منطقه آزاد اروند برای مردم آبادان، خرمشهر و مینو شهر رویایی است که محقق نشده در مسیری رفت که با دلخواه دلالان زمین و مسکن و ... و گرفتاریهای مردم پیوند خورد. 
حالا پس از گذشت دوسال و اندی از سفر رئیس جمهور به خوزستان و آبادان و خرمشهر و اعلام پیوستن این شهرها به محدوده منطقه آزاد و حصار کشی آن جهت آزاد شدن خرید و فروش کالاهای چمدانی و برداشته شدن گمرکی خرید در سراسر این منطقه، امروز نه تنها از آن وعدهها جز گرانی ملک و مسکن و سختتر شدن شرایط معیشتی مردم چیزی حاصل نشده که اخیراً اخباری در محافل عمومی و خبری استان بر زبانها میچرخد مبنی بر پشیمانی دولت از این اعلام و وجود ارادهای مخفی برای بازگرداندن غیر رسمی حدود منطقه آزاد به گذشته، از نشانههای این اراده نیز میتوان به مشکلات جدید گمرکی برای ورود کالاهای ته لنجی و کالاهای جدید به بازار و بازارچههای تاسیس شده از سوی منطقه آزاد اروند اشاره کرد.
اما بهتر است پاسخ به این وضع را باطرح پرسش "موضوع این وقایع چیست؟" پیگیری کنیم. موضوع این است که مدیرعامل منطقه آزاد اروند، همان کسی که رسانه فیدوس به او لقب"چریک پیر" را داد و از سال ورود ایشان به منطقه همواره حتی در انتقادیترین مواضع ذرهای در سلامت رفتار و حضور ایشان تردید نکردیم، متاسفانه طی این دو سال به هیچ شکلی تن به گفتگو با رسانهای از جنس ما برای روشن شدن دلایل به کار گماریهای ضعیف در بعضی حوزهها و شرایط فعلی را نداد.
ما هرگز موفق نشدیم از ایشان بپرسیم چرا معاونت جوان عمرانی منطقه آزاد اروند که با توجه به گستردگی، اهمیت و چالشهای این بخش از همان روز اول روشن بود توان پیگیری و حل مشکلات را ندارد، در این سمت به کار گماری شد و چگونه است که ضعفهای عمیق این بخش؛ از حوزههای عمرانی جزئی تا پروژههای بزرگ نیمهکاره، یا رها شده سازمان؛ به چشم مدیر عامل نمیآید. همچنان که فرصت نکردیم از مدیر عامل محترم بپرسیم چرا معاونت فرهنگی ایشان با وجود همه کسریها در عملکرد و عدم توفیق در حل مشکلات پیش رو و حتی تعامل با شخصی که از سوی سازمان مناطق آزاد جهت توسعه فرهنگی در منطقه معرفی شده، معاف از این مسئولیت نمیشوند و فرد دیگری در کنار ایشان قرار نمیگیرد. همچنان که هرگز متوجه نشدیم چرا قدرت حاکمیتی منطقه آزاد اروند تا امروز در آبادان و خرمشهر اعمال نشده، و در هیچ کدام از مناسبات اجتماعی و سیاسی دیده نشده و در نظر گرفته نشده است.
چگونه است که در این دوشهر همچنان شهرداران گاهی قدرتی بیش از مدیر عامل و مسئولان منطقه آزاد اروند دارند، و واگذاری مسئولیتها از سوی وزیران به مدیرعامل منطقه آزاد اروند منجر به مدیریت متمرکز در این منطقه نشد، فرمانداران ویژه که نمایندگان دولت بودند در جهت تصیمیم دولت در خصوص واگذاری کامل حاکمیت به منطقه آزاد اروند همکاری نکردند و مدیرعامل منطقه آزاد اروند نیز در این خصوص حداقل تا امروز قدم بلندی برنداشتهاند.
باید پرسید چرا ما نتوانستیم از مدیر عامل منطقه آزاد اروند بپرسیم وقتی ساخت و توسعه یک بلوار که روبروی ساختمان مرکزی آن سازمان است، چندین ماه به طول میانجامد و سرانجام در آستانه عید، زمانی که در همه جای ایران فصل گلکاری و ایجاد فضای سبز است آستانه پایان آن برای هیچ کس روشن نمیشود چطور میتوان انتظار داشت مسائل اساسی تر حل شده و پایان یابند!؟
چرا نتوانستیم از مدیرعامل منطقه آزاد اروند بپرسیم سازمانی که معاونت عمرانی آن طی چند سالی نتوانسته دو مجتمع مسکونی این سازمان در جوار مینو شهر را تکمیل کند و عملاً یکی از این مجتمعها با هزینههای میلیاردی را به حال خود رها کرده تا مبدل به مخروبه و خانه پرندگان شود، چگونه میتواند برای چندهزار واحد مسکن مهر نیمه کاره در آبادان و خرمشهر، برای حل مشکل فرسودگی شهرهای آبادان و خرمشهر که همزمان با حضور ایشان به عنوان بافت صد درصد فرسوده اعلام شدند، قدمی بردارد؟
سئوالهای ما از مدیرعامل محترم، چریک پیر و مردی که شکی در سلامت اخلاقی و معنوی او نداریم در خصوص عملکرد خود و مجموعهاش فراوان است، اما هنوز نتوانستهایم با او گفتگو کنیم، هنوز موفق نشدهایم بپرسیم، سرانجام این دوشهر و مردم رنجبرده آن چه خواهد شد، افق آبادانی و خرم شهری این شهرها در چه زمان محقق میشود، و چگونه ما میتوانیم از حداقل فرصتهای آبادان مانند مردم جنگزده کشور همسایه، عراق؛ منظور استفاده از ساحل اروند رود است؛ استفاده کنیم؟ واقعاً باید بپرسیم چگونه است که مردم کشور جنگزدهای مانند عراق میتوانند جلو چشم مردم آبادان در آن سوی رودخانه روزهای تعطیل از محوطهسازیها و فضا سازیهای زیبای کنار رودخانه، روبروی پالایشگاه و بریم و بوارده استفاده کنند، اما مردم آبادان و خرمشهر فقط از دور باید ایشان را ببینند و غبطه بخورند و وعدههای دور و نزدیک و عملکرد ضعیف مسئولان مربوطه را درک کرده و مشاهده کنند؟