کد خبر: ۱۳۹۷۴۷
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۰
آرانیوز تبعات و سناریوهای پیش‌روی کشور را در صورت تأخیر در مذاکرات واکاوی می‌کند

سیاست روی دور کُند

سیاست روی دور کُند عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، شامگاه جمعه وارد اسلام‌آباد شد. پیش‌تر و براساس گزارش رسانه‌های پاکستانی و به نقل از منابع خبری منطقه‌ای، این سفر با هدف تداوم روند گفت‌وگوهای غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن با میانجی‌گری پاکستان است که می‌تواند وارد مرحله تازه‌ای شود.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، شامگاه جمعه وارد اسلام‌آباد شد. پیش‌تر و براساس گزارش رسانه‌های پاکستانی و به نقل از منابع خبری منطقه‌ای، این سفر با هدف تداوم روند گفت‌وگوهای غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن با میانجی‌گری پاکستان است که می‌تواند وارد مرحله تازه‌ای شود.

 

خبرنگار الجزیره به نقل از یک منبع دولتی پاکستان خبر داد که عراقچی در اسلام‌آباد و با حضور عاصم منیر، فرمانده ارتش، با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، دیدار خواهد کرد. الجزیره قبل‌تر نیز خبر داده بود که این سفر در چارچوب ازسرگیری مذاکراتی انجام شده که پیش‌تر به‌ دلیل برخی اختلافات و تعلل طرفین به تعویق افتاده بود. در همین حال، شبکه العربیه مدعی شد که دولت پاکستان احتمالا به‌زودی به‌ صورت رسمی از آغاز مجدد مذاکرات ایران و آمریکا خبر خواهد داد و در برخی محورهای اختلافی نقش تضمین‌کننده را ایفا می‌کند. خبرنگار المیادین در اسلام‌آباد هم مدعی بود که هنوز نمی‌توان گفت که دیدارهای عراقچی در پاکستان مقدماتی برای دور جدید مذاکرات خواهد بود. البته طرف پاکستانی از آمریکایی‌ها می‌خواهد که برای بازگشت به مسیر مذاکره، اعتماد را به طرف ایرانی بازگردانند. ایرنا هم گفته بود که عراقچی، پس از پاکستان راهی عمان و روسیه هم خواهد شد.

اگرچه باید سفر وزیر خارجه کشورمان به اسلام‌آباد را به فال نیک گرفت، اما برخلاف برآوردهای اولیه که گمان می‌رفت به‌ دنبال اعلام یک‌جانبه تمدید آتش‌بس از سوی ترامپ، مسیر ازسرگیری مذاکرات از کانال پاکستان هموار شود، تحولات میدانی و سیاسی نشان داد که این فرض، بیش از آنکه بر واقعیت‌های صحنه استوار باشد، مبتنی بر خوش‌بینی زودهنگام بوده است. برگزارنشدن مذاکرات در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، با وجود آمادگی کامل طرف پاکستانی برای میزبانی، بیانگر آن است که شکاف‌های بنیادین میان دو طرف همچنان پابرجاست و صرف اعلام‌های رسانه‌ای یا سیگنال‌های سیاسی، لزوما به گشایش عملی در روند دیپلماتیک منجر نمی‌شود.

در‌این‌میان، سفر عباس عراقچی به اسلام‌آباد را باید در چارچوب تلاش برای حفظ کانال‌های ارتباطی و جلوگیری از انسداد کامل مسیر دیپلماسی تحلیل کرد، نه الزاما به‌عنوان نشانه‌ای قطعی از آغاز فوری مذاکرات که در خلأ حضور قالیباف و جی‌دی ونس (معاون اول ترامپ) به سطح وزیر خارجه تنزل کرده است. هم‌زمان با این تعلل، فضای داخلی نیز از پیامدهای تأخیر مصون نمانده و شکل‌گیری حواشی مختلف از شایعاتی مانند استعفای قالیباف از تیم مذاکره‌کننده تا برجسته‌سازی شکاف‌های سیاسی میان موافقان و مخالفان مذاکره در داخل ایران، همگی حکایت از آن دارد که خلأ زمانی در فرایند تصمیم‌گیری، زمینه مساعدی برای تشدید جنگ روایت‌ها و منازعات داخلی فراهم می‌آورد.

