مطالبه گری از شاخصه های مهم توسعه سیاسی و مردم سالاری در جهت حضور مردم در جایگاه نظارتی است. انتخابات نیز ابزاری مهم در توسعه سیاسی و پیگیری حقوق عمومی و مشارکت مردم در مدیریت جامعه است. 
به گزارش اختصاصی آرانیوز(حوزه خوزستان)در ادامه تحلیل های انتخابی که گام به گام ویژه انتخابات یازدهم دوره مجلس شورای اسلامی صورت گرفته شاهد آن هستیم که پس لرزه انتخاباتی بعد از خداحافظی نمایندگان مجلس شهرستانهای رامهرمز، بهبهان، ایذه و باغملک، ماهشهر این بار به شادگان رسیده که نماینده آن باید با مردم خداحافظی کند.
شنیده ها حاکیست عبدالحسن سالمی در زادگاهش شادگان وارد عرصه انتخابات می شود و پرچم عشایر طوایف بزرگ سالمی برفراز شهرستان شادگان به اهتزار در می آید.
دعوت و استقبال فعالین سیاسی، بزرگان، خانواده معظم شهدا، جانبازان، رزمندگان و مردم غیور و ولایتمدار شادگان از سالمی رزمنده هشت سال دفاع مقدس برای حضور و کاندیداتوری مجلس برای شهر شادگان/پرده برداری از یک کاندیدا جدید با کولهباری از تجربه و قوانین پارلمان

امضاء و چراغ سبز تمامی عشایر بزرگ و شیوخ مردم فلاحیه برای عبدالحسن سالمی صورت گرفته تا مارتن سخت انتخاباتی در خوزستان به رقابتی تنگاتنگ درآید.
گام بزرگ مردم غیور و ولایتمدار شادگان برای سالمی به واسطه خوشنامی خانواده ای وی صورت گرفته است.
به زعم اندیشمندان و مصلحین، انتخابات در جامعه ما نقش واقعی خود در توسعه سیاسی و ابزار مردم سالاری برای نیل به رفع مطالبات عمومی را از دست داده است و ارتباط این دو از هم گسیخته شده است.
دو گروه از کنش گران در کم رنگ شدن انتخابات در پیگیری حقوق عمومی شهروندان نقش مهمی دارند به طوری که بعد از انتخاباتی، مانند انتخابات مجلس شورای اسلامی شاهد فعالیت غیر سازندهی این دو دسته افراد در جامعه هستیم که اتفاقا در اقلیت هستند.
دسته اول کسانی هستند که کاندیدای آنها به مجلس شورای اسلامی راه پیدا کرده است:
آنها نمایندهی منتخب را تنها متعلق به خود دانسته و همه ی تلاش خود را در جهت بهره مندی از مواهب پیروزی انتخاباتی خود به کار می برند و همه چیز را در قالب تُنگ انتخابات تفسیر و تحلیل می کنند و در صورتی پیگیر مطالبات عمومی شهروندان خواهند بود که در جهت منافع انتخاباتی آنان باشد
لذا طوری جو گیر پیروزی انتخابات می شوند که از فردای پیروزی به فکر انتخابات چهار سال آینده افتاده و شعار خدمت به جامعه را فراموش می کنند.
دسته دوم:
اقلیتی هستند که بخاطر شکست در انتخابات، و دوری از تصمیم سازیها و تصمیم گیریهای جاری نه تنها همان اندک توان و اراده برای پیگیری مطالبات عمومی را ندارند بلکه نقش چوب لای چرخ رقیب پیروز خود را در پیش می گیرند و از به نتیجه نرسیدن برنامه های رقیب به خود می بالند.
اینگونه فضای دو قطبی و تنازع آمیز، ضمن هدر رفت سرمایه های اجتماعی و انسانی، باعث به حاشیه رفتن نخبگان و کنشگران مصلح اجتماعی و کم رنگ شدن عقلانیت جامعه شده و نقش انتخابات را نیز به عنوان ابزار پرداختن به مطالبه اکثریت جامعه به ابزار تامین منافع اقلیت تقلیل می دهد. در نتیجه شاهد افزایش محرومیت ها و انباشته شدن مطالبات شهروندان خواهیم بود.
خلاصه کلام اینکه وظیفه و مسئولیت کنشگران آگاه، دعوت به مطالبه گری آرام و بدون جبهه گیری سیاسی و انتخاباتی است زیرا که نتیجه آن موجب رواج برادری و همدلی در جامعه و اولویت بخشی مطالبات عمومی در بین مسولان نیز خواهد شد.





