از ۱۰ پرونده جهانی ناملموس، ۸ پرونده عاشورایی است
مرتضی رضوانفر، عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و مدیر تهیه هشت پرونده ثبت جهانی ناملموس در این زمینه به ایسنا توضیح میدهد: از ۱۰ پرونده ثبت جهانی میراث ناملموس ایران در یونسکو، بخش اعظمی از آن، به محرم و آئینهای عاشورایی برمیگردند.
او از جمله این پروندهها را «تعزیه» میداند و میگوید: عناصر مختلف این آئین، مانند نمادها، نشانهها، موسیقی، نسخهها، شخصیتها و فضاهای مرتبط با تعزیه، در سال ۲۰۱۰ میلادی و در قالب یک پرونده به ثبت جهانی رسیده است.
وی پرونده «نقالی، روایتگری نمایشی ایرانی» را یکی دیگر از آئینهای ایرانی میداند که در فهرست میراث ناملموس جهانی به ثبت رسیده و بیان میکند: هر چند در اجرای نقالی، داستانهای شاهنامه محور اجرای این سنت ایرانی است، اما نقالی که بیانکننده روایتهای حماسی است، در طول تاریخ خود یکی از بسترهای مناسب برای بیان حماسه عاشورا بوده است.
رضوانفر «موسیقی ردیف» را پروندهی دیگری از ایران میداند که ارتباط وسیعی با محرم و عزاداری در ماه محرم دارد و میگوید: «تعزیه» و «نوحه خوانی» جدای از اینکه مجموعهای نسبتا کامل از موسیقی ردیف است، توانسته بهترین حافظ و پاسدار گوشههای موسیقی ایرانی باشد. معلوم نیست اگر تعزیه و آئینهای محرم نبود چه سرنوشتی در انتظار موسیقی ایران بود؟
آئین «قالی شویان مشهد اردهال» و «موسیقی بخشیهای شمالی خراسان» و «آیین زورخانهای» دیگر آئینهایی هستند که مدیر سابق پژوهشکده مردم شناسی معتقد است بخش اعظمی از اجرای این آئینها مربوط به حماسه عاشورا هستند.
جایگاه آئینهای محرم در فهرست میراث ناملموس ملی
رضوانفر در ادامه با تاکید بر این که در فهرست ثبتهای ملی، آیینهای محرم، گستردهترین و پرتعدادترین گروه این فهرست را شامل میشود، بیان میکند: شاید حدود ۴۰ پرونده در فهرست ملی میراث ناملموس، تنها مربوط به تعزیه در شهرهای مختلف کشور است.
او آئینهایی مانند «عمه کوار» در بین قشقاییها، «قوم بنیاسد» و «طبقکشی» در قزوین، «خیمهسوزان» در طاقانک، «چهل منبرون» در گرگان، روز «هشتم و یازدهم» در زنجان، «کرپزنی و سنگزنی» در چندین استان، «پولکهگردانی»، «تشتگذاری و شاخسین» در آذربایجان، «شوره خوانی» در بوشهر، «حجله گردانی» در میناب، «گل مالی» در لرستان و «نخل گردانی» در بسیاری از مناطق کشور را از این نمونه سنتها در محرم میداند که در فهرست ملی ایران به ثبت رسیدهاند.
وی ادامه میدهد: بسیاری از آئینهای مردمی، شاخصهای محلی را در خود حمل میکنند، لذا هریک به تنهایی قابل ثبت و بررسی است. حتی اگر دو تعزیه در یک روستا اجرا شود، چنانچه دارای تفاوتهایی با یکدیگر باشند، هر کدام باید جداگانه در فهرست میراث ناملموس به ثبت برسند، این کار باعث میشود به هریک از تعزیهها، هویت مستقل داده شده و اجرا کنندگان انگیزهی بیشتری برای ادامه و حفاظت از آن داشته باشند.
مدیر سابق پژوهشکده مردم شناسی، اضافه میکند: برای حفاظت از آئینها و باورها، دولتها نباید مستقیما وارد حفاظت و ترویج این امور شوند، دولتها و ارگانهای رسمی تنها میتوانند به صورت حامیان غیرمستقیم، به بحث حفاظت از آئینها ورود پیدا کنند. حتی در حوزهی ثبت و تهیهی فهرستهای ثبتی نیز نقش اصلی با گروههای مردمی است.
*آنچه به نابودی آئینهای سنتی کمک میکند
رضوانفر، سه عنصر «شهرنشینی»، «جهانی شدن» و «رسانههای غربی یا غربگرا» را از جمله عواملی میداند که تا کنون بسیاری از آئینها و آداب و رسوم سنتی را در جهان از بین برده است و بیان میکند: این سه عنصر مُبَلغ الگوی رفتاری و سبک زندگی غیربومی هستند.
او اضافه میکند: همین تغییرات در سبک زندگی و جهان بینی، دلیل اصلی شکلگیری کنوانسیون «حفاظت از میراث ناملموس» و شکلگیری فهرستهای ثبت جهانی و ثبت ملی بوده است. البته درست است که این فعالیتها نمیتوانند جلوی نابودی آئینها را بگیرند ، اما میتوانند رسوم و آئینهای در خطر را مشخص کرده و نسبت به آگاهی بخشی اهالی یا روانه کردن گروههای مردمی و کمکهای غیرمستقیم دولتی، موثر باشند.
وی تاکید میکند: در واقع فهرستهای ثبتی، مسیر فعالیتهای حفاظتی را ترسیم میکنند .
انتهای پیام