
امضای الکترونیکی یک سند ۱۴ مادهای میان مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ، آنهم پس از لغو دیدار حضوری در ژنو، شاید در نگاه اول یک گام تاریخی به نظر برسد؛ اما در واقعیت، تنها کشیدن ضامن بمبی است که خنثی کردن آن ۶۰ روز زمان میبرد. دو کشوری که در سالهای اخیر دو بار تا یکقدمی جنگ تمامعیار پیش رفتهاند، اکنون باید در یک بازه زمانی بهشدت فشرده، زخمهای عمیق دو دهه نزاع را درمان کنند.
ناظران بینالمللی این مهلت دو ماهه را نه یک مسیر هموار دیپلماتیک، بلکه حرکت در یک میدان مینِ چندلایه توصیف میکنند. مسیر رسیدن به یک صلح پایدار، در گرو عبور از موانع پیچیدهای است که هر کدام بهتنهایی پتانسیل فروپاشی این تفاهم را دارند:
تله هستهای و نبرد با عقربهها
قلب تپنده این بحران، همچنان پرونده هستهای است. طرفین باید در همین فرصت کوتاه ۶۰ روزه، بر سر مسائل حیاتی و بهشدت حساسی چون سرنوشت اورانیومهای ۶۰ درصدی، مکان و سقف غنیسازی و نحوه بازرسیها به تفاهم برسند. تاریخ نشان داده است که خط قرمزِ «غنیسازی در داخل خاک ایران»، همان نقطهای است که پیشتر مذاکرات دولت ترامپ را به بنبست و حتی درگیری نظامی کشاند. در کنار این پیچیدگی فنی، «زمان» بزرگترین دشمن دو طرف است. تبدیل یک تفاهمنامه کلی به یک سند اجرایی در دو ماه، ماموریتی تقریبا غیرممکن به نظر میرسد؛ تا جایی که از همین حالا زمزمههای تمدید این مهلت به گوش میرسد.
قیچی فشارهای داخلی در دو پایتخت
مذاکرهکنندگان نهتنها باید با طرف مقابل بجنگند، بلکه در جبهه داخلی نیز با رقبای سرسختی روبهرو هستند. در واشنگتن، ترامپ که همواره توافقات دموکراتها با ایران را تحقیر کرده، اکنون باید به افکار عمومی و رقبایش ثابت کند که دستاورد بزرگی داشته است. منتقدان او مانور تبلیغاتیاش روی «باز ماندن تنگه هرمز» را مضحک میدانند و او را برای گرفتن امتیازات ملموستر تحت فشار گذاشتهاند. در تهران نیز، جریانهای تندرو که همواره اهرمهای قدرتمندی در رسانهها و نهادهای مختلف دارند، شمشیر را برای این تفاهم از رو بستهاند و آمادهاند تا در صورت هرگونه لغزش، روند دیپلماسی را متوقف کنند.
سایه سنگین تلآویو و هزارتوی کنگره
یکی از محورهای این تفاهمنامه، توقف تنشها و اقدامات تهاجمی متقابل است. با این حال، اسرائیل بهعنوان بازیگری که بقای استراتژیک خود را در تنش میبیند، بزرگترین متغیرِ مخرب این معادله است. از عملیاتهای سایبری و خرابکاری در تاسیسات گرفته تا ترورهای هدفمند، تلآویو ابزارهای متعددی برای تحریک تهران و به بنبست کشاندن توافق دارد.
از سوی دیگر، حتی اگر ایران و آمریکا به توافق برسند، باز کردن غل و زنجیر تحریمها یک کابوس حقوقی است. ساختار درهمتنیده تحریمهای آمریکا که بخش عمده آن با مصوبات کنگره گره خورده، فراتر از اختیارات اجرایی رئیسجمهور است. ائتلاف جمهوریخواهان افراطی و برخی دموکراتها در کنگره میتواند به سدی بتنی در برابر آزادسازی داراییهای ایران تبدیل شود.
دیواری از جنس بیاعتمادی
در نهایت، بزرگترین چالش، فقدان مطلق اعتماد میان دو کشور است. خروج ناگهانی ترامپ از برجام در گذشته و تجربه دو جنگ اخیر (۱۲ و ۴۰ روزه)، هرگونه خوشبینی را از بین برده است. طراحی یک مکانیسم راستیآزمایی که بتواند خیال هر دو طرف را از اجرای تعهدات راحت کند، چالشبرانگیزترین بخش این ۶۰ روز طلایی و پرالتهاب خواهد بود.
خبرنگار: حسام دیانت مهر