واکنش هماهنگ سران سه قوه در تأکید بر ضرورت انسجام ملی، خود مؤید درک این مخاطره است که استمرار چنین فضای مبهمی می‌تواند به فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف موقعیت چانه‌زنی کشور منجر شود. در سطحی کلان‌تر، تأخیر در مذاکرات صرفا یک وقفه دیپلماتیک نیست، بلکه به‌ طور هم‌زمان با تداوم محاصره دریایی، تشدید فشارهای اقتصادی در قالب آنچه «خشم اقتصادی» نامیده می‌شود، و افزایش احتمال بازگشت به چرخه تنش نظامی، هزینه‌های چندلایه‌ای را بر کشور تحمیل می‌کند.

در مقطع کنونی، اقتصاد کشور در وضعیتی چندلایه و شکننده گرفتار آمده است؛ ترکیبی از رکود عمیق، تورم فزاینده و افزایش بیکاری که بخشی از آن به پیامدهای مستقیم جنگ و نیز اختلالات گسترده‌ای مانند تداوم قطع اینترنت بازمی‌گردد. این شرایط، نه‌تنها ظرفیت‌های تولیدی و معیشتی را تحت فشار قرار داده، بلکه افق پیش‌بینی‌پذیری را برای فعالان اقتصادی به‌شدت محدود کرده است. در چنین زمینه‌ای، دست‌نیافتن به نتیجه در مذاکرات می‌تواند بُعدی امنیتی به این بحران بیفزاید؛ چراکه هم‌زمان با استمرار فشارهای اقتصادی، احتمال توسل آمریکا و اسرائیل به گزینه‌های سخت، از‌جمله هدف قرار‌دادن زیرساخت‌های حیاتی، همچنان به‌عنوان یک سناریوی متصور باقی است.

برایند این متغیرها، کشور را در موقعیتی قرار داده که می‌توان از آن به‌عنوان «اَبَر‌بحران مرکب» یاد کرد؛ وضعیتی که در آن، اقتصاد، امنیت و ثبات اجتماعی به‌ طور هم‌زمان در معرض تهدید قرار گرفته‌اند و مدیریت آن مستلزم تصمیم‌گیری‌های دقیق، هماهنگ و کم‌هزینه است. از این منظر، هرچه فاصله زمانی تا آغاز مجدد گفت‌وگوها افزایش یابد، سناریوهای پیش‌رو پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر خواهند شد. اکنون پرسش کلیدی آن است که آیا تحرکات دیپلماتیک اخیر، از‌جمله سفر عراقچی به پاکستان، می‌تواند این چرخه تعلیق را بشکند و روزنه‌ای برای بازتعریف معادلات بگشاید، یا آنکه صرفا به تعویق بیشتر تصمیمی سرنوشت‌ساز خواهد انجامید.

 آرایش بی‌سابقه در اطراف ایران

در‌حالی‌که فضای منطقه همچنان در وضعیت شکننده‌ای میان تداوم آتش‌بس و احتمال بازگشت به درگیری قرار دارد، شبکه خبری سی‌ان‌ان به نقل از منابع آگاه گزارش داده است که ارتش ایالات متحده در حال تدوین سناریوهای جنگی جدیدی برای هدف قرار‌دادن توانمندی‌های ایران، به‌ویژه در محدوده تنگه هرمز، در صورت فروپاشی آتش‌بس است. این گزارش هم‌زمان با تحرکات میدانی درخورتوجهی منتشر شده که از افزایش سطح آمادگی نظامی آمریکا در منطقه حکایت دارد.

در همین چارچوب، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) با انتشار اطلاعاتی اعلام کرده که برای نخستین‌بار در دهه‌های اخیر، سه ناو هواپیمابر به‌ طور هم‌زمان در حوزه عملیاتی این فرماندهی مستقر شده‌اند؛ رخدادی که آخرین بار در سال ۲۰۰۳ و هم‌زمان با حمله آمریکا به عراق مشاهده شده بود. این ناوگروه شامل ناوهای «یواس‌اس آبراهام لینکلن»، «یواس‌اس جرالد آر. فورد» و «یواس‌اس جورج اچ. دبلیو. بوش» است که در مجموع با بیش از ۲۰۰ فروند هواگرد و حدود ۱۵ هزار نیروی نظامی، از‌جمله ملوانان و تفنگداران دریایی، پشتیبانی می‌شوند.

ترکیب این نیروها شامل جنگنده‌های پیشرفته، هواپیماهای جنگ الکترونیک، سامانه‌های هشدار زودهنگام و ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده است که نشان‌دهنده آمادگی برای طیفی از عملیات‌های پیچیده دریایی و هوایی است. این تحولات، در مجموع حاکی از آن است که در کنار مسیرهای دیپلماتیک، گزینه‌های نظامی نیز همچنان به‌عنوان بخشی از معادله راهبردی آمریکا در قبال ایران فعال نگه داشته شده‌اند.

 

گزارش خطا
نظرشما
captcha