در حالی که فضای رسانهای در آمریکا و رژیم صهیونیستی طی روزهای اخیر با گمانهزنیهای مکرر درباره احتمال از سرگیری درگیری نظامی با ایران گره خورده است، بررسیهای دقیق میدانی و راهبردی نشان میدهد که این تهدیدها بیش از آنکه برآمده از یک ارزیابی نظامی واقعبینانه باشد، ناشی از یک بنبست سیاسی است که ترامپ در آن گرفتار شده است 
به گزارش آرانیوز در حالی که فضای رسانهای در آمریکا و رژیم صهیونیستی طی روزهای اخیر با گمانهزنیهای مکرر درباره احتمال از سرگیری درگیری نظامی با ایران گره خورده است، بررسیهای دقیق میدانی و راهبردی نشان میدهد که این تهدیدها بیش از آنکه برآمده از یک ارزیابی نظامی واقعبینانه باشد، ناشی از یک بنبست سیاسی است که ترامپ در آن گرفتار شده است.
تماس تلفنی و تهدیدهای تکراری
گفتوگوی تلفنی اخیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، آغازگر دور جدیدی از لفاظیهای نظامی بود. نتانیاهو از آمادگی ارتش متبوعش برای بازگشت به میدان خبر داد و ترامپ نیز با تعیین ضربالاجل برای «پیشنهاد جدید ایران»، بار دیگر گزینه نظامی را روی میز گذاشت. با این حال، تحلیلگران معتقدند این تهدیدها، همچون گذشته، عمدتاً مصرف داخلی و نمایشی دارد.
سناریوهای احتمالی: از زیرساخت تا «آزادی پلاس»
در صورت تحقق تهدیدهای نظامی، کارشناسان امنیتی سه سناریوی اصلی را برای ائتلاف آمریکا-اسرائیل متصور هستند:
هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی: با تمرکز بر تاسیسات نفتی و نیروگاهی، به قصد ایجاد فشار اقتصادی حداکثری و اجبار ایران به تغییر مواضع در مذاکرات هستهای.
پروژه «آزادی پلاس» در تنگه هرمز:گسترش حضور دریایی و تلاش برای مقابله با توان پدافندی ایران در جنوب کشور.
ترکیبی از هر دو: حملات همزمان به زیرساختها و عملیاتهای دریایی که فرضیه «جنگ محدود» را عملاً باطل کرده و به درگیری طولانیمدت منجر خواهد شد.
در کنار این سناریوها، اقدامات ایذایی همچون تلاش برای ترور مقامات کلیدی، مانورهای هالیوودی برای کسب پیروزی نمادین و فعالسازی مجدد گروهکهای تجزیهطلب، از دیگر محورهای مورد رصد سرویسهای اطلاعاتی است.
چرا محاسبات متجاوزان شکست میخورد؟
واقعیتهای میدانی، خط بطلانی بر رویاپردازیهای واشنگتن کشیده است. طبق اعترافات اخیر دستگاههای اطلاعاتی آمریکا (از جمله گزارشهای درز کرده به واشنگتنپست و نیویورکتایمز)، ایران با وجود فشارهای جنگ ۴۰ روزه، همچنان بیش از ۷۰ درصد توان موشکی و پدافندی خود را حفظ کرده و تسلط راهبردی خود بر تنگه هرمز را تثبیت کرده است.
علاوه بر این، استراتژی امنیتی ایران بر مبنای «امنیتِ همگانی» تعریف شده است. تجربیات جنگ گذشته نشان داد که در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای اقتصادی ایران، پاسخ متقابل تهران تنها محدود به یک جغرافیا نخواهد بود و کل اقتصاد منطقه و بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ واقعیتی که هزینههای تداوم جنگ را برای متحدان منطقهای آمریکا بسیار سنگین میکند.
نتیجهگیری: جنگ برای خروج از جنگ
اجماع کارشناسان بینالمللی بر این است که ترامپ در مواجهه با ایران به «بنبست راهبردی» رسیده است. جنگ جدید برای او نه یک ابزار برای تغییر نظام یا تغییر رفتار بنیادین ایران، بلکه ابزاری برای «خروج آبرومندانه» است. هدف ترامپ این است که با وارد کردن ضرباتی محدود و تبلیغاتی به زیرساختهای ایران، آن را به عنوان یک «پیروزی» به افکار عمومی قالب کرده و از باتلاقِ درگیری نظامی خارج شود. با این حال، شواهد نشان میدهد که حتی این سناریوی «خروج با ادعای پیروزی» نیز در سایه اراده ملی و توان دفاعی ایران، سرنوشتی جز شکست راهبردی نخواهد داشت.
خبرنگار: حسام دیانت مهر