
به گزارش آرانیوز، «متاسفانه برخی مدیران بی انگیزه، آویزان کشور شده اند که نه تنها خود شجاعت کنار رفتن ندارند بلکه کسی هم شجاعت کنار زدن آن ها را ندارد و گویی این مدیران باید تا آخر روی جهیزیه جمهوری اسلامی بمانند.»
این جملات بخشی از سخنان دکتر اسحاق جهانگیری است که به نقل از خبرگزاری ها دوشنبه شب هفته گذشته در جلسه شورای اداری خوزستان بیان شده، تاملی هر چند اجمالی در این گفتار معاون اول رئیس جمهور چند نکته و ضرورت را به ذهن می رساند: اذعان جهانگیری به وجود مدیرانی بی انگیزه و آویزان شده به کشور، بیانگر واقعیتی روشن و محسوس است و اهمیت آن وقتی بیشتر جلوه می کند که از زبان شخصی شنیده می شود که علاوه بر سابقه طولانی مدیریت در بخش ها و سطوح مختلف مدیریتی، هم اکنون در جایگاه بسیار مهم معاون اول رئیس جمهور و شخص دوم اجرایی کشور قرار دارد، یعنی کسی این حرف و ادعا را مطرح می کند که بنابر اقتضای شغل و جایگاهش افزون بر داشتن اطلاعات فراوان و کلی از مسائل ریز و درشت کشور از بسیاری جزئیات و مسائلی آگاهی دارد که اکثر قریب به اتفاق مردم و بسیاری از مسئولان از آن ها اطلاعی ندارند. وجود مدیران بی انگیزه در سیستم اداره کشور هر چند کم تعداد هم باشد- که نیست- ضررهای جبران ناپذیری بر مُلک و ملت تحمیل می کند خصوصا اگر به «بی انگیزگی»، «بی تعهدی»، «بی لیاقتی»، مدیریت «رانتی و خویشاوندی» و ... را هم اضافه کنیم بیشتر به خطرها و زیان های حضور این گونه مدیران در سیستم اداره کشور پی می بریم.
اما ضمن قدردانی و احترام به دکتر جهانگیری و همین حد از شجاعت وی در بیان این واقعیت بسیار حساس و مهم، افکار عمومی حق دارد از معاون اول رئیس جمهور بپرسد که جناب جهانگیری شما چرا مسئله به این مهمی را طی دوران چهار ساله معاون اولی خود در دولت یازدهم مطرح نکردید؟ و اگر به قول شما مدیران بی انگیزه خود، شجاعت کنار رفتن نداشتند شما چرا به عنوان شخص دوم دولت این شجاعت را به مدیران بالادستی آن ها تزریق نکردید و از همه مهم تر با این جایگاه و اختیارات گسترده چرا خودتان به برکناری مدیران بی انگیزه و آویزان اقدام نکردید؟ به ویژه این که اگر عده ای از سیاسیون و یا سیاسی کاران به دلیل برخی انتصابات رئیس جمهور در دولت دوازدهم، اختیارات شما را محدود شده می دانند- یا به دلایلی می خواهند این گونه القا کنند- در دولت یازدهم که از این گونه حرف ها و القائات و یا گمانه زنی ها خبری نبود چرا اقدامی بایسته در این مسیر انجام ندادید یا اگر اقدام کردید چرا خبری از آن اقدامات منتشر نشده؟! آقای دکتر جهانگیری شما هنوز می توانید با استفاده از اختیارات و قدرت و جایگاه خود برای برکناری مدیران بی انگیزه و آویزان و ناکارآمد استفاده کنید، تا خود را از اتهام «فرافکنی» و گمانه های «خودمطرحی» و «رای جمع کنی» برای دوره بعد ریاست جمهوری برهانید و از این مهم تر به عنوان مدیری کاربلد، صریح، شجاع، دلسوز، انقلابی و متعهد خود را در تاریخ ایران و انقلاب و جمهوری اسلامی ماندگار کنید البته نه به دلیل ماندگاری اسم بلکه به دلیل ماندگاری رسم و سنتی نیکو و پسندیده و خدمتی لازم و ضروری به امروز و آینده ایران و فرزندان این سامان. آقای جهانگیری در صورت نشان دادن چنین همت و شجاعتی مطمئن باشید تاریخ از شما به بزرگی و انجام دهنده خدمتی عظیم به ایران یاد خواهد کرد، وجدان های پاک و افکار عمومی پشت سر شما، دعای شهیدان بدرقه راهتان و از همه مهم تر رضا و اجر و مزد الهی روزی شما خواهد شد.
