
تهدیدهای تازه دونالد ترامپ، افزایش تحرکات نظامی آمریکا و هشدارها درباره احتمال ازسرگیری حملات، همزمان با ادامه رایزنیهای تهران و واشنگتن با میانجیگری قطر و پاکستان، فضای منطقه را ملتهب کرده است. اختلاف بر سر تنگه هرمز، محاصره دریایی و ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، مسیر توافق را دشوار ساخته؛ درحالیکه حوادث دریایی و تحرکات دیپلماتیک چین و روسیه از شکنندگی امنیت منطقه حکایت دارد.
مذاکرات ایران و آمریکا هنوز متوقف نشده، اما نشانههای بازگشت به رویارویی نظامی پررنگتر شده است. میانجیگری قطر و پاکستان ادامه دارد و چین و روسیه نیز خواستار جلوگیری از جنگاند؛ با این حال، واشنگتن از آمادگی برای اقدام نظامی سخن میگوید و تهران بر شروط خود پافشاری میکند. اختلاف بر سر تنگه هرمز، محاصره دریایی و ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، مذاکرات را به یکی از پیچیدهترین مراحل خود رسانده است. افزایش حوادث دریایی نیز نشان میدهد امنیت خلیج فارس، حتی بدون آغاز رسمی عملیات نظامی، تا چه اندازه آسیبپذیر شده است.
دونالد ترامپ در روزهای اخیر بار دیگر لحنی تهدیدآمیز علیه ایران اتخاذ کرده است. او در یک سخنرانی انتخاباتی در کانزاس گفت: «تنها دلیلی که هنوز کار ایران را یکسره نکردهایم، این است که میخواهم با ملایمت رفتار کنم. میخواهم اگر بتوانم، جان همه آن افراد را نجات دهم. اما بالاخره زمانی میرسد که مجبور میشویم ضربه چکش به آنها بزنیم و از کار بیندازیم.»
رئیسجمهوری آمریکا همچنین در گفتوگو با نیویورکپست تأکید کرده که نمیخواهد جنگ با ایران به درگیری طولانیمدتی مانند جنگ ویتنام تبدیل شود. او با اشاره به کشته شدن ۱۸ نظامی آمریکایی در هفت ماه جنگ، گفته است نمیخواهد این درگیری سالها ادامه یابد. با این حال، ترامپ در گفتوگویی دیگر، با تأکید بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، گفته است: «سرانجام کارشان را یکسره خواهیم کرد.»
این اظهارات در کنار گزارشهای مربوط به تحرکات نظامی آمریکا اهمیت بیشتری پیدا کرده است. یک مقام ارشد آمریکایی به آکسیوس گفته واشنگتن به کشورهای حاشیه خلیج فارس اطلاع داده که برای احتمال ازسرگیری جنگ با ایران از روز چهارشنبه آماده باشند. شبکه ۱۲ اسرائیل نیز به نقل از یک مقام امنیت ملی این کشور گزارش داده احتمال ازسرگیری جنگ افزایش یافته و ترامپ ممکن است پیش از آغاز سال نو میلادی درباره اقدام نظامی تصمیم بگیرد.
تهدیدها به اظهارات سیاسی محدود نمانده و ارزیابیهای امنیتی درباره احتمال عملیات نظامی نیز مطرح شده است. در همین فضا، ترامپ پس از تماس تلفنی با بنیامین نتانیاهو درباره ایران، از احتمال وارد کردن ضربهای سخت سخن گفت. این تماس در شرایطی انجام شد که دولت اسرائیل نیز از طرفداران ادامه فشار نظامی بر تهران است.
تاکر کارلسون، مجری آمریکایی و منتقد جنگ، مدعی شده است که نتانیاهو برای ادامه عملیات نظامی به ترامپ فشار میآورد و احتمال حمله به تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ را مطرح کرده است. با این حال، ادعای او درباره احتمال استفاده از بمب اتمی علیه ایران تاکنون با شواهد مستقل تأیید نشده و نباید آن را برنامهای قطعی یا تصمیمی عملیاتی تلقی کرد. آنچه در گزارشهای مربوط به احتمال حمله مطرح شده، خطر عملیات نظامی علیه تأسیسات و زیرساختهای ایران است؛ سناریویی که حتی بدون استفاده از تسلیحات هستهای نیز میتواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.
خروج هیئت ایرانی از قطر در روز یکشنبه گمانهزنیهایی درباره شکست مذاکرات ایجاد کرد؛ اما گزارش رویترز نشان میدهد این خروج لزوماً به معنای توقف گفتوگوها نبوده است. به گزارش این خبرگزاری، پیشنویس پیشنهادی برای دریافت نظر طرفین در حال گردش است و احتمال برگزاری نشست دیگری برای پیگیری مذاکرات وجود دارد. یک دیپلمات حاضر در روند گفتوگوها نیز از پیشرفت مثبت مذاکرات و تلاش میانجیها برای رفع اختلافات باقیمانده خبر داده است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تأیید کرده سفر کاظم غریبآبادی به دوحه با هدف تسهیل تبادل پیامها میان تهران و واشنگتن انجام شده است. عباس عراقچی نیز روز دوشنبه گفت رایزنیها با میانجیگری قطر و پاکستان فشردهتر شده و ایران برای هر دو مسیر دیپلماسی و اقدام نظامی آمادگی دارد.
