
به گزارش آرانیوز، از نگاه دولت روحانی، مجلس نهم طی دو سال گذشته، در موضوعات مختلفی از قبیل: رأی اعتماد به اعضای کابینه، مذاکرات هستهای، ارزیابی عملکرد وزارتخانه هایی چون علوم، ارشاد و... در برابر دولت قرار داشته و کنشهای حامیان اندک دولت در مجلس، با شکست همراه بوده است.
بنا بر این پیش فرض ، دولت، همچون همه دولتها، به دنبال ترکیبی در مجلس است که بتواند با سیاست های کابینه هماهنگی بیشتری داشته باشد و در دور دوم ریاست جمهوری، شاهد مجلسی یکدست تر باشد و بدین منظور، علیرغم محدودیت ها و ممنوعیت های قانونی، به شکلی پرحجم و سازمان یافته، به دنبال تصاحب اکثریت مجلس آتی است.
برنامه ها و چالش های دولت برای این انتخابات، موضوع یادداشت حاضر را تشکیل می دهد.
1. راهبردها و برنامه های دولت برای انتخابات مجلس دهم
در دو سال اول دولت یازدهم، بیشتر فعالیت ها و اقدامات دولت بر روی مذاکرات هسته ای با قدرت های جهانی، متمرکز بود تا با به نتیجه رساندن آن، میوه درخت توافق را در فصل انتخابات بچینند. حال، با پشتوانه ای که دولتی ها از توافق هسته ای به دست آورده اند، تلاش می کنند نسخه ای جدید برای ترکیب مجلس دهم بنویسند.
از بدو پیروزی روحانی در خرداد 92 تاکنون، اعتدالگرایی به عنوان گفتمانی نو در سطح قوهی مجریه و مدیران دولتی، مطرح شده است.
صاحبنظران بسیاری معتقدند روحانی در دوران انتخابات، واجد گفتمانی منسجم و دارای مولفه های متمایزی از دیگر جریان های سیاسی فعال کشور بویژه در نسبت با اصلاح طلبان نبود. اعتدال، تنها یک ایده بود، نه یک گفتمان و نه شاید حتی استراتژی و راهبرد و این بعد از خرداد 92 بود که رسانه های دولتی سعی کردند اعتدال را به یک گفتمان برخاسته اجتماعی تبدیل کنند.
برداشت عمومی مردم از «ایدهی اعتدالی» نیز متأثر از فضای محسوسی بود که به دلایل مختلف شکل گرفته بود. و لذا با توجه به اینکه ترکیب آرای انتخابات در چند روز آخر با یک کنش عاطفی و ترفند سیاسی، به صورت ناگهانی به نفع آقای روحانی تغییر کرد، نمی توان به صراحت، میزان معتنابهی از انگیزه و اقبال مردم نسبت به ایشان را میتوان به مفهوم اعتدال نسبت داد.
در حقیقت، می توان گفت رأی به ایدهی اعتدال جنبه سلبی داشت و «نه» گفتن به سایر ایدهها و گفتمانها و استراتژیها بود. او تنها با نفی مدیریت 8 ساله به تمجید از مدیریت 16 ساله (دوران سازندگی و اصلاحات) پرداخت و در واقع محصول برگشت به گذشته بود. درست همچون پیروزی خاتمی در خرداد 76. خاتمی نه با یک گفتمان منسجم و مشخص که به شکلی سلبی و با "نه" به دولت موجود پیروز شد، و سپس تیم وی، شروع به گفتمان سازی از پیروزی او تحت عنوان گفتمان اصلاحات نمود تا اینکه در عرض چند سال، توانست پایگاه اجتماعی ویژه ای را از آن خود کند.
درصد بالایی از تبیینهای فشرده دربارهی اعتدال در طی ماههای بعد از انتخابات هم مؤید وجود همان ابهامات در فهم کلی این واژه بود که احساس نیاز به بحث در مورد اعتدالگرایی را ایجاد میکرد.
با این حال، اعتدال هنوز به گفتمانی مشخص تبدیل نشده است. گفتمان، مجموعه ای از معانی و مفاهیم در مواجهه با محیط اجتماعی است که با نشانه هایی ظاهر می شود و روحانی هنوز هیچ نشانه متمایزکننده ای به مثابه گفتمان اعتدال به جامعه ارائه نداده است.
