کد خبر: ۱۴۰۶۱۰
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۹

مردم در متن قدرت؛ روایت دو سال پس از شهادت رئیسی

مردم در متن قدرت؛ روایت دو سال پس از شهادت رئیسی دو سال از ظهر تلخی می‌گذرد که سقوط بالگرد حامل رئیس‌جمهور وقت ایران و همراهانش، کشور را در بهتی سنگین فرو برد. حادثه‌ای که نه‌تنها به فقدان سیدابراهیم رئیسی و وزیر امور خارجه انجامید، بلکه آغاز دوره‌ای پرشتاب از رخدادهای سیاسی و اجتماعی در ایران شد

 

دو سال از ظهر تلخی می‌گذرد که سقوط بالگرد حامل رئیس‌جمهور وقت ایران و همراهانش، کشور را در بهتی سنگین فرو برد. حادثه‌ای که نه‌تنها به فقدان سیدابراهیم رئیسی و وزیر امور خارجه انجامید، بلکه آغاز دوره‌ای پرشتاب از رخدادهای سیاسی و اجتماعی در ایران شد؛ رخدادهایی که از برگزاری انتخابات زودهنگام و تشکیل دولت تازه تا تنش‌ها و درگیری‌های گسترده در سال‌های بعد ادامه یافت.

 

در مرور این دو سال پرتلاطم، شاید مهم‌ترین کلید فهم آنچه رخ داده است یک واژه باشد: «مردم». مفهومی که در علوم اجتماعی بارها تعریف شده اما در عمل، معنای آن اغلب مبهم باقی می‌ماند. در نگاه رئیس‌جمهور شهید، مردم نه صرفاً مخاطبان سیاست بودند و نه توده‌ای که باید از بالا برایشان تصمیم گرفت؛ بلکه نیرویی بودند که سیاست باید در میان آنها شکل بگیرد و با آنها پیش برود.

 

رئیسی در شیوه مدیریت خود چندان به دسته‌بندی‌های مرسوم اجتماعی یا سیاسی اعتنا نداشت. او تلاش می‌کرد مسائل جامعه را از زاویه زندگی واقعی مردم ببیند و دولت را در نقش تسهیل‌کننده حل مشکلات قرار دهد. به همین دلیل سفرهای استانی پی‌درپی و حضور مستقیم در نقاط مختلف کشور به یکی از ویژگی‌های ثابت دوران مسئولیتش تبدیل شد؛ برنامه‌ای که در آن، دفتر کار رئیس دولت عملاً به دل شهرها و روستاهای مختلف منتقل می‌شد.

 

منتقدان گاه او را فاقد جذابیت‌های مرسوم سیاسی می‌دانستند و مخالفان نیز تلاش می‌کردند توان مدیریتی‌اش را زیر سؤال ببرند، اما سه سال حضورش در رأس قوه مجریه فرصتی شد تا برخی ظرفیت‌هایی که کمتر دیده شده بود در عرصه اجرایی بروز پیدا کند. در نگاه او، مردم نه در حاشیه بلکه در کنار دولت قرار داشتند؛ تا جایی که می‌کوشید میان کابینه و جامعه فاصله‌ای احساس نشود.

 

این رویکرد تنها به شنیدن مطالبات محدود نمی‌شد. تجربه آن سال‌ها نشان داد که مشارکت واقعی مردم در مسائل کشور می‌تواند توان اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی آزاد کند. نمونه آن رشد اقتصادی قابل توجه در همان دوره بود که از رکود به سطحی بالاتر رسید و بسیاری آن را نتیجه فعال شدن ظرفیت‌های داخلی می‌دانستند.

 

با این حال، تجربه سال‌های پس از شهادت رئیسی نیز نشان داد صرف شعار مردمی بودن یا حضور نمادین در میان جامعه برای حل مشکلات کافی نیست. ارتباط با مردم زمانی معنا پیدا می‌کند که به شناسایی دقیق مسائل و یافتن راه‌حل‌های عملی بینجامد. از نگاه حامیان رئیس‌جمهور شهید، یکی از ویژگی‌های او همین تلاش برای تبدیل گلایه‌ها و مطالبات عمومی به برنامه‌های اجرایی بود.

 

در این چارچوب، رئیسی تلاش می‌کرد سیاست و اجتماع را در کنار هم قرار دهد. هدف او صرفاً اداره روزمره دولت نبود، بلکه جست‌وجوی راه‌هایی برای حل مسائل در شرایط پیچیده‌ای مانند تحریم و فشارهای خارجی بود. او می‌کوشید مسیرهای تازه‌ای برای استفاده از ظرفیت‌های پنهان کشور پیدا کند؛ رویکردی که به باور طرفدارانش بخشی از هویت مدیریتی او را شکل می‌داد.

 

اکنون با گذشت دو سال از آن حادثه، مرور کارنامه و شیوه حکمرانی رئیسی بیش از هر چیز به بحثی درباره جایگاه مردم در ساختار قدرت تبدیل شده است؛ اینکه تا چه اندازه می‌توان اداره کشور را بر مشارکت و اعتماد عمومی استوار کرد و چه نسبتی میان دولت و جامعه باید برقرار باشد.

 

حالا از رحلت امام خمینی، معمار این انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، 37 سال، از شهادت قائد شهید و مظلوم، آیت‌الله خامنه‌ای، 80 روز و از شهادت سیدابراهیم رئیسی ۲ سال گذشته است. از رهبران و مجاهدان نسل اول و دوم انقلاب که این انقلاب را برپا کردند و جنگ با صدام را به پیروزی رساندند، تقریباً کمتر کسی باقی مانده است اما این روزها و شب‌های جمهوری اسلامی ایران و سر دادن شعرها و شعارهایی که در دی و بهمن 57 سروده شده، بویژه مقابله مستحکم با ۲ قدرت نظامی و سیاسی جهان و پا پس نکشیدن از هیچ‌یک از آرمان‌ها و مقاصد عالی انقلاب، نشان می‌دهد انقلاب زنده و زاینده است. 
زایندگی و بالندگی و فراتر از آن، حرکت و تحرک پیشروانه جمهوری اسلامی، مدیون همان مردم‌باوری آن مؤسسان و مجاهدان نسل‌های ابتدای انقلاب است. خمینی و خامنه‌ای و رئیسی، در این مشترکند که خود را برتر از مردم نمی‌دیدند و حل‌المسائلی جز مردم نمی‌شناختند. با این نگاه، مردم دیگر یک واژه کلیِ مبهمِ انتزاعی نیست؛ اشاره‌ای است به آنچه پس از 47 سال ظهور عینی یافته است. یعنی یک مقاومت همگانی و فراطبقاتیِ عمیق و متحد در برابر دشمنی که پیش از همه، ضدبشر است و از این جهت است که بشریت مدیون این انقلاب است و انقلاب مرهون نگاه توحیدی مردمانش، از زن و مرد و کوچک و بزرگ که همه تاریخ را سیر اراده الهی می‌بیند و خود را واجد وظیفه‌ای که باید آن را به سرانجام برسانند.

 

خبرنگار: حسام دیانت مهر 

گزارش خطا
نظرشما
captcha