
میانجیگری قطر اگرچه هنوز بارقههایی از امید را برای مهار بحران زنده نگه داشته، اما شواهد میدانی و مواضع صریح مقامات ارشد دو کشور گویای آن است که تهران و واشنگتن همزمان با گفتوگوهای دوحه، خود را برای سناریوی احتمالی رویارویی نظامی تازهای آماده میکنند؛ وضعیتی شکننده که میتواند منطقه را در یکقدمی جنگی گستردهتر قرار دهد.
در تهران، هشدار قاطع مقام معظم رهبری مبنی بر «پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» به هرگونه تهدید احتمالی، پیامی روشن به اردوگاه غرب مخابره کرده است. در سوی مقابل، اگرچه دولت دونالد ترامپ از باز بودن مسیر دیپلماسی سخن میگوید، اما همچنان از اعلام موضع قطعی درباره گزینه نظامی خودداری میکند. این تصویر دوگانه، پیچیدگی بحرانی را به نمایش میگذارد که در آن دیپلماسی و بازدارندگی نظامی گامبهگام پیش میروند.
دیدار اخیر فرماندهان ارشد نیروهای مسلح با فرمانده کل قوا، نقطهعطف تحولات سیاسی و نظامی این روزهای تهران است. تأکید بر اینکه زمان و شرایط پایان هرگونه تجاوز احتمالی توسط جمهوری اسلامی تعیین خواهد شد، پیامی راهبردی هم به واشنگتن و تلآویو و هم به میانجیگران منطقهای است.
بهروزرسانی بانک اهداف شامل تمامی داراییهای مادی و غیرمادی دشمن، و توسعه معماری بومی دفاعی، نشان میدهد که تهران ابتکار عمل در میدان را با هیچگونه مسامحهای گره نمیزند.
گزارشهای رسانهای حاکی از آن است که هیئت قطری پس از ساعتها رایزنی فشرده در تهران، گفتگوها را در دوحه دنبال کرده است. با وجود طرح پیشنهادهایی نظیر برنامههای هفتروزه اعتمادساز، اختلافنظرهای ریشهدار میان دو طرف همچنان پابرجا ست.
برخلاف روایتهای سادهانگارانه از توافقهای قریبالوقوع، آنچه امروز در جریان است، تلاش برای دستیابی به یک چارچوب حداقلی جهت جلوگیری از بحرانهای ناخواسته است، نه امضای یک توافق پایدار.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در گفتوگو با رسانهها شروط شفاف ایران را برای بازگشت به میز مذاکره ترسیم کرده است: لغو تحریمهای پس از یادداشت تفاهم اسلامآباد، کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه، احیای معافیتهای نفتی و آزادسازی کامل داراییهای مسدودشده.
تأکید تهران بر تعیین تکلیف موضوعاتی چون رفع محاصره دریایی و بازگشایی تنگه هرمز پیش از پرداختن به پرونده هستهای، نشان از تغییر در اولویتبندیهای راهبردی کشور دارد؛ رویکردی که در نقطهی مقابل اصرار واشنگتن بر تقدم مطالبات هستهای قرار دارد.
در ایالات متحده نیز ارزیابیها یکدست نیست. اظهارات مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از تمایل مشروط به دیپلماسی حکایت دارد، اما تأکید بر حفظ امنیت ملی به معنای نبستن دست نظامی این کشور است. گزارشهای حاکی از اختلافنظر در حلقه نزدیک به ترامپ — میان چهرههای بدبین به توافق نظیر پیت هگست و روبیو در برابر حامیان مذاکره — بر غیرقابلپیشبینی بودن تصمیم نهایی کاخ سفید افزوده است.
تنگه هرمز همچنان کانون اصلی اصطکاک منافع است. حوادث اخیر در آبهای جنوبی و تلاش برای حفظ امنیت خطوط مواصلاتی، نشان میدهد که این آبراه حیاتی صرفاً یک ابزار سیاسی نیست، بلکه جرقهای بالقوه برای شعلهور ساختن آتش درگیریهای گستردهتر به شمار میرود. مقامات امنیتی کشور هشدار دادهاند که هرگونه جنگ احتمالی، فراروی از الگوهای مرسوم خواهد بود و زیرساختهای حیاتی و پشتیبانی نظامی رقیب را هدف قرار خواهد داد.
دیپلماسی قطر فرصتی ارزشمند اما محدود برای جلوگیری از فاجعهای پرهزینه فراهم کرده است. با این حال، تا زمانی که دو طرف بر مواضع حداکثری خود پافشاری کنند، هر توافقی تنها وقفه کوتاهی پیش از بحران بعدی خواهد بود. پرسش بنیادین این است که آیا عقلانیت سیاسی پیش از وقوع خطای محاسباتی، مجال عقبنشینی از مواضع سرسختانه را فراهم خواهد کرد یا خیر.