وزیر امور خارجه ایران در مقالهای در پاسخ به همتای آمریکایی خود نوشت: دولتی که برجام را زیرپا گذاشته، چگونه میتواند توقع داشته باشد که دوباره با آن دولت مذاکره شود؟
به گزارش آرانیوز، محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در پاسخ به اظهارات و شروط وزیر
خارجه آمریکا برای جمهوری اسلامی ایران مقالهای را تحت عنوان "سیاست خارجی
آمریکا در بحران" نوشته است که متن کامل آن به شرح زیر است:باسمه تعالی
سیاست خارجی آمریکا در بحران
دکتر محمدجواد ظریف
برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در مورد برنامه هسته ای ایران پس از توافقنامه مشارکت تجاری در حوزه اقیانوس آرام و معاهده آب و هوایی پاریس، سومین توافق بین المللی است که دولت امریکا از آن خارج شده است. این دولت با اقدامات خود همچنین بسیاری از توافقات دیگر مانند نفتا، نظام تجارت آزاد و بخش هایی از سیستم ملل متحد را به مخاطره انداخته و لطمه بزرگی به چندجانبه گرایی و دورنمای حل اختلافات از طرق دیپلماتیک زده است.
خروج آمریکا از برجام و بازگرداندن یکجانبه و غیرقانونی تحریم های هسته ای[1] در 18 اردیبهشت 1397 حتی برخلاف نظر مردم آمریکا[2]، در واقع نقطه اوج بد عهدی ها و نقض مکرر این توافق توسط دولت آمریکا بود، درحالی که آژانس بین المللی انرژی به عنوان تنها نهاد تخصصی ذیصلاح بین المللی به طور مکرر پایبندی جمهوری اسلامی ایران به تعهدات اش وفق برجام را تائید نموده است.[3] تصمیم آمریکا با اعتراض جامعه بین المللی و حتی شرکای نزدیک این کشور همانند اتحادیه اروپا[4]، انگلیس[5]، فرانسه[6] و آلمان مواجه شد.
وزیرخارجه جدید امریکا نیز در تاریخ 31 اردیبهشت 1397 در سخنانی بیاساس، توهین آمیز و مداخله گرانه، خواسته ها و تهدیداتی را در ارتباط با ایران مطرح کرد[7] که در تعارض آشکار با هنجارهای شناخته شده بین المللی و در مغایرت کامل با حقوق بین الملل و رفتار متمدنانه است. این سخنرانی قبل از هر چیز واکنشی انفعالی از جانب دولت آمریکا در برابر مخالفت یکپارچه جامعه بین المللی با تلاش واشنگتن برای نابودی برجام و انزوای ناشی از آن بود. آقای پامپئو در این سخنرانی در واقع کوشید تا اقدام آمریکا به خروج از توافق چند جانبه برجام را توجیه و اذهان عمومی بین المللی را از این اقدام غیرقانونی و نقض قطعنامه 2231 شورای امنیت ملل متحد[8] که متن آن توسط دولت امریکا پیشنهاد و به اتفاق آرا تصویب شده بود، منحرف کند. بهویژه پیش شرط های 12 گانه مطرح شده در این سخنرانی از آن جهت مضحک بود که آمریکا خود به خاطر تکروی و تلاش در جهت تضعیف چندجانبه گرایی در انزوا قرار گرفته است. بی دلیل نبود که این سخنرانی و سخنرانی رئیس جمهوری امریکا با برخورد منفی و بی اعتنایی جامعه بین المللی حتی دوستان آمریکا مواجه شد و تنها معدودی از اقمار آمریکا در منطقه ما از آن حمایت کردند.[9]
تردید دارم که اگر وزیرخارجه امریکا اندک اطلاعاتی در مورد تاریخ و فرهنگ ایران و مبارزات تاریخی مردم ایران برای استقلال و آزادی داشت و می دانست که برخلاف برخی از متحدین منطقهای آمریکا، نظام سیاسی ایران نظامی مبتنی بر یک انقلاب مردمی و خواست و اراده مردم است، چنین سخنانی را بر زبان می راند. او باید دریابد که یکی از آرمانهای بزرگ مردم ایران پایان دادن به مداخلات بیگانگان در ایران بوده است که طی 25 سال پس از کودتای 1332 به اوج خود رسیده بود. او باید بداند که مردم ایران در طول چهار دهه گذشته در مقابل تجاوزها و فشارهای گوناگون امریکا، از جمله تلاش برای کودتا و مداخله نظامی، حمایت از متجاوز در جنگ تحمیلی و اعمال تحریمهای یک جانبه و تعمیم فراملی آنها و حتی سرنگونی یک هواپیمای مسافری ایرانی و ...، سرافرازانه ایستاده اند. مردم ایران هیچگاه این واقعیات را فراموش نمیکنند.
