کد خبر: ۱۴۵۸۴۳
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۶
یادداشت تحلیلی/میلاد کریمی متخصص هوش مصنوعی و بهینه‌سازی پیشرفته؛ مخترع الگوریتم ساختار سلولی (CSO)

مسکن مستأجران در جنگ؛ از تاب‌آوری به پایداری ساختاری  

 

اا

 در شرایط جنگ، فشارهای اقتصادی به‌صورت متقارن توزیع نمی‌شوند.

 این یک واقعیت ساختاری است که در تمام بحران‌های بزرگ تاریخی تکرار شده است. خانوارهای مستأجر، به دلیل وابستگی به درآمد جاری و نداشتن دارایی ملکی، آسیب‌پذیرترین گروه در این شرایط هستند. آن‌ها درآمد جاری خود را از دست می‌دهند، اما تعهد پرداخت اجاره و ودیعه، حتی با قطع درآمد، باقی می‌ماند. این یعنی تهدید بی‌خانمانی، جابه‌جایی اجباری، و تضعیف انسجام اجتماعی. واقعیتی که می‌تواند به یک بحران امنیتی و اجتماعی فراگیر تبدیل شود.

 

از نگاه الگوریتم CSO، این یک «عدم تقارن ساختاری» است. در سیستم‌های پیچیده، وقتی یک شوک خارجی (جنگ) وارد می‌شود، اثر آن بر همه اجزای سیستم یکسان نیست. مؤجران دارای دارایی (پشتوانه تورمی) هستند، اما مستأجران در صورت کاهش درآمد با تهدید بقا مواجه‌اند. در زبان CSO، این یعنی یک «قید فعال» که تنها یک طرف سیستم (مستأجر) را در وضعیت بحرانی قرار می‌دهد، در حالی که طرف دیگر (مؤجر) همچنان از پشتوانه دارایی خود بهره‌مند است.

 

الگوی اوکراین

 

پیش از ورود به تحلیل، روشن می کنیم که الگوی اوکراین در بحران مسکن جنگ چه بود؟

 اوکراین در سال ۲۰۲۲، با حمله روسیه، با یک بحران بی‌سابقه مسکن مواجه شد: تخریب گسترده خانه‌ها، آوارگی میلیون‌ها نفر، و فشار شدید بر بازار اجاره. 

دولت اوکراین برای مدیریت این بحران، سه سیاست اصلی را اجرا کرد:

 

اول؛ تسهیل خروج جمعیت: میلیون‌ها اوکراینی به کشورهای همسایه (لهستان، رومانی، آلمان) پناهنده شدند. این خروج جمعیت، فشار بر بازار مسکن داخلی را کاهش داد. در واقع، اوکراین با «صادر کردن» بخشی از بحران، توانست فشار داخلی را مدیریت کند.

 

دوم؛ اتکا به کمک‌های مالی خارجی: اوکراین از کمک‌های مالی عظیم غرب (اتحادیه اروپا و آمریکا) بهره‌مند شد. این کمک‌ها، بخشی از هزینه‌های جنگ و بازسازی مسکن را پوشش می‌داد. به عبارت دیگر، اوکراین با «وارد کردن» منابع مالی، توانست هزینه‌های بحران را جبران کند.

 

سوم؛ کنترل اجاره و حمایت از آوارگان: دولت اوکراین، کنترل اجاره‌بها را در مناطق جنگی اعمال کرد و بسته‌های حمایتی برای آوارگان و مستأجران طراحی کرد. این سیاست، مانع از تخلیه گسترده مستأجران و افزایش بی‌خانمانی شد.

این الگو، در ظاهر موفق بود. اما آیا ایران می‌تواند آن را کپی کند؟

 پاسخ، خیر است. و دلیلش، سه تفاوت اساسی است که در ادامه می‌آید:

تحلیل با الگوریتم CSO؛ سه لایه راهبردی

لایه اول: چرا «تاب‌آوری» کافی نیست؟

 

رویکرد متعارف «تاب‌آوری» در ادبیات مدیریت بحران، به معنای «توانایی سیستم برای بازگشت به وضعیت تعادلی پیش از بحران» است. اما این رویکرد، یک فرض بنیادین دارد: وضعیت پیش از بحران، یک وضعیت مطلوب و پایدار بوده است.

این فرض، در مورد بازار اجاره ایران، نادرست است

 بازار اجاره ایران، پیش از جنگ نیز ساختاری شکننده داشته است: نرخ بالای اجاره نسبت به درآمد، ودیعه‌های سنگین، نبود امنیت تصدی، و نبود سازوکار حمایتی برای مستأجران. بنابراین، «بازگشت به وضعیت پیش از بحران» یعنی بازگشت به یک «بهینه محلی شکننده»که در آن، مستأجران همچنان آسیب‌پذیرند.

 

در زبان CSO، این یعنی: «تاب‌آوری» کافی نیست، زیرا سیستم در وضعیت پیش از بحران نیز در یک بهینه محلی شکننده قرار داشته است. باید «پایداری ساختاری جامعه‌محور»را جایگزین کرد؛ یعنی حفظ کارکردهای حیاتی جامعه (مانند ثبات سکونتی) در بحران، حتی اگر این امر بر سودآوری حداکثری املاک اولویت یابد.

 این یک «بازتعریف تابع هدف» است: از «حداکثرسازی سود مالک» به «حفظ حداقل کارکرد حیاتی مستأجر».

لایه دوم: چرا نمی‌توانیم الگوی اوکراین را کپی کنیم؟ (تحلیل تطبیقی)

 

سه تفاوت اساسی بین ایران و اوکراین وجود دارد که نشان می‌دهد ایران نمی‌تواند الگوی اوکراین را عیناً تکرار کند. این سه تفاوت، در زبان CSO، به معنای «تفاوت در فضای جستجوی راهبردی» دو کشور است:

 

اول، گزینه خروج جمعیت: اوکراین در جنگ، گزینه «پناهندگی میلیون‌ها نفر به خارج» را داشت. این یعنی فشار بر بازار مسکن داخلی، با خروج جمعیت کاهش می‌یافت.

 در زبان CSO، این یک «دریچه اطمینان» بود که فشار سیستم را تخلیه می‌کرد. اما ایران این گزینه را ندارد؛ جمعیت باید در داخل بماند و مسکن لازم دارد. بنابراین، فشار بر بازار اجاره ایران، به مراتب بیشتر از اوکراین خواهد بود.

گزارش خطا
نظرشما
captcha