این مقاله هشدار میدهد که خاورمیانه بار دیگر در آستانه جنگی تازه میان آمریکا و ایران قرار گرفته است. نویسنده معتقد است ترامپ پس از ناکامی تهدیدها، جنگ و محاصره، ممکن است بار دیگر به تشدید تنش روی آورد. در مقابل، تهران نیز جنگ بعدی را فرصتی برای افزایش اهرم فشار خود میبیند و احتمالاً دامنه پاسخهایش را از امارات و منافع تجاری ترامپ تا زیرساختهای انرژی، دریای سرخ و کابلهای فیبر نوری خلیج فارس گسترش خواهد داد. 
به گزارش نشریه «ریسپانسیبل استیت کرفت»، خاورمیانه بار دیگر در لبه پرتگاه قرار گرفته و شواهد حاکی از آن است که دونالد ترامپ ممکن است آتش درگیری تازهای با ایران را شعلهور کند. در حالی که ترامپ در ساعات گذشته شبکه «تروث سوشال» را عرصه تهدیدهای تند خود کرده و قرار است با مشاوران نظامیاش تشکیل جلسه دهد، منابعی در تهران پیشبینی میکنند که احتمال از سرگیری درگیریها توسط آمریکا طی ۴۸ ساعت آینده وجود دارد؛ هرچند ممکن است این لفاظیها صرفاً نمایشی برای وادار کردن تهران به تسلیم باشد.
بنبست در مذاکرات و توهم «اهرم فشار»
آغاز دوباره درگیریها به معنای اعتراف به شکست سیاستهای پیشین ترامپ (از جمله فشار حداکثری و محاصره اقتصادی) است. جستوجوی مداوم واشنگتن برای یافتن یک «راهکار جادویی» جهت به زانو درآوردن ایران، به یک بیماری مزمن در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است.
در عرصه دیپلماسی، با وجود برخی پیشرفتها، اختلافات بر سر ذخایر اورانیوم غنیشده ایران مانع از دستیابی به توافق نهایی شده است. اکنون خطرناکترین پویایی ممکن در حال شکلگیری است: هر دو طرف به این باور رسیدهاند که بروز یک جنگ جدید میتواند دست آنها را در مذاکرات احتمالیِ پس از آن پرتر کند. تندروها در تهران معتقدند درگیری قبلی، قدرت ایران را ثابت کرد و اکنون برای یک کارزار تلافیجویانه بسیار گستردهتر و دردناکتر آماده شدهاند.
بانک اهداف جدید و خطرناک تهران در جنگ احتمالی
در صورت بروز درگیری جدید، برنامهریزان ایرانی رویکردی کاملاً متفاوت و تهاجمیتر در پیش خواهند گرفت. راهبرد تلافیجویانه تهران شامل پنج محور کلیدی است:
۱. زیرساختهای فناوری امارات: تهران، امارات را شریک پنهان اسرائیل و مشوق ترامپ در این تنشها میداند. ایران قصد دارد مراکز داده (Data Centers) شرکتهای آمریکایی در امارات را که حامی پنتاگون هستند، هدف قرار دهد. این اقدام میتواند جاهطلبیهای امارات برای تبدیل شدن به قطب هوش مصنوعی را فلج کرده و به رقابت واشنگتن با پکن در این حوزه ضربه بزند.
۲. منافع مالی شخصی ترامپ:برآورد تهران این است که ترامپ و خانوادهاش در بسیاری از پروژههای فناورانه منطقه منافع مالی دارند. برخلاف دور اول درگیریها، ایران اکنون آماده است تا مستقیماً به امپراتوری مالی ترامپ ضربه بزند؛ با این منطق که افزایش هزینههای شخصی، ترامپ را به پذیرش مواضع واقعبینانهتر در مذاکرات وادار خواهد کرد.
۳. تأسیسات انرژی کشورهای عربی:اگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، حریم هوایی یا خاک خود را در اختیار آمریکا یا اسرائیل قرار دهند، ایران خویشتنداری نخواهد کرد. گسترش حملات به زیرساختهای حیاتی انرژی این کشورها، پیامدهای فاجعهباری برای اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت.
۴. گسترش دامنه نبرد به دریای سرخ:ورود دریای سرخ به این معادله جغرافیایی، دامنه جنگ را بهشدت گسترش داده و شوک قیمتی بیسابقهای به بازار پرنوسان نفت وارد خواهد کرد.
۵. کابلهای اینترنت؛ «تنگه هرمز دوم»:تهران در حال بررسی گزینه قطع کابلهای فیبر نوری زیردریایی در خلیج فارس است. این کابلها شریان اصلی ترافیک اینترنت و میلیاردها دلار تراکنش مالی کشورهای عربی منطقه هستند. اختلال در این شبکه، نقطه فشار جدیدی است که اقتصاد جهانی را مختل خواهد کرد.
نتیجهگیری
از سرگیری جنگ اجتنابناپذیر نیست، اما زمانی که هر دو طرف خود را متقاعد کنند که جنگ، موقعیت دیپلماتیک آنها را بهبود میبخشد، منطقه با نیرویی خطرناک و غیرعقلانی به سمت یک درگیری تمامعیار و ویرانگر کشیده خواهد شد.
خبرنگار: حسام دیانت مهر