به گزارش اختصاصی آرانیوز، استان خوزستان دارای چندین کارخانه و شرکت فولاد است و در این بین نباید نقش کارخانه های تامین کننده این شرکت ها مانند گروه ملی و نورد را فراموش کرد. در همه این شرکت ها صندوق بازنشتگی کشور به عنوان یکی از سهام داران قدرتمند در خصوص عزل و نصب ها تصمیم گیری می کند و این شرایط که ناشی دخالت های صورت در صنعت فولاد استان است مشکلات زیادی را فراهم کرده است و در نهایت به چندی اجتماع کارکنان و کارگران مجتمع و صنایع فولاد و گروه ملی در مقابل استانداری استان منجر شده است.
حال بعد از نگرانی هایی که طی مدت ها در زمینه مدیریت صنعت فولاد در همه این شرکت ها وجود داشت، مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشور که برای مدیریت در شرکت های تابع این صندوق تصمیم می گرفت، استعفا داده است و می توان از این فرصت استفاده کرد تا راهی برای نجات فولاد اکسین خوزستان یافت.
فولاد اکسین هم اکنون به عنوان یک کارخانه نورد، محصولات خود را تولید و به بازار ارائه می کند و بعد از اینکه تلاش های فراوانی برای اخذ مجوز ساخت کارخانه فولاد این شرکت توسط هئیت دولت صادر شد، قبل از اینکه فرصت از دست برود و نتوان از موقعیت موجود به نفع اشتغال و اقتصاد استان استفاده کرد، فولاد اکسین را باید نجات داد.
اینکه چگونه برخی لابی های خاص در یک استان دیگر در تلاش بودند تا به نفع فولاد مبارکه اجازه ندهند که کارخانه فولاد اکسین مجوز نگیرد، بحث ها و حرف های زیادی در این باره وجود دارد. به هر حال این مجوز به استان خوزستان اختصاص یافت و لازم است این فرصت که می تواند یک هزار فرصت شغلی جدید و مناسب در استان ایجاد کند استفاده کرد.
فولاد اکسین به عنوان یک ظرفیت بسیار مناسب در استان می تواند بخش قابل توجه ای از مشکلات بیکاری را رفع کند و به همین دلیل نباید اجازه داد که سرنوشتی که برای گروه ملی و فولاد خوزستان که روزی به عنوان تولید کننده عمده در کشور محسوب می شدند، برای فولاد اکسین نیز رقم بخورد.
در سال 1388 فولاد خوزستان و فولاد مبارکه هر دو به میزان سه میلیون تن محصول تولید می کردند اما در حال حاضر این تولید در استان به سه و نیم میلیون تن و در فولاد مبارکه به 10 میلیون تن رسیده است و می توان گفت به دلیل برخی لابی ها و نیز دخالت های صندوق بازنشستگی کشور در تعیین مدیران این صنعت، شرایط نگران کننده ای برای مدیریت صنعت فولاد در خوزستان به وجود آمده و باید هرچه زودتر به این وضعیت رسیدگی شود و می توان با تعیین مدیری توانمند و آشنا به صنعت فولاد شاهد تحولی تازه در این زمینه بود.
توجه به این مسئله که مدیران صنعت فولاد در خوزستان باید از همین استان و بومی آن باشند از ضرورت بالایی برخوردار است و امیدواریم این تغییرات با انتخاب مدیرعامل فولاد اکسین شاهد آغاز تحولاتی نو و جدید در صنعت استان خوزستان باشیم.
همچنین نشریه اقتصاد بومی در تیتر اول خود با عنوان «آقای شریعتی، فولاد اکسین هم رفت»، به موضوع صنعت فولاد در استان پرداخت و در شماره امروز خود آورده است: اخیرا بهرام سبحانی مدیرعامل شرکت فولادمبارکه اصفهان طی مصاحبه ای (در تاریخ ۴آذر۹۶) از قصد خرید سهام شرکت فولاد اکسین خبر داد.
بیاد داریم که قریب ۵ سال پیش شرکت فولاد خوزستان برای استحکام و تداوم تولید خویش در مزایده خرید ۵/۲۹ درصد معدن سنگ آهن مرکزی شرکت نموده و برنده گشت. در حقیقت برخورداری از پشتوانه معدن سنگ آهن می توانست یکی از حلقه های مفقوده تولید این شرکت را اصلاح نماید اما پس از اعلام برنده شدن شرکت فولاد خوزستان در این مزایده به یکباره تحریکات منطقه ای در بافق کرمان آنچنان فضا را متوهم نمود و فشارهای وارده جو را مسموم ،که دولت علیرغم پرداخت مبلغ ۳۸۰ میلیارد تومان از سوی شرکت فولاد خوزستان به دولت برای خریدسهم آن هیچگاه حتی یک نفر از کارکنان این شرکت جرات حضور در معدن سنگ آهن مرکزی بافق را نیافتند!
