آب یکی از مهمترین مسائل این روزهای کشور ماست و بههمین دلیل عملکرد متولیان حوزه آب این روزها بیش از پیش زیر ذرهبین قرار گرفته است. همین حساسیت عمومی شاید یکی از دلایلی بود که باعث شد، گزینه پیشنهادی دولت برای تصدی پست وزیر نیرو در جلسه رای اعتماد تنها وزیری باشد، که رای نیاورد.
به گزارش آرانیوز، حالا اما بحث معرفی دوباره گزینه وزارت نیرو مطرح شده و از بین گزینههای موجود این روزها، نام رضا اردکانیان بهعنوان پرشانسترین فرد زیاد شنیده میشود. نامی که با واکنشهای منفی هواداران محیطزیست و مردم مناطق غرب و جنوب غرب کشور مواجه شده است؛ کسانی که نگران انتقال آب، سرنوشت کارون و ریزگردها و منابع آبی کشور هستند. بسیاری تلاشکردن ریشه این مخالفتها با بیطرف و اردکانیان را به اصلیت یزدی آنها و سابقه آنها در اجرای طرحهای انتقال آب به کویر مرکزی ایران نسبت دهند.
اما مخالفان میگویند اردکانیان تفاوتی با بیطرف ندارد و حضورش در وزارت نیرو منابع آبی تمام کشور را به خطر میاندازد. برای بررسی بهتر و دقیقتر این موضوع بهتر است با رضا اردکانیان بیشتر آشنا شویم. اردکانیان، متولد 1337 در شهر یزد، دانش آموخته کارشناسی مهندسی عمران از دانشگاه صنعتی شریف (۱۳۶۲)، کارشناسیارشد مهندسی منابع آب (۱۳۷۲) و دکتری مدیریت منابع آب از دانشگاه مکمستر کانادا (۱۳۷۶) است. او در حال حاضر مدیر و مؤسس انستیتو دانشگاه سازمان ملل در زمینه مدیریت بهم پیوسته منابع زیستمحیطی (آب، خاک و پسماند) تحت نام UNU-FLORES در شهر درسدن آلمان است. پررنگترین بخش سوابق مدیریتی او در زمینه آب؛ یک دوره قائم مقامی وزارت نیرو از 1377 تا 1380 و معاونت آبوزارت نیرو از 1380 تا 1384 است. همین حضور تقریبا هشتساله در وزارت نیرو که چهارسال آن در معاونت آب، وزارت نیرو در زمان وزارت حبیبالله بیطرف بوده، یکی از مهمترین دلایل مخالفت فعالان محیطزیست و آب با حضور او در راس وزارت نیرو است.
در واقع مخالفان معتقدند، او در اتفاقی که در زمان وزارت بیطرف رخ داده شریک است، بنابراین با وزارت او هم مخالفند. از جمله مستندات مخالفان میتوان به این موارد اشاره کرد؛ فاجعه سد گتوند، آوارگی تعداد زیادی از مردم در اثر اجرای سد کارون 3 (در شماره قبلی زیستبوم به این موضوع پرداختیم) و اجرای تعداد زیادی طرح سد و انتقال آب که زمینهساز خشکیدن رودها، تالابها و حتی دریاچه ارومیه شده است.
اما غیر اینها، مصاحبه اردکانیان با دوماهنامه دیپلماسی انرژی، این روزها در شبکههای اجتماعی دستبه دست میچرخد که تیتر آن بسیار جنجالبرانگیز است؛ «بحران آب واقعیت ندارد.» او در این مصاحبه حرفهای جالبی میزند؛ از جمله ضرورت داشتن اطلاعات پایه برای تصمیمگیری صحیح در مدیریت آب. همچنین از ضرورت اجرای طرحهای توسعه براساس مزیتهای نسبی مطرح شده در طرح آمایش سرزمین سخن میگوید و معتقد است بدون داشتن این اطلاعات، تصمیمگیری درست غیرممکن است.
تا اینجا حرفهای او در زمینه مدیریت منابع آب امیدوارکننده هستند، اما ماجرا از جایی تغییر میکند که اردکانیان به دفاع تمامقد از طرحهای سدسازی اجرا شده در کشور میپردازد، همان طرحهایی که بهگفته خودش در موردشان بدون دانستن مزیتهای نسبی سرزمین و اطلاعات پایه، تصمیمگیری شده است. در حقیقت در این بخش اردکانیان گفتههای قبلی خود را نقض میکند و اینطور به نظر میرسد که گفتههایش در مورد طرح آمایشسرزمین بیشتر حرفهای جذاب است تا ضرورتهایی غیرقابل انکار در مدیریت منابع آب.
اردکانیان همچنین از نقش مثبت سدها در کنترل سیلابها و خسارتهای ناشی از آنها سخن میگوید که نشان میدهد، او قائل به کارکرد اکولوژیک برای آب نیست و مهندسی سرزمین و مهار طبیعت، شالوده تصور او از مدیریت منابع آب است. مجموعه این دلایل نشان میدهد، با وجود تفاوتهای قابل ذکر در نگاه مدیریتی آب، نسبت به حبیبالله بیطرف و بهرغم وجود زمینه کاری وابسته به محیطزیست، اما اساس نگاه مدیریتی اردکانیان، همچنان سازه محور است.
بهنظر میرسد او آن مدیری نیست که منجی شرایط فعلی آب در کشور باشد و مدیریت آب کشور کماکان نیازمند تزریق و بهکارگیری نگاه محیطزیستی و اکولوژیک در کنار نگاه فنی، برای تعدیل ساختوسازها و مهندسی برای نجات آب کشور است.