
رویارویی با ایران برای دونالد ترامپ به معمایی پیچیده و بدون راهحل ساده تبدیل شده است؛ وضعیتی که در آن تداوم درگیریها میتواند به جهش بیسابقه بهای نفت، تشدید فشارهای سیاسی داخلی و آسیب به پایگاه رأی جمهوریخواهان منجر شود، و عقبنشینی نیز به معنای اعتراف آشکار به بیاثر بودن تهدیدها و فشارهای حداکثری نظامی واشنگتن خواهد بود. در این میان، راهبرد فرسایشی و تسلط بر گلوگاه حیاتی تنگه هرمز، کاخ سفید را در موقعیت انتخاب میان گزینههایی با هزینههای سنگین قرار داده است.
تحلیلگران منطقهای بر این باورند که رویکرد ترامپ در مواجهه با تحولات ژئوپلیتیک، بیش از آنکه بر محاسبات عقلانی و حقوق بینالملل استوار باشد، بر تصویرسازیهای رسانهای و شیوههای غیرمتعارف تکیه دارد. از طرح ادعاهای ساختگی نظیر تغییر نام گذرگاههای استراتژیک بینالمللی تا انتشار تصاویر هوش مصنوعی در شبکههای اجتماعی، هیچکدام نتوانستهاند واقعیت موازنه قدرت در میدان خلیجفارس و تنگه هرمز را تغییر دهند. در حالی که رئیسجمهور آمریکا تلاش میکند شرایط را برای کشتیرانی کاملاً عادی جلوه دهد، شواهد میدانی حاکی از شکنندگی حضور نظامی آمریکا در این آبراه راهبردی است.
در واکنش به تهدیدها و محاصره دریایی، مقامات ارشد دفاعی و امنیتی ایران با اعلام منطقه ممنوعه در حوزه تنگه هرمز و مناطق پیرامونی، هشدار دادهاند که هرگونه نقض حریم دریایی با پاسخ موشکی مواجه خواهد شد. در جریان تحولات اخیر و پس از هدف قرار گرفتن تأسیسات و نفتکشها، نیروهای مسلح ایران با توقیف شناور بدونسرنشین آمریکایی و آزمایش تسلیحات جدید ویژه مقابله با ناوشکنها، پیام روشنی از آمادگی رزمی خود صادر کردند؛ پیامی که نشاندهنده اراده جدی برای شکستن محاصره اقتصادی و نظامی از طریق پاسخهای هدفمند است.
ترامپ در حال حاضر میان دیدگاههای متضاد تیم امنیتی و اقتصادی خود سرگردان است؛ از یکسو تهدید به گسترش حملات و ایده تغییر نظام مطرح میشود و از سوی دیگر، تبعات جهش نرخ سوخت و تورم، اقتصاد آمریکا را تهدید میکند. تشدید بحران در تنگه هرمز و رشد بهای بنزین در بازار داخلی ایالات متحده، شانس جمهوریخواهان را در حفظ اکثریت کنگره بهشدت کاهش میدهد. این بنبست سیاسی و عملیاتی، جایگاه ترامپ را به موقعیت آسیبپذیر یک «اردک لنگ» نزدیکتر کرده است.
تحلیلگران همچنین هشدار میدهند که بنیامین نتانیاهو بهدلیل تنگناهای انتخاباتی و سیاسی خود در پی کشاندن دوباره واشنگتن به تقابل همهجانبه با تهران است؛ سناریویی شکستخورده که تجربه تاریخی ناکارآمدی آن را از طریق بمبارانهای هوایی اثبات کرده است. تجارب گذشته نشان میدهد زیرساختهای دفاعی، موشکی و منطقهای ایران با چنین اقداماتی تضعیف نمیشوند و واشنگتن نیز ظرفیت ورود به یک درگیری فرسایشی نامحدود را ندارد. در نتیجه، تداوم تنشآفرینی صرفاً هزینههای خروج از این بحران را برای کاخ سفید سنگینتر خواهد کرد.
گزارش از حسام دیانت مهر