کد خبر: ۲۵۱۰۱
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۸

ریاض در مسیر اشتباه راهبردی

عربستان سعودی در حالی با فروش نفت در ازای خرید تسلیحات از آمریکا به دنبال قدرت یابی است که قدرت نرم را از نظر دور نگهداشته است؛ همان قدرت گفتمانی که به اعتراف قدرت های جهانی در پذیرش حق هسته ای ایران منجر شد.

  به گزارش آرانیوز، چند روزی از سفر «دونالد ترامپ» رییس جمهوری آمریکا به برخی کشورهای منطقه همچون عربستان سعودی می گذرد؛ سفری که با توافق تسلیحاتی 110 میلیارد دلاری بین سران ریاض و واشنگتن همراه بود.
برخی از رسانه ها و تحلیلگران، امضای چنین توافقی را به دلیل رفتار تاجرمآبانه ترامپ حتی به قیمت افزایش تنش های منطقه ای ارزیابی و اقدام ریاض را نیز با هدف تقویت بنیه نظامی برای مقابله با ایران تحلیل کرده اند. البته اجرای چنین توافقی به نظر نمایندگان کنگره وابسته است و باید میانه این ماه (خرداد) در مجلس سنا به رای گذاشته شود.

** اهداف واشنگتن ریاض از توافق و برآیند آن
در دولت دموکرات اوباما، روابط آمریکا و عربستان رو به تیرگی گرایید به ویژه پس از توافق هسته ای ایران و 1+5، ریاض بزرگترین شریک و حامی خود را از دست داد. در دولت ترامپ اما عربستان سعودی به بهبود روابط با آمریکا امیدوار شده است.
کاخ سفید به منظور افزایش درآمد و ایجاد اشتغال، فروش سلاح را در اولویت روابط تجاری خود قرار داده تا به قیمت عمیق تر شدن بحران ها و جنگ ها به منافع مادی مورد نظر دست یابد. بنابراین، هدف ترامپ بهبود اوضاع اقتصادی داخلی آمریکا و به خصوص کاهش بیکاری است؛ همچنان که در شعارهای انتخاباتی خود وعده برطرف کردن این مشکلات را داده بود.
در این میان عربستان سعودی نیز اهدافی را دنبال می کند که مهمترین آن افزایش قدرت منطقه ای و جهانی است تا به پیاده سازی اهداف و خواسته های خود دست یابد.
سران ریاض با دعوت از ترامپ و انجام نخستین سفر خارجی رییس جمهوری آمریکا به این کشور قصد داشتند تا به رقبای منطقه ای خود ثابت کنند که اولا ترامپ و اوباما تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند و دوم اینکه عربستان سعودی از نقش و جایگاه ویژه ای نزد مقامات کاخ سفید برخوردار است. ضمن آنکه عربستان علاقه دارد تا به متحدان خود اطمینان خاطر دهد که روابط نزدیکی با آمریکا برقرار کرده و از حمایت این کشور برخوردار است.
پرداخت هزینه های سنگین نظامی و کاهش چشمگیر بهای نفت در چند سال اخیر، اقتصاد داخلی عربستان را در وضعیت نامطلوب فرو برده است. در ماه سپتامبر پادشاه این کشور دستور کاهش 20 درصدی حقوق وزیران و 15 درصدی اعضای شورای مشورتی را داد.
همچنین دامنه مشکلات اقتصادی تا جایی پیش رفت که این کشور پارسال با کسری بودجه یکصد میلیارد دلاری مواجه شد. کاهش رشد اقتصادی از دیگر پیامدهای تصمیمات سران ریاض بود به طوری که رشد اقتصادی 10 درصدی این کشور در سال 2010 سال گذشته میلادی به 1.6 درصد تنزل یافت.
مداخله نظامی مستقیم کشورهای غربی به منطقه و کشتار مردم بیگناه این کشورها از جمله نتایج تصمیمات نادرست و بلند پروازانه برخی بازیگران منطقه است. دو سال تجاوز عربستان به یمن و کشته شدن دست کم 12 هزار نفر از مردم این کشور تنها بخشی از این رویکرد نظامی محور است.
کشور سوریه نیز سال ها است مورد تهاجم و تعرض برخی کشورها قرار دارد که خود را زیر عنوان ائتلاف های گوناگون نامگذاری کرده اند و حضور آنان نه تنها به عمر داعش پایان نداده که هر روز به پهنه ویرانی ها و کشتار مردم این کشور افزوده می شود.
در همین راستا بود که وزارت امور خارجه سوریه به تازگی بمباران شهر المیادین در جنوب شرق استان دیرالزور را که به کشته شدن 35 زن و کودک و زخمی شدن ده ها تن دیگر منجر شد به شدت محکوم کرد و اقدامات این ائتلاف را به سود گروه های تروریستی همچون داعش و جبهه النصره دانست.

