی نیاز به بازنگری های اساسی داریم و سومی از همه مهمتر است.
شاه محمدی یکی از عوامل ناهنجاری در توسعه را نفت دانست و با بیان اینکه نفت هیچ کشور در حال توسعه ای را به موفقیت نرسانده است، گفت: ما در مقوله توسعه فاقد رهبری فکری هستیم. امروزه برای هر کار مهمی یک نهاد در کشور فعال است اما تلاش های ما در حوزه توسعه به شدت پراکنده و از هم گسیخته است. در حالی که یک نهاد لازم است که بدون جوزدگی های سیاسی، فارغ از دغدغه های اجرایی و تعصبات خاص و با شناخت مولفه های درون جامعه به تدوین نظریه های توسعه بپردازد.
وی ایران را از حیث تولید نظریه های توسعه فقیر دانست و گفت: فقدان نظریه های توسعه کار را مشکل می کند. ایران نیازمند یک نهاد فکری است که فارغ از دغدغه های سیاسی و اقتصادی چتر توسعه را بر کل کشور باز کند. این مرکز توسعه نظریه پردازی باید متناسب با تحولات کشور به کار ادامه داده و نظریه جدید بدهد یا نظریات قبلی را ترمیم کند. این مرکز باید به همه نخبگان و اندیشنمدان علمی دسترسی وسیع داشته باشد و به کمک سربازان توسعه که دانشگاهیان هستند فرهنگ توسعه را ترویج داده و به عنوان مطالبه اجتماعی و ملی بیان کند.
شاه محمدی استقلال فعالیت و کار مستمرو دامنه دار، دربرگیری تمامی رشته های علمی و بهره گیری از کمک ده ها هزار انسان وارسته برای تحقق توسعه و ترویج فرهنگ توسعه را از ویژگی های این مرکز عنوان کرد.
وی با بیان اینکه این مرکز "دانشگاه" است، گفت: دانشگاه باید به عنوان پیشران توسعه مولد نظریه های ناب، ایده های خلاقانه و چشم اندازهای متنوع باشد، کاری که در ایران رها شده است، افزود: تحقق چنین امر مهمی به سازوکارهایی نیاز دارد. اول اینکه دانشگاه این جایگاه را قبول کند. دوم اینکه دانشگاه ها با تکاپوی گسترده علمی و تحقیقاتی به آحاد مردم بقبولاند که برای عبور از پیچ خطرناکی که در آن گرفتار شده ایم شایستگی احراز این کرسی رهبری را دارد.
شاه محمدی در ادامه به استاندارد فرایند تصمیم سازی اشاره کرد و با بیان اینکه در این روند دانشگاه ها یا نهاد های وابسته به آنها چشم انداز توسعه را تعریف و با شناخت عمیق از یک مسئله نظریه خلق می کنند، این نظریه توسط نهادهای واسط به سمت اجرایی شدن می رود و به صورت برنامه اجرایی درمی آید و در مرحله آخر مجریان قرار دارند که نظریه را اجرایی می کنند.
وی با بیان اینکه در این روند استاندارد مجریان خود ایده نمی دهند و فقط به اجرا می پردازند گفت: کسی که هم جایگاه اجرایی دارد، هم تصمیم ساز و نظریه پرداز است فرصت ظهور و بروز به دیگران نمی دهد و این مشکلی است که ما با آن دست به گریبان هستیم. برخی طرح ها همچون طرح هایی که به سدسازی هایی گسترده یا ساخت گسترده مسکن منجر و در کشور اجرایی شد همین روال را داشت و سرمایه های عظیمی را به هدر داد.
شاه محمدی گفت: امروز مدیران ما به علت فقر نظریه پردازی بار سنگینی بر دوش دارند، لذا نهادهای مولد فکر از جمله دانشگاه باید وارد پذیرش مسئولیت شده و به مدیران اجرایی کمک کنند وگرنه مدیران ناچارند در ساحت فقر نظریه پردازی تصمیم بگیرند و حرکت کنند که در این صورت یا جامعه دچار سردرگمی می شود یا ناچاریم از نظریات وارداتی استفاده کنیم.
وی اظهار کرد: 2276 دانشگاه به عنوان بزرگترین مراکز علمی کشور با برخورداری از بیش از سه میلیون دانشجو و 37 هزار استاد ستاد عظیمی است که باید این امر مهم را برعهده بگیرد.
شاه محمدی با بیان اینکه چشم انداز 2040 و 2035 ایران توسط دانشگاه استنفورد و موسسه مکنزی نوشته شده در حالی که دانشگاه های ما باید آنرا می نوشتند گفت: دفتر ارتباط صنعت و دانشگاه را باید به دفتر ارتباط دانشگاه و توسعه بدل کرد تا بتوانیم در حوزه اندیشه سازی و کمک به مجریانی که زیر بار فشار هستند گام های مهمی برداریم و دانشگاه باید این مدیریت را برعهده بگیرد.
انتهای پیام/9601