
منطقه خلیجفارس این روزها در برزخ میان «فوران یک نبرد ویرانگر» و «یک توافق تاکتیکی پرریسک» به سر میبرد؛ معادلهای چندوجهی که نه فقط امنیت ترانزیت جهانی انرژی، بلکه توازن قدرت در سراسر خاورمیانه را در آستانه دگرگونی بنیادین قرار داده است.
در بطن این وضعیت التهابی، تندباد رویدادهای نظامی و دیپلماتیک با سرعتی بیسابقه در جریان است؛ سناریویی پیچیده که بازیگران متعددی از واشنگتن و تلآویو تا تهران، دوحه، پکن و مسقط را در یک رویارویی نفسگیر رودرروی یکدیگر قرار داده است.
شاید جدیترین جرقه در روزهای پرتنش گذشته، عملیات هوایی شبانه و طبقهبندیشده ارتش آمریکا در سواحل قشم بود؛ هجومی که تحلیلگران نظامی پنتاگون آن را واکنشی محدود به ساقطشدن پهپادهای شناسایی و رهگیری پرندههای آمریکایی در مجاورت تنگه هرمز قلمداد میکنند.
رسانههای غربی نظیر والاستریت ژورنال و سیانان این اقدام را تلاشی از سوی کاخ سفید برای نمایش اقتدار همزمان با انتخابات میاندورهای آمریکا توصیف کردند؛ با این حال، منابع مطلع بر این باورند که تهران پیام این ماجراجویی را با دقت رمزگشایی کرده و هرگونه تعرض به تمامیت ارضی خود را با آرایش پدافندی بازدارنده و هوشیار پاسخ داده است.
در کاخ سفید، غبار بلاتکلیفی آشکارتر از همیشه است. دونالد ترامپ میان سه جناح با استراتژیهای متضاد دستوپا میزند:
همین تشتت راهبردی سبب شده تا پالسهای ارسالشده از واشنگتن متناقض و پر از آشفتگی باشد؛ جایی که تهدیدات صریح حمله با ادعای خوشبینی به دیپلماسی در یک جمله ترکیب میشوند.
در سوی دیگر ماجرا، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ آرایشی قاطع و در عین حال واقعبینانه، میدان بازی را به سمت اهرمهای قدرت خود چرخانده است. تهران با فشردهسازی طرح ۷ مادهای پیشین خود به یک بازه فشرده ۴۸ ساعته، نقشه راه را به میز میانجیها رسانده است: «بازگشایی و امنیت خطوط انتقال در تنگه هرمز، فقط و فقط در گرو پایانیافتن محاصره اقتصادی و دریایی ایران خواهد بود.»
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد کشورمان، با ارسال پیامی بازدارنده به طرفهای غربی یادآور شد که در صورت هرگونه اشتباه محاسباتی، دامنه پاسخ نظامی تهران «فاقد هرگونه مرز و محدودیت جغرافیایی» خواهد بود و تمام مقرهای راهبردی دشمن را در تیررس مستقیم قرار میدهد. همزمان، دستگاه سیاست خارجی با میدانداری عباس عراقچی و اسماعیل بقایی، به موازات آمادگی دفاعی، مسیر میانجیگری دوحه را فعال نگه داشته تا فرصت اتمام حجت دیپلماتیک را در بازه طلایی ۳۶ ساعته نسوزاند.
تحول کلیدی دیگری که فضای تنش را تغییر داده، مداخله هماهنگ قدرتهای شرق و شرکای استراتژیک منطقه است. سفر همزمان علی باقریکنی به پکن و دیدار فوقالعاده سلطان هیثم بن طارق، پادشاه عمان، با شی جینپینگ، زنگ هشدار را برای پکن به صدا درآورد. چین که حیات صنعتیاش به جریان پایدار نفت حوزه خلیجفارس وابسته است، حاضر نیست اختلال در تردد تنگه هرمز را بپذیرد.
امضای ۱۴ قرارداد مشترک میان عمان و چین در پکن و پافشاری صریح رئیسجمهور چین بر حفظ امنیت دریانوردی و مهار تنشهای یکجانبه، وزنهای سنگین به نفع دیپلماسی بر این بحران افزود. پکن و مسقط بهطور هماهنگ از واشنگتن خواستهاند تا از زیادهخواهی دست کشیده و از فرصت توافق با ایران عقبنشینی نکند.
اکنون ابتکار عمل دیپلماتیک با واسطهگری فشرده هیأتهای قطری به آخرین گردنه خود رسیده است. پافشاری تهران بر حفظ اقتدار و عدم عقبنشینی از حقوق قانونی در برابر فشارهای ترکیبی غرب، معادلات آمریکا را پیچیدهتر از قبل کرده است. ساعات پیشرو مشخص خواهد کرد که آیا واشنگتن تن به شروط واقعبینانه و بازگشت آرامش به شاهرگ انرژی جهان خواهد داد، یا تندروهای منطقهای خاورمیانه را در گرداب بحرانی برگشتناپذیر فرو خواهند برد.
گزارش : حسام دیانت مهر