با این حال، اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات و پرونده هستهای همچنان از مهمترین موانع توافق است. تهران خواهان پایان محاصره دریایی و پذیرش شروط خود پیش از ورود به مذاکرات درباره دیگر موضوعات است. واشنگتن نیز تعیینتکلیف ذخایر اورانیوم غنیشده و دریافت تضمینهایی درباره برنامه هستهای ایران را از موضوعات اصلی هر توافق میداند.
بقایی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال موافقت ایران با خروج اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی از کشور، پاسخ منفی داده است. او همچنین تأکید کرده نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، مبنای تازهای برای تغییر مواضع تهران ایجاد نکرده است.
سخنگوی وزارت خارجه درباره تنگه هرمز گفته است: «تنگه هرمز نمیتواند قبل از رفع محاصره آمریکا بازگشایی شود.» او افزوده است: «شما نمیتوانید درباره تنگه هرمز صحبت کنید، نگران ناامنی در تنگه هرمز باشید، اما همچنان به محاصره اقتصادی ایران ادامه بدهید و همه آن چیزهایی را که در قالب تفاهم اسلامآباد پذیرفتید کنار بگذارید و انتظار داشته باشید که ایران یکسویه تعهداتی را قبول بکند.»
این موضع نشان میدهد تهران حاضر نیست در شرایط محاصره اقتصادی، پیش از دریافت امتیاز درباره پرونده هستهای وارد مرحله بعدی توافق شود. در مقابل، واشنگتن نیز بعید است بدون دریافت امتیازی مشخص در این پرونده، فشارهای خود را کنار بگذارد. به این ترتیب، دو طرف در موقعیتی قرار گرفتهاند که هرکدام انتظار دارند طرف مقابل نخستین عقبنشینی را انجام دهد؛ اختلافی که به یکی از جدیترین موانع توافق تبدیل شده است.
تنگه هرمز اکنون فراتر از یک موضوع مذاکره، به اهرم فشار تهران و یکی از اصلیترین نگرانیهای اقتصاد جهانی تبدیل شده است. تهران بازگشایی این آبراه را به پذیرش شروط خود و پایان محاصره گره زده و واشنگتن نیز حاضر نیست بدون تغییر در وضعیت موجود، از فشار خود دست بکشد.
حوادث دریایی روزهای اخیر نشان میدهد خطر ناامنی در منطقه حتی در شرایط توقف نسبی درگیریها نیز جدی است. شورای همکاری خلیج فارس حمله به یک نفتکش بزرگ حامل گاز مایع قطر را محکوم کرده و آن را تشدیدی خطرناک در تنشها دانسته است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز از هدف قرار گرفتن یک نفتکش با دو پرتابه ناشناس در شرق رأسالخفجی عربستان خبر داده است.
همزمان، روابط عمومی نیروی دریایی ارتش ایران اعلام کرده یک نفتکش در محدوده تنگه هرمز بر اثر برخورد با مین دریایی دچار حادثه و آتشسوزی شده است. در بیانیه نیروی دریایی آمده این نفتکش سامانههای ناوبری خود را خاموش کرده بود و تردد بدون هماهنگی در مناطق پرخطر میتواند به چنین حوادثی منجر شود.
تکرار این رویدادها نشان میدهد امنیت کشتیرانی در خلیج فارس بهشدت آسیبپذیر شده است. گسترش این وضعیت میتواند صادرات نفت و گاز کشورهای منطقه را مختل کند و هزینه انرژی و حملونقل را در بازارهای جهانی افزایش دهد.
نگرانی کشورهای عربی نیز از همین جا ناشی میشود. پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه ممکن است در صورت حمله به ایران به اهداف پاسخ تلافیجویانه تهران تبدیل شوند و کشورهای میزبان این پایگاهها ناخواسته درگیر بحرانی شوند که تصمیم آغاز آن در واشنگتن گرفته میشود. زیرساختهای انرژی، تأسیسات آبشیرینکن و مراکز حیاتی اقتصادی نیز میتوانند در معرض خطر قرار گیرند.
در شرایطی که میانجیگری قطر و پاکستان ادامه دارد، تحرکات چین و روسیه نیز قابل توجه است. علی باقری کنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، روز دوشنبه در پکن با وانگ یی، وزیر خارجه چین، دیدار کرد. همزمان، سلطان عمان نیز در چین حضور داشت و با شی جینپینگ درباره تحولات خاورمیانه گفتوگو کرد.
طرف چینی در این دیدار بر حمایت از حاکمیت و امنیت ایران تأکید کرد و خواستار تمرکز طرفهای درگیر بر راهحلهای سیاسی شد. باقری کنی نیز از ابتکار شی جینپینگ برای ایجاد ساختار امنیتی جدید در منطقه استقبال کرد و گفت ایران به دنبال ترتیباتی است که آمریکا در آن دخالت نداشته باشد و اسرائیل نتواند نفوذ کند.
