کد خبر: ۱۴۵۲۳۷
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۸

بازی روی لبه تیغ؛ مانور پنتاگون با طرح حمله سه‌روزه و اهرم روسی در زمین تهران

در حالی که تنش‌های دیپلماتیک میان تهران و واشینگتن بر سر شروط توافق به اوج پیچیدگی رسیده است، انتشار اخباری درباره آماده‌سازی یک عملیات ضربتی سه‌روزه از سوی پنتاگون، فضای منطقه را بیش از پیش امنیتی کرده است.

اا

در حالی که تنش‌های دیپلماتیک میان تهران و واشینگتن بر سر شروط توافق به اوج پیچیدگی رسیده است، انتشار اخباری درباره آماده‌سازی یک عملیات ضربتی سه‌روزه از سوی پنتاگون، فضای منطقه را بیش از پیش امنیتی کرده است. دونالد ترامپ در سخنان خود هم‌زمان از مهار توان راهبردی ایران و وعده پایان سریع بحران سخن می‌گوید؛ رویکردی دوگانه که نشان می‌دهد واشینگتن هنوز میان ریسک آغاز مجدد یک جنگ پرهزینه و پیشبرد دیپلماسی زیر سایه تهدید، مردد است.

سناریوی حمله سه‌روزه؛ عملیات واقعی یا بلوف برای باج‌خواهی؟

بر اساس داده‌های درزکرده از محافل نظامی آمریکا، پنتاگون دستور آماده‌باش سناریوهای عملیاتی را برای فرماندهی مرکزی (سنتکام) به‌روزرسانی کرده است. این سناریوها بر موجی از حملات کوتاه‌مدت، هدفمند و فشرده علیه زیرساخت‌های نظامی، پایگاه‌های موشکی و پهپادی و برخی تأسیسات کلیدی تمرکز دارد؛ طرحی که هماهنگی‌های پشت‌پرده‌ای نیز پیرامون آن با تل‌آویو گزارش شده است.

با این حال، کارشناسان معتقدند تدوین چنین سناریوهایی صرفاً به منزله تصمیم قطعی برای شلیک نیست. ترامپ که نیم‌نگاهی به آرایش‌های سیاسی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و تبعات اقتصادی تکانه‌های انرژی دارد، به خوبی از خطرات گسترش دامنه درگیری آگاه است. از این منظر، روی میز گذاشتن طرح‌های ضربتی بیش از آنکه مقدمه آغاز حتمی نبرد باشد، تلاشی برای تغییر موازنه در اتاق‌های مذاکره و ارزیابی آستانه تاب‌آوری تهران به شمار می‌رود.

فشار مضاعف بر شریان‌های نفتی و محاسبات هرمز

هم‌راستا با زنگ خطرهای نظامی، ابزار تحریم نیز بار دیگر فعال شده است. اقدامات خزانه‌داری آمریکا علیه شبکه حمل‌ونقل نفتکش‌ها، بخشی از همان سیاست موسوم به «فشار حداکثری» برای مسدود کردن منابع ارزی ایران و افزایش هزینه مقاومت است.

اما نقطه اتکای این معادله همچنان در تنگه هرمز و معادلات ژئوپلیتیک انرژی قرار دارد. واشینگتن می‌کوشد وانمود کند توان ایران در اعمال نفوذ بر شریان‌های انرژی محدود شده است، اما کارشناسان بازار نفت دیدگاه دیگری دارند. هرگونه اقدام نسنجیده در حوزه میدانی می‌تواند زنجیره تأمین جهانی نفت را با بحرانی پیش‌بینی‌ناپذیر مواجه کند؛ خطری که هزینه‌های آن نه فقط متوجه منطقه، بلکه اقتصاد شکننده غرب خواهد بود.

خط قرمز تهران و معادله پیچیده کرملین

در تهران، راهبرد کاملاً روشن و غیرقابل انعطاف است: «مذاکره زیر باران تهدید معنا ندارد.» ایران بارها تأکید کرده است که تسلیم شروط تحمیلی و تضعیف توان دفاعی خود نخواهد شد و هرگونه تعرض نظامی با پاسخ‌های سنگین، متوازن و مستقیم مواجه خواهد شد؛ امری که هزینه هر اقدام تهاجمی را برای ارتش آمریکا تصاعدی می‌کند.

در ضلع دیگر ماجرا، ولادیمیر پوتین و کاخ کرملین وارد میدان شده‌اند. مسکو با اعلام آمادگی برای تسهیل پایان بحران و پیگیری ابتکارهای دیپلماتیک، کارت‌های خود را در این شطرنج به نمایش گذاشته است. با توجه به درگیری هم‌زمان روسیه و غرب در جبهه اوکراین، روس‌ها به هیچ وجه خواهان یکه‌تازی واشینگتن در خاورمیانه نیستند و هرگونه همراهی دیپلماتیک یا تبادل داده‌های راهبردی میان مسکو و تهران، محاسبات پنتاگون را برای هر اقدام غافلگیرکننده به شدت دشوار می‌سازد.

بحران در دام خطای محاسباتی

واقعیت صحنه نشان می‌دهد بن‌بست کنونی پیش از آنکه ناشی از برتری قطعی نظامی یکی از طرفین باشد، ریشه در یک شکاف عمیق ادراکی دارد. واشینگتن تهدید و تحریم را تنها زبان کارآمد برای ستاندن امتیاز می‌داند، در حالی که تهران تحمیل اراده زیر فشار را خط قرمز مطلق تلقی کرده و بر مقاومت راهبردی تأکید دارد.

در چنین فضایی، بزرگ‌ترین خطر، «خطای محاسباتی» طرف آمریکایی است؛ جایی که توهم تسلیم‌پذیری طرف مقابل زیر بار مانورهای تهدیدآمیز می‌تواند بحران را از مرحله مانورهای تبلیغاتی و بسته‌های محرمانه، مستقیماً به گرداب رویارویی مستقیم و مهارناپذیر بکشاند.

 

گزارش:حسام دیانت مهر

گزارش خطا
نظرشما
captcha