کد خبر: ۹۳۶۴
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۴

اخلاق اختلاف " ( درآمدی بر تقابل اندیشه های نخبگان استان)

شاید کنون که این مطلب را می‌نویسم، باز هم بزرگوار ی اشاره نماید که سر و تن این نوشتار برازنده هم نیست، اما چه میشود کرد، که باید نوشت، دل سوزاند و از همه عزیزان برای تصحیح گامها مدد جست. لذا با وقوف بر نقصان قلم پیشاپیش از پراکنده بودن مطلب عذر خواسته و آنرا به حساب اندک دانش نگارنده مرقوم دارید؛ واما چی شد انتخاب این موضوع و این بهانه...

اخلاق  اختلاف

 ( درآمدی بر تقابل اندیشه های نخبگان استان) 
 شاید کنون که این مطلب را می‌نویسم،  باز هم بزرگوار ی اشاره نماید که سر و تن این نوشتار برازنده هم نیست،    اما چه میشود کرد،  که باید نوشت،  دل سوزاند و از همه عزیزان برای تصحیح گامها مدد جست. 
لذا با وقوف بر نقصان قلم  پیشاپیش از پراکنده بودن مطلب عذر خواسته و آنرا به حساب اندک دانش نگارنده مرقوم دارید؛
واما چی شد انتخاب  این موضوع و این بهانه...
شب گذشته بخاطر پیگیری موضوعی به منطقه ملاشیه که از مناطق بسیار عریق و محروم شهر میباشد،  رفتم، 
خیابانهای تاریک و مملو از زباله، گرفتگی فاضلابها،  کوچه های باریک و آسفالت نشده، حتی پس از نهضت آسفالت!!  حضور جوانان و مردان ایستاده و بعضاً نشسته پای قلیان که رخسار آنان حکایت درد آور، فقر و بیکاری را به نمایش میگذاشت،  کودکانی که بی مهابا با پای برهنه در کوچه ها و در میان شیشه های شکسته بدنبال هم میدویدند و به خیال خود دزد و پلیس بازی می کردند حال اینکه هر دو وضع مشابهی داشتند،  و..
 تازه این بیرون خانه ها بود و این مصیبت حتما در درون بسیار سهمگین تر است،  زیرا ما یاد گرفته ایم بیرون از استار خود صورت خویش را با سیلی سرخ نگه داریم تا مورد شماتت واقع نشده و درد خویش را مضاعف ننماییم،..
 حتما در سایر مناطق محروم شهر ،  کوی سیاحی،  بروال،  عین دو،  منبع آب،  و  ...، که بخاطر ملاحظات و بصورت خطا آنها را حاشیه مینامیم و بنده به نوبه خود از این لفظ اجتناب می‌ورزم،  وضع بهتر از این نیست، 
 این دختر و پسر دانش آموز ابتدایی در  ان خانه پنجاه متری که شاهد بیکاری، فقر،  کتک کاری پدر و مادر و دارای استرس کفش، و کیف و کتاب و مانتوی مدرسه و... هستند دختر و پسر من هستند که ضعف غیرت من،  آنها را دچار این وضع کرده است،  ای اف، بر این منصب و موقعیت و این چند کلاس درس، که عاجزم از اینکه فرزندان خویش را حالا هر نامی که داشته باشند تأمین نمایم،
 از دو،  سه، کتابی که خوانده ام و از سخنرانانی که از خودم دروغگوتر بوده اند چند جمله ای حفظ کرده و مرتب به رخ این و آن میکشم.  و از این نمد کلاهی ساخته ام که به سر این و آن می‌گذارم و چه بسیارند این کلاه ها!!! 
   حال میخواهم، باز هم دروغی جدید ببافم، اما این بار نه مردم ساده دل، بلکه مدعیان اندیشه و دوستان همراه خویش را با آن بفریبم،   شاید که این فریب در آینده باعث گردد فرزندانمان که به امانت ؛خوب نگهداری نمیشوند؛ وضع بهینتری یابند،  و ما را به این فریب ستایش نمایند:
 
  یاد دارم در دوره اول دولت اصلاحات،  که برند شعار دولت جامعه مدنی بود یکی از نویسندگان و نظریه پردازان کشورمان در مصاحبه با روزنامه جامعه  ان روز به این شعار ایراد گرفته و اظهار داشت ای کاش رئیس جمهور عنوان جامعه اخلاقی را برای شعار خود انتخاب میکرد زیرا با وضعیت موجود آینده اخلاق جامعه، آلارم های خوبی را نشان نمی دهد،  از آن اظهارات اکنون بیش از هجده سال میگذرد و باز هم میگویند ای کاش جناب اقای روحانی بجای گفتمان  تدبیر و امید، جامعه اخلاق مدار را، بعد از آن همه بی اخلاقی و سقوط ارزشها، انتخاب میکرد.
 
در خیلی از فریضه سازیها، اختلاف نخبگان و سرامدان جامعه را، مایه عدم پیشرفت و ناپایدار نمودن توسعه قلمداد نموده و بلعکس در جاهایی که صوابی رخ داده آنرا نشان تعامل خوب نخبگان جامعه میدانند، حال باید دید آیا اختلاف دیدگاهها در استان عزیز و دلبند خودمان موجب کدامیک شده، و  بادبانها ی این کشتی  توسط نخبگان، محکم به اهتزار در آمده، یا خیر، و این دعواها کشتی استان را بی بادبان و سردرگم در اقیانوس مبتلا ساخته است.
 در جاهایی که حتی توسعه بصورت تبعیض آمیز توزیع شده لازم است عقلای قوم در مناقشات فکری و سیاسی این اندیشه را مد نظر  داشته باشند که چه بسا لازم است، اخلاق اختلاف را رعایت کرده و نه تنها باعث کندی و حذف  همدیگر نگردند بلکه در وسیله و هدف همسو شوند، زیرا تضاد منافع،  درگیری و حذف رقیب را توجیه مینماید اما در جایی که منافع شخصی و گروهی در میان نباشد و همگی دغدغه مردم را داشته باشند نه تنها حذف رقیب به صلاح نیست بلکه عین نااخلاقی است.
نا توانی در تحمل همدیگر و پاسخ بی اخلاقی را با بی اخلاقی دادن  و تنها خویش را محق دانستن، آن میشود که کنون شده است. 
وحدت در خواسته ها و پرهیز از تخریب همدیگر و رعایت اکرام اخلاقی و مدیریت رفتارها براساس قانون و مصلحت کشور میتواند نوید بخش آینده روشنی را برای استان رقم بزند.
  اگر به این اصل رسیدیم که لازم است برای پیشرفت استان از همه ظرفیت های موجود فارغ از چینش سیاسی و قومی و گروهی استفاده بهینه نمود و سرکوب همکیشان خود را فضیلت تلقی ننمودیم اولین گامهای اخلاق را در جهت تعالی این استان رنج کشیده برداشته ایم و اما اگر؛ بخاطر هوای نفسانی و کاسبی سیاسی و شخصی همدیگر را تکفیر و بدنبال ضربه فنی و بدنبال نقاط ضعف رقیب فکری بودیم،  باید خویش را در برابر تاریخ و سوال و مواخذه مردم استان و کودکان محروم این خطه آماده نماییم.
 
 (فاضل خمیسی)

 

گزارش خطا
نظرشما
captcha