کد خبر: ۸۴۱۷۱
تاریخ انتشار: ۰۵ فروردين ۱۴۰۱ - ۱۲:۳۵

اولتیماتوم یک اقتصاددان به فرماندهان اقتصادی دولت/قیمت دلار را به دست کاخ‌سفید نسپارید/ هدف گیری اصلی این تحریم ها تضعیف ارزش پول ملی کشور بوده است

اولتیماتوم یک اقتصاددان به فرماندهان اقتصادی دولت/قیمت دلار را به دست کاخ‌سفید نسپارید/ هدف گیری اصلی این تحریم ها تضعیف ارزش پول ملی کشور بوده است حسین صمصامی اقتصاددان می گوید: «خرمشهر ارزی» ما دست دشمن افتاده، اما متوجه نیستیم و ضمن عقب‌نشینی سنگربه‌سنگر به نفع دشمن، به او کوچه می‌دهیم تا پیش بیاید و گرا می‌دهیم تا سرزمین ما را بزند! با این شرایط منتظر تضعیف بیشتر پول ملی کشور باشید!
اولتیماتوم یک اقتصاددان به فرماندهان اقتصادی دولت/قیمت دلار را به دست کاخ‌سفید نسپارید/ هدف گیری اصلی این تحریم ها تضعیف ارزش پول ملی کشور بوده است
 

به گزارش آرانیوز، در روزهای بازپسین، سدۀ پانزده خورشیدی هم، همچون سه چهار دورۀ سلف خود، شرمگین و خجل از اینکه باز هم فرّهی و مکانت و متانت مردم مظلوم و فرهمند ایران‌زمین را پاسخی درخور نداشته، رخ در نقاب تاریخ می‌کشد. تندبادی که از مبدأ 1500 میلادی در پی‌آمد سربرآوردن اژی‌دهاک شبه‌تمدن نیمه‌وحشیِ غرب ــ بخصوص با پیش‌تازی چهار پادشاهی اسپانیا، هلند، پرتغال و بریتانیا ــ در شرق وزیدن گرفت، و باز در منطقۀ ما با محوریت کاخ باکینگهام اتّساع و گسترش یافت، در روندی بطئی و سیصد ساله، بندبندِ دُرّ مکنون «هویت شرقی» را در سه کانون هندوستان بزرگ، ایران بزرگ و عثمانی بزرگ (هر سه هم پارسی‌زبان!) از هم گسست، و با کشکولی از حیلت و مکر و فریب و نیرنگ، رکاز اندیشه را در این ناحیه به محاق برد.

این طریقت فرساینده و مضمحل‌کننده، در ایران ما، بخصوص از زمان ناصرالدین میرزا ــ شاه شهید! ــ روندی تصاعدی به خود گرفت، و کم‌کمک رخت هویت و فکر غربی بر تن و روح نخبگان سرزمین ما، راست آمد و تراز شد. برکشیدن «رضا ماکسیم سوادکوهی» به «سردار سپه‌»ی، و بعدتر گماشتن او به پادشاهی این سرزمین کهن، که برای اولین بار در تاریخ بصورت مستقیم توسط صدرنشینان «باکینگهام پالاس» به سامان رسید، رمق‌های پایانی تمدن ایران اسلامی را گرفت و سوسوی امیدهای فرهنگی و تمدنی و هویتی این کهن بوم‌وبر به خاموشی گرایید.

هم از این رو است که دستگاه‌ها و نهادها و اندیشه‌ها و کارکردهای ما، جز نوادری که در گوشه‌هایی منزوی شدند، همگی حیثیت و هویت غربی به خود گرفتند، و با سرافکندگی به عمله‌ای بدل شدند که اگر نخبه‌ای تربیت می‌کنند، یا اگر به «پاس کردنِ تسک»ی مشغولند، همواره و عمیقاً چپق فرهنگِ ضدفرهنگِ غیب‌نشناسِ مادی‌گرای غرب را چاق کنند.

ب) قهراً و به طریق اولی، مفاهیم و نهادهای معطوف به «پول و بانک» نیز از این قماش است. فحص و بحث بر این محور، مجالی موسّع می‌طلبد، گواینکه تاکنون نیز تفرّس و تفحص گروه اقتصادی خبرگزاری تسنیم بر این موضوع مهم، به انتشار صدها مطلب تخصصی و چاپ 6 عنوان کتاب با موضوعات مرتبط با این مسئله در سال‌های اخیر منتهی شده است.

یکی از شاخه‌های این بحث، موضوع «نرخ برابری ارزها» است که رهاورد فتور و اهمال دست‌یابی و گسترش دانش تخصصی آن، یا بی‌توجهی به کانون‌های دارای دانش در این مسئله، راه دادن به رشد شدید و بی‌بدیل ادواریِ نرخ ارز و مآلاً رخ‌دادن بی‌ثباتی شدید اقتصادی، و استمرار تورم بی‌مانند در دنیا، و کاهش شدید ثبات اقتصادی و سرمایه‌گذاری اقتصادی در کشور بخصوص طی کمی بیش از یک دهۀ اخیر بوده است.

ج) آنچنان که در ادامه خواهد آمد، آن «بشر پریمِ» مهاجمِ آنگلوساکسون، که از جزیرۀ نمزدۀ انگلستان به «گیفتد لندِ» ایالات متحده کوچ کرده، از یک دهه قبل‌تر تاکنون، با رشد تکنولوژیک و توسعۀ ابزارهای ارتباطی دورۀ سوپرپست‌مدرنیزم، امکان به‌کارگیری «موشک‌های اقتصادی با سرجنگی منهدم‌کنندۀ قدرتمند و نقطه‌زن ارزی» را پیدا کرده، و لذا در نوبه‌های متعدد و ادواری با به‌کارگیری همین ابزار در حال ستیز با مردم ایران است، تا اقتصاد کشور را با مشکلات پیچیده و عجیب عجین کند. جنگی که طی یک دهه در اتاق جنگ وزارت خزانه‌داری آمریکا توسط چریک‌های کت‌وشلواری همچون ریچارد نفیو، جیمز ریکاردز، و خوان زاراته طراحی و هدایت شد، و اکنون رابرت مالی یهودی‌زاده متولی آن است. جنگی که با هدف قرار دادن مرکز و لنگر اقتصاد کشور، دومینو وار سایر شئون اقتصادی کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به مشوب شدن کل اقتصاد کشور منتهی می‌شود، و مردم مظلوم و مقاوم و منصف ایران را بیش از پیش را آماج رزیّه و نائبه و بلا قرار می‌دهد.

رهبری معظم، بارها و بارها در مواقف کلیدی ــ برای مثال در حکم تنفیذ سیدابراهیم رئیسی، که در آن تأکید شده: "سیاست تقویت پول ملّی را بِجِد دنبال کند"  ــ بارها بر این امر تأکید کردند، اما خواهیم دید که مسئولان ما طی یک دهۀ گذشته، هیچ حسّی نسبت به نقطۀ کانونی این جنگ نداشته‌اند و آرایش مسئولان کشور در این حوزه به «گودبای پارتی» شبیه‌تر بوده تا «آرایش جنگی در منطقۀ نبرد»! مایۀ تأسف است که این مسئولان افزون بر اینکه سنگر به سنگر کار را به دشمن واگذاشته و عقب‌نشینی کرده‌اند، از هدف قرار گرفتن عرض و ناموس اقتصادی این سرزمین هیچ نگرانی به خود راه نداده و نمی‌دهند!

گزارش خطا
نظرشما
captcha