به گزارش آرانیوز، چندهفته است كه بحث تغييرنام استان همه مسائل مهم وغيرمهم را به حاشيه رانده است و گويي در استان ما هيچ مشكل ومعضل ديگري پيدا نمي شود،گذشته از مخالفت و ياموافقت با اين موضوع چيزي كه توجه من راجلب كرده است انگيزه هايي بودكه باعث طرح اين سناريو شده وبه گمان حقير هم مخالفان كه من نيز يكي از آنها هستم وهم موافقان كه براي نظر و استدلالهايشان احترام قايلم دقيقا طبق خواست كساني رفتار كرديم كه از مطرح كردن اين موضوع هدفي جز
انحراف افكارعمومي از موضوعات ومشكلات اصلي استان نداشتند.
مدتي بودكه فضاي مجازي وامكاني كه براي طرح مشكلاتي ازقبيل خشكسالي، بيكاري، تضادطبقاتي، خودكشي هاي متعدد و پي درپي،استخدامهاي يواشكي و فراقانوني، تقلب هاي انتخاباتي، وعده هاي سرخرمن مسعولان و نمايندگان و...........فراهم آورده باعث زحمت دولتمرداني شده بودكه عادت كرده بودنداز مديريت جز مواهبش بخشهاي ديگر رابه فراموشي بسپارند.
وقتي كه امكان همفكري تعداد زيادي انسان بانيازهاي تقريبا مشابه وانتظارات تقريبا همسان از طريق يك تكنولژي فراهم ميشود پس از مدت كوتاهي باعث زحمت كساني مي شود كه گمارده شده اند تا اين جامعه رامديريت كنند و الحق كه زيركانه مديريت كردند.
ياد دارم روزي كه خبر آمدن آقاي خادمي بعنوان استاندار كهگيلويه وبويراحمد راشنيدم از اعماق جانم شاد شدم و باخود گفتم بالاخره يكي آمد كه نيازي نيست ساعت ها براي تلفظ كهگيلويه وبويراحمد تمرين كند و از محروميت موندون و سواري و سرهنگ و سردو و آجم و لاش مهتو تا ممبي و رودتلخ باخبراست و لهجه مردم او را به خنده نمي اندازد.
كسي آمده كه ميداند تَوَكَ چه به روز عشاير مي آورد وخشكسالي باكشاورز ديمكار استان چه مي كند، كسي آمده كه سربالايي هاي تنگ اسبكي و دندونه بارها وبارها عرقش را درآورده، كسي آمده كه ميداند درس خواندن يك كودك ده ساله دور از خانواده درشهري غريب چه حال وهوائي دارد.
كسي استاندار شده كه ميداند نفت نداشتن در زمستان ديشموك چه مصيبتي است و مي داند كه كساني كه در شوتاور و دشتك والمور ذغال درست مي كنند جنايتكار نيستند و فقط سردشان است.
استاندار امروز مي داند مردم ما نمي توانند شهريه دانشگاه آزاد رابپردازند و جوانان استان امكان تحصيلات آكادميك محدودي دارند، ديگر لازم نيست براي استاندار توضيح بدهيم جاده ماغر چهل سال پيش ساخته شده و منظور مردم ازاينكه اين جاده را نون واري كن مي نامند چيست.
جاده سوق برايش اولويت است وحتما يكي از قربانيان اين جاده با او خويشاوند است، استاندار مي داند كه وقتي پدري به او شكايت مي برد دخترم دله شده منظورش چيست و مثل آن مسعول غيربومي دله را بدمعني نمي كند و مي داند پدر بيچاره قدرت تهيه جهيزيه ندارد ودخترش درخانه پيرشده.
ديگر نيازي نيست استاندار را به چشم حاكم ببينيم بلكه برادري دلسوز آمده تامشكلات رافراري بدهد تا ماهها بعد از آمدن دكترخادمي منتظر بازديد سرزده او از عشاير بودم وسايت ها را چك مي كردم تا ببينم استاندار كي به درغك واسفندون سركشي كرد يا تيمهاي پزشكي فرستاده استاندار كدام روستا را مورد برسي قرار دادند.
منتظر بودم نطق استاندار درمورد حق آبه پايمال شده دهدشت از سد مارون را درخبرگزاري ها مطالعه كنم، اما افسوس كه گويا دكتر خادمي بواسطه مسعوليت هاي پيشين آنقدر از استان دور ماندند كه با تلفظ كهگيلويه وبويراحمد مشكل دارند و بايد اول اين مشكل راحل كنند!!!!ا فسوس
افسوس كه گويا مشكلات كهگيلويه وبويراحمد پشت نام طويلش پنهان شده اند و فرق نمي كند استاندار كي باشد، بومي باشد و ياغير بومي، خودي باشد و يابيگانه!
اين نام آنقدر طولاني و عريض وطويل است كه جاده سوق ولاشه گوسفندهاي تَوَكَ زده عشاير و كاشت بدون برداشت كشاورزان كلاچو و جوانان بيكار و مادران داغدار جوانهاي انتهار كرده وكودكان كار وخانه بدوشان كارتنخواب گچساران ومافياي مواد مخدر و..........را پشت خود پنهان كرده است !!!!
ومن!!
ومن چقدر ساده لوح بودم كه فارغ از اين مشكل بزرگ واولويتدار انتظار معجزه از استاندار همشهري داشتم!!! و من چقدر بي انصاف بودم كه استاندار هاي قبلي را به كم كاري متهم ميكردم.