
بیش از ۶ ماه از آغاز تجاوز نظامی ایالات متحده آمریکا علیه ایران گذشتهاست. تجاوزی نظامی که در روز نخست آن دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از مردم ایران خواستهبود تا به خیابانها بریزند و حکومت را در دست بگیرند. بعد از شش ماه حالا بار دیگر رئیس جمهور آمریکا یاد اظهارات روزهای اول خود افتادهاست و میپرسد: «چه زمانی مردم ایران قرار است قیام کنند و بجنگند؟»
نیویورک تایمز با اشاره به این پیام ترامپ در شبکه اجتماعی تروت سوشیال نوشت: «پس از تازهترین تبادل آتش بر سر کنترل تنگه هرمز، ترامپ از مردم ایران خواست قیام کنند، همان کاری که در آغاز جنگ شش ماه پیش انجام داد، ولی به سرعت از آن عقبنشینی کرد و پذیرفت چیزی خواسته که حرف زدن در موردش خیلی سادهتر از عملی کردنش است.»
رئیس جمهور آمریکا برای چندمین بار در ماههای گذشته نه تنها اهداف خود را از جنگ بازبینی کردهاست، بلکه روشها و کارگزاران جنگ را هم تغییر دادهاست. بعد از آنکه سیاست عملیات تمام عیار هوایی، محاصره دریایی، امضای تفاهمنامه پایان جنگ و تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز با استفاده از زور جواب ندادند، این بار وزارت خزانهداری بیرقدار جنگ اقتصادی علیه ایران شدهاست.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا به وضوح در دو هفته گذشته نقش کلیدی و پررنگی در پروند ایران پیدا کردهاست. او مرتبا در مورد ایران مصاحبه میکند، برنامه موسوم به عملیات «طرد اقتصادی» و تحریمهای جدید را به عنوان ابزاری برای شکست ایران مطرح کرد و به وضوح از برنامه ایجاد شورش در ایران به دلیل مشکلات اقتصادی در ایران سخن گفت.
«این جنگ بر مبنای فرضیات نادرستی آغاز شد. نیمی از نبرد این است که دشمن را بشناسد و واضح است که دونالد ترامپ طرف مقابل را به هیچ وجه درک نمیکرد.»
هر چند ترامپ بعد از ماهها استمرار جنگ به این نتیجه رسید که هیچ دورنمایی برای رسی
آنگونه که رسانههای آمریکایی از جمله مگی هابرمن و جاناتان سوان، خبرنگاران نیویورک تایمز فاش کردهاند، آغاز تجاوز نظامی به ایران در اسفند ماه، نتیجه قانع شدن ترامپ توسط نخستوزیر اسرائیل بود. بر اساس گزارش این دو خبرنگار، بنیامین نتانیاهو، چند هفته پیش از جنگ در جلسهای با ترامپ او را قانع کردهبود که یک حمله برقآسا و ترور رهبران ایران میتواند به سرعت باعث فروپاشی حکومت در ایران شود.
علی واعظ، پژوهشگر اندیشکده گروه بینالمللی بحران در گفتوگو با گاردین میگوید: «این جنگ بر مبنای فرضیات نادرستی آغاز شد. نیمی از نبرد این است که دشمن را بشناسد و واضح است که دونالد ترامپ طرف مقابل را به هیچ وجه درک نمیکرد.»
هر چند ترامپ بعد از ماهها استمرار جنگ به این نتیجه رسید که هیچ دورنمایی برای رسیدن به اهداف اولیه اقدام نظامیاش وجود ندارد، اما به نظر میرسد بار دیگر درون دولت آمریکا افرادی او را قانع کردهاند که با آزمودن سیاست فشار اقتصادی میتواند به نتیجه دلخواهش برسد.
آلن ایر، دیپلمات پیشین آمریکایی در گفتوگو با یواسای تودی میگوید: «کاملاً محتمل است که رئیس جمهور و فرمانده کل قوای آمریکا اطلاعات نادرستی دریافت کند، زیرا اطرافیانش کسانی هستند که حقایق سخت را به او نمیگویند، بلکه در عوض اطلاعات و گزارشها را گزینشی انتخاب میکنند تا فرضیات او را تقویت کنند.»
پرسش ترامپ در مورد چرایی «قیام نکردن» مردم ایران همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی و تحریمی علیه مردم ایران، شاهدی روشن بر سردرگمی دولت آمریکا در مورد اهداف جنگ علیه مردم ایران است. اهدافی که در شش ماه گذشته به صورت مداوم تغییر کردهاست. یک مقام ارشد امنیتی در دولت جورج بوش به پولیتیکو میگوید: «این جنگ بدون طرح آغاز شد، بدون طرح اجرا شد و تا حد زیادی توسط سیاست لحظهای هدایت شده است.»
روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ ترامپ همزمان با شروع حملات گفت: «به مردم بزرگ ایران میگویم امشب ساعت آزادی شما فرارسیده است... وقتی کار ما تمام شد، حکومت خود را تصاحب کنید. شاید این تنها شانس شما برای نسلها باشد.» کمتر از یک ماه بعد، پس از آنکه کسی به خیابان نریخت، ترامپ تصمیم گرفت تعریفش را از تغییر رژیم تغییر دهد. او مدعی شد با عملیات تروریستی آمریکا و اسرائیل علیه مقامهای ارشد نظام جمهوری اسلامی تغییر رژیم «خودبهخود» رخ داده است: «ما تغییر رژیم داشتهایم... گروه اول همه مردهاند. گروه دوم اکثراً مردهاند. و در گروه سوم با افراد متفاوتی طرف هستیم... من این را تغییر رژیم میدانم.»
«جنگ تمام شده، جنگ ادامه دارد. ما توافق داریم، ما توافق نداریم. ما تغییر رژیم میخواهیم، نه نمیخواهیم. ترامپ در جعبهای ساخته دست خودش گیر افتاده است.»ترامپ یک روز پیش از امضای تفاهمنامه اسلامآباد در فرانسه ناگهان هدف تغییر رژیم را از اساس انکار کرد: «من هرگز به تغییر رژیم اهمیت ندادهام. این هرگز بخشی از هدف نبوده... من سالها تغییر رژیمها را تماشا کردهام، آنها هرگز جواب نمیدهند. ما اکنون با افرادی طرف هستیم که فکر میکنم افراد بسیار عاقلی هستند.» دو ماه و نیم بعد اما مجدداً ترامپ به روز اول بازگشت و گفت: «چه زمانی مردم ایران قرار است قیام کنند و بجنگند؟»
حافظ رشید در نشریه نیوریپابلیک با اشاره به سردرگمی ترامپ در مورد نتایج اقداماتش، تأکید میکند: «ترامپ در مورد اینکه چرا مردم ایران علیه حکومتشان قیام نمیکنند، سرگردان است و از این واقعیت غافل است که کارزار بمباران او در میان مردم ایران محبوب نیست. ترامپ اگر فکر کند این کار مردم ایران را به دست میآورد، دچار توهم است.»
جونا گلدبرگ یادداشت نویس لسآنجلس تایمز وضعیت تغییر مداوم اظهارنظرهای ترامپ را به «آزمایش فکری گربه شرودینگر» تشبیه میکند و مینویسد: «جنگ تمام شده، جنگ ادامه دارد. ما توافق داریم، ما توافق نداریم. ما تغییر رژیم میخواهیم، نه نمیخواهیم. ترامپ در جعبهای ساخته دست خودش گیر افتاده است.»
گالن جکسون در پایگاه تحلیلی وار آن راکس مینویسد: «اشتباه بزرگ ترامپ و نتانیاهو این بود که تصور میکردند با ترور رهبران، سیستم دچار فروپاشی آنی میشود؛ تجربیات تاریخی (سوئز ۱۹۵۶، لبان ۱۹۸۲، عراق و لیبی) نشان میدهد حملات عواقب ناخواسته و انسجام ساختار را به همراه دارد.»
لئون پانهتا، وزیر دفاع پیشین آمریکا در گفتوگو با یواسای تودی گفت: «او هیچ هدف روشنی، هیچ استراتژی روشنی برای دستیابی به آن هدف، و هیچ هدف نهایی نداشت… این اشتباه بنیادینی است که در جنگهای گذشته خاورمیانه هم رخ داد و اکنون دوباره در این جنگ تکرار میشود.»
پس از شش ماه درگیری و ویرانیهای گسترده، واشنگتن در موقعیتی قرار گرفته که نه میتواند جنگ را با یک پیروزی بزرگ نظامی پایان برساند و نه میتواند بدون دستاورد ملموس، عقبنشینی کند. نوسان مداوم ترامپ میان «دعوت به قیام»، «ادعای نابودی رژیم»، «مذاکره با رهبران جدید» و در نهایت «استراتژی خفگی اقتصادی»، نشاندهنده یک تاکتیک مقطعی برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی استراتژی اولیه است. به نظر میرسد واشنگتن در جعبه سناریوهای متناقض خود اسیر شدهاست؛ درحالیکه اهداف جنگ نه در میدان نبرد بلکه در پستهای شبکههای اجتماعی تغییر میکنند.