اما اکنون، با پایان مذاکرات، اعتماد به نفس دولت بنفش بالا رفته و به نظر می رسد، آنها به عنوان اولین گام برای چیدن میوه درخت توافق، علاوه بر اینکه، مسیر سومی را برای فتح بهارستان در نظر گرفته اند هر چه بیشتر و ملموس تر به تبیین تمایزات گفتمانی خود با دیگر جریان های سیاسی کشور مشغولند . گفتمانی با برند اعتدال گرایی، که روزبه روز در حال پررنگ شدن است و نه از اصلاح طلبی می گذرد و نه از اصولگرایی.
دولت اعتدال، در وهله اول، مایل است دال مرکزی گفتمان اعتدال را "مقابله با افراط" ترسیم کند و خود را نتیجه گریز جامعه از قطبی گرایی افراطی چه در اصول گرایی و چه در اصلاح طلبی بنمایاند (نک: دلایل پیروزی جریان اعتدال به روایت ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور در خبرگزاری ایلنا)
اعتدال گرایان دال گفتمانی خود را "اعتدال" و "عقلانیت" می دانند و تلاش میکنند آن را به عنوان وجه تمایز خود از اصلاح طلبی و اصولگرایی هر دو ترسیم کنند. به زعم آنها، هم اصلاح طلبان و هم اصولگرایان، دارای وجوهی از افراط (در مقابل اعتدال) هستند که وجه ایجابی آن در گفتمان اعتدال، همان عقلانیت خوانده میشود.
دولت اعتدال مایل است با ترویج دوقطبی "اعتدال- افراط" خود را در میانه افراط گرایی (افراط اصلاحاتی و اصولگرایی) ترسیم کند.
توازن میان آرمان و واقعیت، تعریفی است که اعتدال گرایان از میانه روی، ارائه می کنند و میانه ایستادن بین دو سویه افراط، اولین شاخصه گفتمانی اعتدال است که توسط چهره های مختلف آن، ترویج می شود.
اگرچه از لحاظ تئوریک، اعتدال بیش از آنکه به منزله "دگر افراط" به چشم بیاید، عدالت فردی و مفهوم راولزی عدالت (یعنی انصاف در گفتمان آزادی) را به ذهن متبادر می کند. چنانکه برخی معتقدند بن مایه اعتدالگرایی را باید "عدالت فردی" دانست که عدالت (عدل اجتماعی) (قسط) مهمترین "دگر" آن محسوب می شود. (گفتمانی که احمدی نژاد در دوره اول، پرچمدار آن بود). و لذا عقلانیت حاکم بر اعتدالگرایی، عقلانیت لیبرالی اعتدالی و اعتدال مدنظر آن اعتدال فردی و عدالت راولزی (انصاف) است و نه اعتدال اسلامی که هم عدالت فردی (تقوا) و هم عدالت اجتماعی (قسط) را مدنظر دارد. (نک: دیدگاه های ابراهیم فیاض)
بر همین اساس، مبنای پیدایش و پیروزی جریان اعتدال، اولین نقطه افتراق گفتمانی اعتدالگرایی و اصلاح طلبی است. چرا که اصلاح طلبان معتقدند پیروزی روحانی، نتیجه و تداوم اصلاحات است و اعتدالگرایان، برعکس، معتقدند ظهور اعتدال و پیروزی روحانی، به دلیل رویگردانی مردم از اصلاح طلبان به عنوان یک ضلع افراط (و البته اصولگرایان) بوده است. آنها پیروزی روحانی را به مثابه گریز ملی از افراط های دو جناح و نیاز مردم به میانه روی، تلقی می کنند.از همین رو، اقدام به این گفتمان سازی با سردی و دهن کجی اصلاح طلبان مواجه شده است. آنها تاکنون به انحای مختلف، به نقد و نفی گفتمان سازی دولت دست زده اند.