** خطای راهبردی ریاض از عناصر قدرت
ارزیابی ها از مفهوم «قدرت» متفاوت است اما در یک تعریف کلی آن را «توانایی اعمال نفوذ و تاثیر گذاری بر رفتار دیگران» معنی کرده اند. این مفهوم با توجه به شاخصه ها و عناصر گوناگونی قابل تبیین است که با توجه به ابعاد مختلف نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، جغرافیایی و... ارزیابی می شود.
کشورهایی چون عربستان که تنها روند دستیابی به قدرت را فروش نفت در ازای انباشت و کاربرد تسلیحات معنی می کنند باید به این نکته توجه داشته باشند که آمادگی نظامی به عنوان شاخصی مهم اما تنها یکی از ابعاد قدرت است. از این رو برای رسیدن به توسعه پایدار و همه جانبه و در نتیجه اثرگذاری موثر منطقه ای و فرامنطقه ای، توجه به دیگر ابعاد قدرت نیز ضروری می نماید.
در تاریخ چه بسیار کشورهایی بودند که با وجود برخورداری از قدرت نظامی- تسلیحاتی از درون یا برون فروپاشیده اند. عراق دوره صدام که با ارتش سازماندهی شده و سلاح های روز تجهیز شده بود تنها چند روز در برابر نظامیان غربی دوام آورد. همچنین بهار عربی شماری از دولت های عربی چون لیبی را به بحرانی عمیق فروبرد.
بخش قابل توجهی از این بحران ها به طور مستقیم از نارضایتی های داخلی و عدم توجه به قدرت همه جانبه و فراگیر ناشی شده است. سرکوب اعتراض های داخلی که در برخی کشورهای عربی منطقه به خاطر کوچکترین مسائل انجام می گیرد ناشی از هراس عمومی و نبود مشروعیت این کشورها است.
عربستان سعودی از راه فروش نفت تلاش دارد تا به قدرت منطقه ای تبدیل شود، غافل از اینکه قدرت، نفوذ و اثرگذاری به عوامل دیگری بستگی دارد؛ مواردی که همواره جمهوری اسلامی ایران به آن توجهی ویژه داشته است.
در کنار موقعیت جغرافیایی تعیین کننده و همچنین توسعه فناوری و صنعتی، قدرت نرم در نگاه مقامات ایران برجسته است و برخی بر این باورند که در عصر کنونی با قدرت نرم بسیار بهتر منافع ملی به پیش می رود؛ قدرتی که از منابعی چون فرهنگ و تمدن و همچنین ارزش های سیاسی ناشی می شود.
نمونه آشکار قدرت نرم در دیپلماسی هسته ای و حل وفصل بحران یک دهه ای ایران و جهان خود را نشان داد که دیپلمات های کشورمان توانستند در چارچوب قدرت گفتمانی، حقوق ملت را به قدرت های بزرگ بقبولانند و روابط حسنه ای مبتنی بر بازی برد- برد را با کشورهای محتلف جهان برقرار کنند.
گزارش خطا
نظرشما
captcha