رابطه میان دولت و صداوسیما بار دیگر وارد مرحلهای حساس شده است. انتقاد صریح مسعود پزشکیان از عملکرد رسانه ملی، نشانهای از تغییر لحن و احتمالاً تغییر رویکرد پاستور در قبال نهادی است که سالها نقش اصلی در روایت رسمی تحولات کشور داشته است رابطه میان دولت و صداوسیما بار دیگر وارد مرحلهای حساس شده است. انتقاد صریح مسعود پزشکیان از عملکرد رسانه ملی، نشانهای از تغییر لحن و احتمالاً تغییر رویکرد پاستور در قبال نهادی است که سالها نقش اصلی در روایت رسمی تحولات کشور داشته است. این موضعگیری تازه این پرسش را مطرح کرده که آیا زمان بازنگری دولت در راهبرد رسانهای خود فرا رسیده است یا نه.
رئیسجمهور در پیامی که اخیراً منتشر کرد، با اشاره به شرایط حساس کشور تأکید کرد دولت همواره تلاش کرده آرامش روانی جامعه حفظ شود، اما ادامه نقدهای تند و غیرمنصفانه از سوی برخی رسانهها، بهویژه در شرایط بحرانی، میتواند دولت را ناچار به واکنش کند. همین اظهارات از نگاه بسیاری از ناظران، نشانهای از پایان دوره مدارا میان دولت و سازمان صداوسیما تلقی شده است.
از ابتدای فعالیت دولت چهاردهم، رابطه میان پاستور و جامجم چندان گرم نبوده است. برخی برنامهها و تحلیلهای پخششده از صداوسیما بارها با واکنش منتقدان دولت همراه شده و آنها معتقدند این سازمان در روایت مسائل سیاسی و اقتصادی، نگاه یکسویهای دارد. در چنین فضایی، انتظار همافزایی رسانهای میان دولت و صداوسیما برای بسیاری از تحلیلگران چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد.
همزمان، صداوسیما با چالش جدی کاهش مخاطب نیز روبهرو است. تغییر الگوی مصرف رسانهای در ایران باعث شده بخش بزرگی از مخاطبان به سمت شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین مهاجرت کنند. همین تحول، انحصار رسانهای گذشته را از میان برده و معادله اطلاعرسانی را به شکل محسوسی تغییر داده است.
در چنین شرایطی، برخی کارشناسان ارتباطات معتقدند دولتها دیگر الزاماً برای رساندن پیام خود به جامعه نیازمند آنتن تلویزیون نیستند. تجربه بسیاری از سیاستمداران در جهان نشان میدهد که شبکههای اجتماعی میتوانند به ابزار اصلی ارتباط مستقیم با افکار عمومی تبدیل شوند؛ ابزاری که در آن پیام بدون واسطه و بدون عبور از فیلترهای رسانهای به مخاطبان میرسد.
برای دولت پزشکیان نیز چنین ظرفیتی وجود دارد. حضور گسترده کاربران ایرانی در پلتفرمهای آنلاین و شبکههای اجتماعی، امکان شکلگیری یک شبکه ارتباطی مستقیم میان دولت و جامعه را فراهم کرده است. اما استفاده مؤثر از این ظرفیت، نیازمند زیرساخت ارتباطی مناسب و دسترسی آسان کاربران به اینترنت است.
به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند سیاستهای مرتبط با اینترنت میتواند به یکی از مهمترین ابزارهای رسانهای دولت تبدیل شود. دسترسی گستردهتر و باکیفیتتر به اینترنت، علاوه بر آثار اقتصادی و اجتماعی، امکان ارتباط مستقیم دولت با شهروندان را نیز افزایش میدهد و نقش واسطههای رسانهای سنتی را کاهش میدهد.
با این حال، بسیاری از کارشناسان تأکید میکنند که حتی مؤثرترین ابزارهای رسانهای نیز نمیتوانند جایگزین عملکرد واقعی دولت شوند. در نهایت آنچه بیش از هر پیام رسانهای بر افکار عمومی اثر میگذارد، وضعیت معیشت و تجربه روزمره مردم از اقتصاد و خدمات عمومی است.
از این منظر، اگر دولت بتواند در حوزههایی مانند کنترل تورم، بهبود شرایط اقتصادی و کاهش فشارهای معیشتی دستاورد ملموسی ایجاد کند، روایت این دستاوردها در فضای رسانهای نیز با اقبال بیشتری روبهرو خواهد شد. در چنین شرایطی، ارتباط مستقیم با مردم از طریق ابزارهای نوین میتواند مکملی برای این عملکرد باشد.
به نظر میرسد جدال رسانهای میان پاستور و جامجم تنها یک اختلاف مقطعی نیست، بلکه نشانهای از تغییر بزرگتر در ساختار ارتباطات سیاسی در ایران است؛ تغییری که در آن نقش رسانههای سنتی کاهش یافته و میدان جدیدی در فضای دیجیتال برای رقابت روایتها شکل گرفته است.