از آنجایی که شرکت فولاد خوزستان تولید کننده محصولات نیمه نهایی است بنابراین از بابت و تامین سنگ آهن همیشه در ضعف و کمبود است و در انتهای پروسه تولید نیز محصول تولیدی خویش را نمی تواند به کالای نهایی مثل انواع ورق و یا میلگرد و .. تبدیل نماید.
این قصه در سال ۱۳۸۰ زمانی که مجوز «پروژه نورد ورق عریض» از سوی وزارت صنایع وقت به شرکت فولاد خوزستان داده شد امید بود که در فرآیند دسترسی به بازار نهایی ، مشکلات فولاد خوزستان به حداقل برسد اما با سیاست های غلط وزارتخانه وقت صنایع و دستور به استقلال پروژه ی نورد ورق عریض و تبدیل ناسنجیده آن به نام «شرکت فولاد اکسین» عملاً هر دو کارخانه به شکل نامحسوسی عقیم شدند، به گونه ای که در حال حاضر شرکت فولاد اکسین خوزستان به صورت یک شرکت راکد و بدهکار و محتاج اسلب فولاد خوزستان لَه لَه می زند و از سویی شرکت فولاد خوزستان نیز بدون دسترسی به حلقه نوردی عملاً فاقد قدرت کامل برای مانور لازم در بازار فولاد و تامین نقدینگی است.
این اتفاق در حالی صورت پذیرفت که در مقام مقایسه و در مهمترین شرکت مشابه فولادی کشور یعنی «فولاد مبارکه اصفهان» از ابتدا فرایند کاملی از حلقه های تولید تدارک شده بود و ظرف سال های گذشته نیز برای تحکیم و تامین مواد اولیه آن اقدام به مشارکت در خرید سهام چند معدن سنگ آهن نیز شده است.
در این رابطه شاید حلقه آخرینی که سیاست گذاران فولاد مبارکه در راس امور خویش مدنظر قرار دادند خرید سهام صندوق بازنشستگی در شرکت توسعه معادن و فلزات بود که این حرکت آخرین عملاً تسلط مدیریت فولاد مبارکه را بر بسیاری از حلقه های بازار فولاد تکمیل می نماید.
از سوی دیگر بیاد داریم که فولاد مبارکه با تسلط بر سهام شرکت فولاد هرمزگان به سمت زنجیره ای کامل از همه دستاوردهای صنعت فولاد می گشت و تقریباً مرزهای جغرافیایی را در زیر سیطره مدیریت اصفهان جستجو می نمود. در چنین شرایطی گفته های اخیر بهرام سبحانی مدیرعامل فولاد مبارکه مبنی بر قصد جدی خرید سهام شرکت فولاد اکسین دورنمای یک مونوپولی در عرصه صنعت فولاد را می توان به عنوان یک ارمغان از هنر اصفهانی پنداشت.
در چنین شرایطی بخوبی می توان دریافت که وجود یک مجموعه به هم پیوسته و تابع یک سیاست واحد در فولاد مبارکه اصفهان راه را برای انحصار و تسلط بر کیان بازار فولاد دور از ذهن نمی نماید.
حال سوال از جناب دکتر شریعتی استاندار خوزستان این است که چرا نمی بایستی در خوزستان اراده ای برای حل مساله مالکیت فولاد بلاتکیف اکسین که بدهی میلیاردی وتعهدات ارزی آن عملا این شرکت را می تواند بعنوان تهاتر در مدیریت شرکت فولاد خوزستان و تکمیل زنجیره پایین دستی محصولات آن قرار دهد،وجود داشته باشد؟
آیا اراده تعیین تکلیف این صنعت به گونه ای رقم خورده که از همین الان می بایستی زنجیره صنعت فولاد بعنوان مهمترین عامل توسعه یک منطقه از اراده استان خوزستان خارج شود؟هرچند که ممکن است این گلایه ها هم دیر شده و همه معادلات در جای دیگری بسته شده باشد و خبرش را اینک جناب بهرام سبحانی مدیر عامل شرکت فولاد مبارکه اصفهان به همه اعلام نموده باشد!
انتهای پیام/ 9601