جریان اصلاحات با توجه به تلاش دولت برای تعریف خود به عنوان جریان سوم در کشور، تاکید دارد که اعتدال نه تنها یک گفتمان نیست بلکه یک روش و مرام است آن هم برای پیگیری سیاست های اصلاح طلبانه. همچنین این جریان به صراحت به بدنه سیاسی خود اعلام کرده است که نمی بایستی اعتدال را یک جریان سوم در کشور قلمداد کرد چرا که تمامی جریان های دیگر تابعی از تنها دو جریان اصیل یعنی راست و چپ یا همان اصولگرا و اصلاح طلب می باشند. حال آنکه، منسوبان دولت تاکنون تلاش کرده اند به ایجاد و ترویج گفتمان و هویتی مجزا برای خود بپردازند.
یا اینکه مدعی شده اند اگر گفتمان اعتدال، بخواهد رهبری داشته باشد رهبر آن، هاشمی خواهد بود و نه روحانی. (مصاحبه علی شکوری راد با روزنامه آرمان امروز، با عنوان "برخی وزرا باری بر روی دوش دولت شده اند"، 14 مرداد 1394)
2-1) برنامه اصلی دولت برای انتخابات مجلس: راهبرد مسیر سوم: ائتلاف با اصولگرایان و اصلاح طلبان میانه رو
بر مبنای همین تعریف گفتمانی، چهره های تئوری پرداز بنفش تلاش می کنند راه خود را در انتخابات آتی، از اصلاح طلبان و اصولگرایان جدا کنند.
راه حل دولت در عرصه عملیاتی برای نهادینه کردن گفتمان اعتدال، راهکار "ائتلاف با میانه روها"ی (میانه رو با تعریف خودشان) دو جریان اصلی سیاسی کشور است. ائتلاف با اصولگرایان بینابینی (از جمله طرفداران لاریجانی و یا ناطق نوری) و اصلاح طلبان "در نظام" (از جمله تشکیلات ندا)
از نگاه دولت، اصولگرایان میانه رو کسانی هستند که مایل به ائتلاف با دولت هستند و سایر اصولگرایان اعم از حامیان جبهه پایداری، جبهه تازه تاسیس یکتا، حامیان احمدی نژاد، ایثارگران و... همگی ذیل عنوان اصولگرایان افراطی و تندرو قرار می گیرند. در این میان اعتقاد دیگر اصلاح طلبان آنست که قالیباف به دلیل به یدک کشیدن کارنامه اجرایی مثبت در نقش دگر دولت جایگاهی برجسته را داراست و حساب او تا حدی از دیگر اصولگرایان جدا تفسیر می شود.
بر اساس چنین تحلیلی دولت تصور می کند در صورت ائتلاف با نزدیکان فکری خود در دو جناح اصلی، خواهد توانست رقیب پرقدرتی برای سایر اصولگرایان باشد. حزب اعتدال و توسعه به دبیرکلی محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت و معاون رئیس جمهور، در رقابتی زیر پوستی با حزب کارگزاران سازندگی تلاش می کند نقش محوری را در این بازی برعهده بگیرد.
گرچه در این میان یکی از اهداف دولت، مدیریت "اصولگرایان تضعیف شده" است اما هدف بزرگتر اعتدالیون تلاش برای شکل دهی آرایش سیاسی جدید در کشور است. بر اساس این آرایش سیاسی جدید، اعتدال در میانه ایستاده و راست و چپ آن را نیز اصولگرایان و اصلاح طلبان شکل خواهند تا به تعبیر اعتدالیون، آنان موفق به جذب رای از طرفین شوند.
تلاش ها برای تحقق این الگوی انتخاباتی، البته باز هم با دلخوری اصلاح طلبان مواجه شده است. هدف اصلی دولت، تصاحب "اکثریت مجلس" به هر نحوی است و هدف اصلاح طلبان، بقا و عرض اندام سیاسی حتی با چسبیدن به دولت. از این رو آن ها دلواپس الگوی ائتلاف دولت با اصولگرایان معتدل (بینابینی) هستند و آن را الگویی موفق نمی دانند و همچنان بر الگوی همراهی اصلاحطلبان و اعتدالگرایان، پافشاری می ورزند. (نک: سرمقاله روزنامه ابتکار: با عنوان "عاقبت یک جدایی"، 14 مرداد 1394)
حال آنکه مغزهای متفکر دولت بنفش اصرار دارند، هویت، مسیر و آرایشی مجزا و متمایز برای خود تعریف کنند، راه بیندازند و جا بیندازند.
