
به گزارش پایگاه خبری «آرانیوز»، بررسی تحولات میدانی و طرحهای ادعایی رسانههای غربی پیرامون احتمال حملات هوایی علیه زیرساختهای کشورمان، گویای یک خطای محاسباتی عمیق در راهبرد مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی است؛ فرضیهای که میپندارد ضربات نظامی فشرده و فشارهای مضاعف اقتصادی میتواند ساختار سیاسی ایران را متزلزل سازد.
واقعیتهای راهبردی نشان میدهد که واشنگتن برخلاف رژیم صهیونیستی، توان پرداخت هزینههای سنگین یک جنگ فرسایشی جدید را ندارد. افزایش سرسامآور بهای جهانی انرژی، تلفات احتمالی نظامی و برهم خوردن امنیت مسیرهای تجاری بینالمللی، هرگونه درگیری نظامی را به یک بحران سیاسی فلجکننده برای حاکمیت آمریکا تبدیل خواهد کرد.
تجربیات درگیریهای گذشته اثبات کرده است که واشنگتن قادر نیست زمان پایان درگیری را تعیین کند و این ایران است که با تسلط میدانی خود، فرجام و طول دوره تنش را رقم میزند. اهداف کاخ سفید و تلآویو همپوشانی کامل ندارند؛ در حالی که تلآویو به دنبال تضعیف مداوم توازن نظامی ایران است، پشتیبانی بیدلیل از این کارزار، هزینههای غیرقابل تحملی را به اقتصاد و امنیت ژئوپلیتیک ایالات متحده تحمیل خواهد کرد.
باید میان «مهار مقطعی» و «سرنگونی یک نظام» تفاوت بنیادین قائل شد. حتی در صورت وارد آمدن آسیبهای فنی به برخی تاسیسات، برنامه موشکی و اتمی ایران متوقف نخواهد شد؛ چراکه دانش فنی، تسلط علمی و فناوری بومی هدف بمبها قرار نمیگیرد و زیرساختها بهسرعت بازسازی میشوند. علاوه بر این، در صورت تهدید موجودیتی، ساختار تصمیمگیری ایران ممکن است دکترین بازدارندگی خود را مورد بازنگری قرار دهد که این امر درست نقطه مقابل اهداف راهبردی اولیه غرب است.
همچنین، تکیه بر ناآرامیهای داخلی به عنوان ابزاری برای همراهی با تجاوز خارجی، یک خطای ادراکی محض است؛ چرا که هرگونه تجاوز خارجی، موجی از انسجام ملی و همبستگی گسترده در دفاع از تمامیت ارضی کشور ایجاد خواهد کرد.
در بعد ژئوپلیتیک انرژی، بسته شدن تنگه هرمز لزوماً نیازی به انسداد فیزیکی کامل ندارد؛ افزایش ریسک و هشدارهای ادواری میتواند تردد دریایی و بیمه نفتکشها را فلج کند. خطوط لوله جایگزین کشورهای منطقه نیز علاوه بر ظرفیت ناچیز، در تیررس دقیق پرتابههای ایران قرار دارند. از سوی دیگر، تحولات گلوگاههای دریای سرخ، راههای گریز صادراتی را بهطور کامل مسدود خواهد کرد.
تهران با عبرتآموزی از بحرانهای گذشته، در صورتی که موج جدید تهاجمات را تهدیدی موجودیتی تلقی کند، دست به انتقامی همهجانبه و بدون خطقرمز، بهویژه علیه زیرساختهای اقتصادی و شریانهای حیاتی همسایگان حامی تهاجم خواهد زد. محتملترین نتیجه هرگونه ماجراجویی تازه علیه خاک ایران، شکست سیاسی و راهبردی واشنگتن بدون کمترین دستاورد عملی خواهد بود.