به طور قطع معاون اول رئیس جمهور به عنوان کسی که اشراف فراوانی بر هیئت دولت، وزیران، معاونان رئیس جمهور و سطوح پایین تر مدیریت اجرایی کشور دارد، اگر توان و اختیار پالایش و پاک سازی مجموعه حاکمیت از مدیران «بی انگیزه و آویزان» را ندارد، حتما اختیار و توان جامه عمل پوشاندن به این امر مهم، ضروری و سرنوشت ساز در زیرمجموعه خود یعنی بدنه اصلی سیستم اجرایی کشور را که شامل بیشترین مدیران است دارد. اگر امیرکبیر عزیز آن اصلاح گر بزرگ و کم نظیر در دوره حاکمیت دیکتاتور قجری توانست آن اصلاحات گسترده و تاریخ ساز را ظرف تنها حدود سه سال صدارت و صدراعظمی خود انجام دهد و علاوه بر آن همه خدمات چشمگیر و باورنکردنی، بسیاری از مناصب درباری را حذف و حتی حقوق شاه را هم کم کند، شما به طور قطع می توانید و باید در دوران جمهوری اسلامی و لااقل در دولت دوازدهم علاوه بر شناسایی مدیران بی انگیزه و آویزان آن ها را از روی «جهیزیه جمهوری اسلامی» بردارید هر چند این کار بزرگ برای شما هزینه های بسیاری داشته باشد حتی به قیمت برکناری، گوشه نشین کردن و یا ... اما یک سخن هم با دکتر روحانی رئیس جمهور محترم که به طور قطع قدرت، اشراف و اختیاراتش فراتر از معاون اول است، حال که سرانجام شخصیتی مانند دکتر جهانگیری نقیصه محسوس وجود مدیران بی انگیزه را در کشور مطرح کرده است، چنان چه به هر دلیل شما فکر می کنید این کار فراتر از قدرت، شجاعت، اختیار و یا همت معاون اول است خودتان به عنوان رئیس جمهور و شخص اول اجرایی کشور و کسی که بسیاری از مردم چشم امید به تدبیر شما بسته اند، کمر همت «انقلاب برکناری مدیران ترسو، نالایق، چاپلوس، بله قربان گو، بی انگیزه و ناکارآمد» را حداقل در حیطه مسئولیت قوه مجریه و مجموعه بزرگ مدیران و کارکنان دولت محکم ببندید و شجاعت این اقدام و عمل ضروری و تاریخ ساز را برای اصلاح هر چه بیشتر امور کشور به منصه ظهور بگذارید.
خوزستان یکی از استانهایی که از مدیران غیر متخصص و آویزان رنج می برد
استان خوزستان به عنوان استانی برای سکوی پرتاب مدیران تازه وارد محسوب می شود و از این طریق، مدیرانی که برای مدت کوتاهی در استان خوزستان راه و رسم مدیریت از هر جنبه ای را یاد می گیرند و تجربه به دست می آورند، برای ادامه فعالیت به استانهای دیگر و خوش آب و هواتر فرستاده می شود.
این مدیران در خوزستان را نمی توان متخصص و یا کارآمد دانست، بلکه باید این افراد را چهره هایی سودجو و منفعت طلب خواند به این دلیل که با آزمون و خطا در خوزستان راه و رسم مدیریت را آموخته اند و از این دست مدیران که آویزان استان شده اند کم نیستند و هر کدام از اینها به بهانه ای های گوناگون خود را یک مدیر می داند و فکر می کند می تواند با چند آزمایش مدیریتی در قالب همان آزمون و خطا، راهی به سوی پیشرفت باز کند.
همانطور که اشاره شده است، از این دست مدیران در خوزستان کم نیستند و باید در انتصاب هایی که از سوی پایتخت نشینان هدایت می شود، بیش از بیش دقت و مراقب صورت بگیرد تا سرنوشت مردم این استان در دستان فردی که منفعت مردم را قربانی منافع خود می کند، قرار نگیرد.
دیگر وقتش رسیده تا مدیران بازنشسته مرخص شوند
مدیران بازنشسته نیز یکی دیگر از بحران های مدیریتی در خوزستان است که باید هرجه زودتر به این معضل چندین ساله رسیدگی شود تا فضایی تازه و نگاهی نو برای تیم مدیریتی در استان فراهم شود و از این رو استاندار خوزستان باید دست از حمایت و ابقا بعضی از این مدیران بردارد.
پست های مدیریتی بسیاری وجود دارند که باید از آنها به نفع مردم و با بکارگیری مدیران کارآمد و تازه نفس استفاده کرد و در این صورت می توان خوزستان را از بن بست مدیریتی خارج کرد و شاهد تحول و شکوفایی ظرفیت های تازه ای در استان باشیم.
انتهای پیام/9601