اصلاح طلبان به دلیل موضع ضعف خود همچنان راهکار برونرفت از معضل فعلی را استمرار الگوی انتخابات 92 میدانند، حال آنکه دولت درصدد است میوه دستاوردهای خویش را خود بچشد. به همین خاطر، در هفته های اخیر، نگرانی اصلاح طلبان برای عدم همراهی طیف حامی دولت در انتخابات مجلس با آنان افزایش یافته است.
اگرچه برخی چهره های واقع گراتر اصلاحات، به صورت تلویحی اذعان کرده اند که دولت با اصلاح طلبان متحد نخواهد شد و در نهایت، آرایش سیاسی انتخابات را به شکل سه ضلعی تغییر خواهد داد. (موسوی لاری می گوید: "فکر میکنم – انتخابات مجلس- سه قطبی شود. یک جریان تندروی اصولگرا قطب بعدی اصلاحطلبها و قطب سوم جریان اصولگرایی معتدل".)
با این حال، روشن است مقصد اعتدال و اصلاحات یکی است و دولت در موضع ضعف، قطعا ائتلاف با میانه روهای هر دو جناح را گسترده تر خواهد کرد و با طیف های بیشتری از اصلاح طلبان متحد و همراه خواهد شد. سران اصلاح طلب با درک خطرات تمایز، تمامی تلاش خود را برای اتحاد دولت با همه اصلاح طلبان و ارائه لیستی واحد از اعتدال گرایان و اصلاح طلبان در انتخابات آتی، به کار بسته و خواهند بست.
3-1) برنامه دولت برای تعامل با اصلاح طلبان
پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، اصلاح طلبان کوشیدند تا وی را پیروز سیاست های انتخاباتی خود تعریف و تفسیر کرده و به صراحت اعلام کنند که وی مستاجر اصلاح طلبان است. به این ترتیب جریان اصلاحات تصور می کند علت های کافی برای باج خواهی از روحانی را در اختیار دارد. متقابلا روحانی عقیده دارد که اصلاح طلبان وام دار او هستند نه برعکس.
وزارت کشور، مهمترین نقطه افتراق جریان فتنه – اصلاحات با دولت یازدهم است. اصلاح طلبان در تلاش برای نفوذ به بدنه فرمانداری ها، احیای احزاب منحله و اخذ مجوزهای ویژه سیاسی هستند که در هفته های اخیر با تغییر برخی استانداران و فرمانداران تا حدودی اصلاح طلبان را خرسند کرده است.
این تنازع البته چنانکه گفته شد، در حیطه تئوریک و گفتمانی نیز جاری و ساری است.
بی تردید در صورت عملی شدن برنامه های دولت برای مجلس آینده، توان اصلی اعتدال با تسخیر دو قوه مضاعف شده و اصلاح طلبان یا به عنوان تابع عمل خواهند کرد و یا زاویه ای از سر استیصال از دولت پیدا خواهند نمود. از جانب دیگر عدم توفیق دولت در انتخابات مجلس فضا را برای پررنگ تر شدن نقش سلطه گرانه اصلاح طلبان نسبت به اعتدال فراهم تر خواهد کرد.
4-1) برنامه دولت برای تعامل با اصولگرایان
جریان اعتدال- اصلاحات هر یک به فراخور دیدگاه خود به دنبال تضعیف و مدیریت جریان اصولگرایی است. جریان اصلاحات به دلیل این که گفتمان اصولگرایی در تضاد با ماهیت استحاله شده، سازشکارانه و براندازانه بخش مهمی از اصلاح طلبان است سعی در مقابله با این گفتمان با حذف آن از عرصه سیاسی- اجرایی کشور آن هم از طریق دولت اعتدال دارد. اعتدالیون نیز برای شکستن یکپارچگی در درون اصولگرایان دوگانه سازی هایی همچون راست سنتی- راست افراطی را کلید زده و در تلاش برای حذف مخالفان خود با برچسب افراط گرایان توسط بخش راست سنتی هستند.
همچنین دوقطبی سازی با احمدی نژاد و احیای نسبی او به این فضا کمک میکند که اصول گرایان غایب صحنه باشند. احمدی نژاد هم توده گراست و هم عدالتخواه و این دو موضوع در نگرش و