
به گزارش خبرنگار آرانیوز، این مراسم تنها یک تشییع معمول نبود؛ بلکه تابلویی زنده از حضور نسلهای مختلف بود. خیابانهای اطراف مصلی مملو از انسانهایی بود که با پرچمهای ایران و تصاویری در دست، قدم در مسیری گذاشته بودند که انتهای آن به تابوتی غرق در گل و پرچم ختم میشد.
در فضای سیاهپوش شبستان مصلی، آنچه بیش از هر چیز بر فضا سایه انداخته بود، بهت و سکوتی بود که تنها با زمزمههای دعای حاضران، تلاوت قرآن و نوای مرثیه شکسته میشد. چشمها به یک نقطه خیره مانده بود و اشکها، بیصدا، راوی داستانی از یک اندوه عمیق بودند. لنز دوربینها در این میان، تصاویری ناب از این همبستگی را ثبت کردند: پیرمردی که با تکیه بر عصا مسیر را طی میکرد، مادری که کودک خردسالش را بر شانه نشانده بود تا شاهد این لحظات باشد، و جوانانی که شانه به شانه یکدیگر در غم این فقدان میگریستند.
در حاشیه این دریای جمعیت، تکاپوی بیسروصدای نیروهای امدادی، انتظامی و خادمان مردمی که با توزیع آب و همراهی سالمندان به نظم مراسم کمک میکردند، جلوهای دیگر از همدلی اجتماعی را به تصویر میکشید.
با اینکه عقربهها به نیمروز نزدیک میشدند و دمای هوا افزایش مییافت، این موج انسانی نه تنها فرو ننشست، بلکه با پیوستن مسافرانی که از استانهای دیگر خود را به تهران رسانده بودند، پرخروشتر شد. روزی که در مصلای تهران رقم خورد، فراتر از چند خط خبر، ثبت یک حافظه تصویری و تاریخی از وفاداری، احترام و وداعی باشکوه با رهبر شهید بود.