شبکه المیادین نیز به نقل از یک منبع آسیایی از مذاکرات سهجانبه ایران، چین و عمان با محوریت میانجیگری جدید مسقط میان تهران و واشنگتن خبر داده است. بر اساس این گزارش، یکی از اهداف سفر سلطان عمان به چین بررسی نقش تضمینی پکن در روند میانجیگری بوده است؛ هرچند جزئیات این طرح هنوز بهطور مستقل تأیید نشده است.
وزارت خارجه روسیه نیز روز دوشنبه اعلام کرد نشانههایی از برنامهریزی برای اقدام نظامی جدید علیه ایران وجود دارد و این موضوع نگرانکننده است. مسکو خواستار افزایش تلاشهای دیپلماتیک برای عادیسازی اوضاع منطقه شده است. ولادیمیر پوتین نیز در تماس تلفنی با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، درباره تحولات منطقهای و جهانی گفتوگو کرد.
با وجود این تحرکات، حمایت سیاسی چین و روسیه را نباید با تضمین جلوگیری از حمله آمریکا اشتباه گرفت. هر دو کشور از گسترش جنگ و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی متضرر خواهند شد، اما نشانهای از تعهد آنها برای مقابله مستقیم با اقدام نظامی احتمالی واشنگتن وجود ندارد. نقش اصلی آنها در شرایط فعلی، فشار دیپلماتیک برای جلوگیری از تشدید بحران است.
در داخل ایران نیز مقامهای سیاسی و امنیتی بر آمادگی برای جنگ تأکید میکنند. عباس عراقچی هشدار داده است که اقدام نظامی دوباره آمریکا با پاسخی شدیدتر از گذشته روبهرو خواهد شد. حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز از احتمال گسترش جغرافیایی جنگ و هدف قرار گرفتن مناطقی خبر داده که تاکنون در محاسبات عمومی مطرح نبودهاند.
احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، با اشاره به انتقال حجم زیادی از تسلیحات، ناوشکن، ناو هواپیمابر و هواپیماهای سوخترسان آمریکا به منطقه گفته است این تحرکات را نمیتوان صرفاً نمایش قدرت دانست. او احتمال داده در صورت نپذیرفتن خواستههای واشنگتن از سوی ایران، عملیاتی نظامی، شدید اما محدود از نظر زمانی، در دستور کار قرار گیرد.
در کنار این مواضع، فشار جریانهای تندرو برای خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای نیز افزایش یافته است. حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، با مخالفت با هرگونه مذاکره درباره ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، خواستار خروج از انپیتی شده است. فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز این موضوع را قابل بررسی دانسته است.
این رویکرد در شرایطی مطرح میشود که اختلاف هستهای یکی از اصلیترین موانع توافق با آمریکاست. خروج از انپیتی میتواند فشارهای بینالمللی علیه ایران را افزایش دهد، احتمال شکلگیری اجماع تازه علیه تهران را بالا ببرد و زمینه توجیه اقدامات نظامی را تقویت کند. تصمیمهایی که مسیر دیپلماسی و نظارت بینالمللی را محدود میکنند، ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشند.
مسئله مهمتر آن است که جنگ بعدی، در صورت وقوع، لزوماً در همان چارچوب درگیری قبلی باقی نخواهد ماند. تهدیدهای متقابل، آسیبپذیری زیرساختهای انرژی و حضور گسترده نیروهای نظامی در منطقه، احتمال گسترش بحران را افزایش داده است. حتی اگر ترامپ خواهان عملیاتی کوتاه باشد، تضمینی وجود ندارد که پاسخ ایران و واکنشهای بعدی اسرائیل و آمریکا نیز در همان بازه زمانی محدود بماند.
برآیند تحولات نشان میدهد دیپلماسی هنوز فرصتی محدود برای جلوگیری از جنگ دارد؛ اما اختلاف بر سر محاصره، تنگه هرمز و برنامه هستهای حل نشده است. قطر و پاکستان پیامها را منتقل میکنند، چین و روسیه خواستار مهار بحراناند و پیشنویس پیشنهادها میان طرفها در گردش است؛ با این حال، گره اصلی مذاکرات همچنان پابرجاست: هر طرف انتظار دارد دیگری نخستین قدم را بردارد.
خطر اصلی آن است که تهران و واشنگتن تصور کنند افزایش فشار نظامی و اقتصادی میتواند طرف مقابل را به عقبنشینی وادار کند. چنین محاسبهای شاید در کوتاهمدت موضع مذاکرهکنندگان را تقویت کند، اما در صورت شکست، هزینهای فراتر از برآوردهای اولیه خواهد داشت. برای ایران که همزمان با فشار اقتصادی، نااطمینانی معیشتی و محدودیتهای تجاری روبهروست، جنگ تازه میتواند بحران موجود را به مرحلهای دشوارتر برساند. منطقه نیز بیش از نمایش قدرت، به توافقی نیاز دارد که تهدیدهای امروز را به جنگ فردا تبدیل نکند.