
امضای دیجیتال پای سند «تفاهم اسلامآباد» توسط مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ، نقطه پایان یک نبرد ۴۰ روزه و آغازگر ماراتنی نفسگیر در زمین دیپلماسی است. این بار اما خبری از لبخندهای دیپلماتیک و توهم اعتماد نیست؛ معماری این توافق بر پایه بدبینی مطلق و استراتژی «کنترل قدمبهقدم» بنا شده است.
دستگاه دیپلماسی ایران در روزهای اخیر پرده از دکترین جدیدی برداشته است: «دیپلماسی پساجنگ». در این رویکرد، قرار نیست دستاوردهای میدان نبرد در خلأ رها شوند، بلکه ماشین دیپلماسی موظف است این نتایج را به سکههای معتبر سیاسی و حقوقی تبدیل کند. این یعنی عبور هوشمندانه از منطقه خاکستری «نه جنگ، نه صلح» و تثبیت توازن قوای جدید پیش از فرسایشی شدن شرایط.
پل لرزان میان آتشبس و توافق نهایی
این تفاهم که پس از حدود $2$ ماه رایزنی به دست آمده، یک معاهده صلح قطعی نیست؛ بلکه پلی موقت برای عبور از التهاب پس از جنگ است. تهران و واشنگتن تصمیم گرفتهاند به جای پریدن به سمت یک توافق جامع و پرخطر، با فرمول «تعهد در برابر تعهد» یکدیگر را محک بزنند.
پیام اصلی دیپلماتهای ایرانی واضح است: در این معادله، «اعتماد» واژهای متروکه است. پایه و اساس حرکت به سوی توافق نهایی، صرفاً بر راستیآزمایی موشکافانه استوار است. تفاهم اسلامآباد نشان میدهد که در شطرنج جدید تهران و واشنگتن، تنها چیزی که اهمیت دارد، مهار متقابل و حصول اطمینان از حرکت حریف در چارچوبهای محدود و قابلسنجش است، نه یک قدم کمتر و نه یک قدم بیشتر.
خبرنگار: حسام دیانت مهر