بزرگترین پشتوانه نظام سیاسی ایران مردم آزاده و صلح طلب آن است؛ مردمی که ضمن پذیرش تعامل سازنده با دنیا بر اساس احترام متقابل، آماده مقاومت در برابر زورگویی و زیادهخواهی و دفاع یک صدا و یکپارچه از استقلال و سربلندی خود هستند. تاریخ گواه است که مهاجمین به این سرزمین کهن و متمدن همگی همچون صدام و حامیانش به سرنوشت ذلت باری دچار شدند، و ایران همچنان سربلند و سرافراز و امیدوار به آینده روشن خود به راهش ادامه داده است.
متأسفانه، در یک سال ونیم گذشته سیاست خارجی امریکا – البته اگر سیاستی وجود داشته باشد[10]- ازجمله سیاست این کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر انگارههای بیپایه و اوهام بوده است. ضمن رد اتهامات بیپایه و مستمر رییسجمهور و وزیر امور خارجه آمریکا، که مداخله آشکار در امور داخلی ایران و تهدید غیرقانونی یک عضو ملل متحد در مغایرت آشکار با تعهدات بینالمللی آمریکا مطابق منشور ملل متحد، عهدنامه 1334[11] و بیانیه الجزایر 1359[12] است، توجه سردمداران دولت ایالات متحده آمریکا را به برخی جنبه های سیاست خارجی آن دولت که برای تمامی جامعه جهانی خسارت بار است، جلب میکنم:
اظهارات 31 اردیبهشت آقای پامپئو اوج توهم مقامات دولت کنونی آمریکا در مورد منطقه ما است. وزیر امور خارجه ایالات متحده در حالی برای مذاکره و تفاهم با جمهوری اسلامی ایران شرط تعیین میکند که جامعه بینالمللی نسبت به اصل امکان مذاکره و تفاهم با دولت کنونی ایالات متحده برای هر موضوعی تردید جدی دارد. دولتی که برجام را که نتیجه صدها ساعت مذاکره دوجانبه و چندجانبه با حضور عالیترین مقامات ایالات متحده است و به وسیله شورای امنیت ملل متحد که آمریکا عضو دائم آن است در قطعنامهای به پیشنهاد خود آن دولت و تصویب تمامی اعضای شورای امنیت به یک تعهد بینالمللی طبق اصل 25 منشور ملل متحد تبدیل شده است را زیرپا گذاشته، چگونه میتواند توقع داشته باشد که دوباره با آن دولت مذاکره شود؟ اقدامات و اظهارات اخیر رییس جمهور آمریکا حتی بهانه مضحک مجاز بودن خروج از برجام به دلیل مذاکره و تفاهم توسط دولت قبلی آمریکا را هم باطل نموده و نشان داده که به فاصله چندساعت توافق شخص رییس جمهور را هم زیرپا میگذارد. اقدام رییس جمهور آمریکا برای خروج از بیانیه اجلاس گروه هفت[21] یک نمونه روشن از این روش رفتاری قانون گریز است. اظهارات رییس جمهور آمریکا در مصاحبه مطبوعاتی بلافاصله پس از دیدار با رهبر کره شمالی نمونه دیگری از رفتار یک دولت خطرناک و غیرعقلانی است. آیا وزیر امور خارجه آمریکا توقع دارد که جمهوری اسلامی ایران با دولتی مذاکره کند که رییس آن دولت اعلام میکند «در صورتیکه شش ماه دیگر متوجه شوم که اشتباه کردهام بهانهای پیدا میکنم»؟[22] آیا چنین دولتی میتواند برای ایران شرط قرار دهد و جای شاکی و متشاکی را عوض نماید؟ ایشان فراموش کرده که این دولت کنونی آمریکا است که باید نشان دهد حرف و امضایش اعتبار دارد ونه طرفی که که به تعهدات بینالمللی و قول خود پایبند بوده است. واقعیت این است که این دولتهای آمریکا در 7 دهه گذشتهاند که میباید به خاطر بیاعتنایی به قوانین بینالمللی و نقض فاحش توافقات دوجانبه و چندجانبه با ایران پاسخگو باشند. فهرست کوتاهی از مطالبات به حق مردم و دولت ایران از دولت ایالات متحده آمریکا می تواند حداقل شامل موارد زیر باشد:
سیاستهای پیشگفته دولت ایالات متحده نه تنها نمونهای از دلایل بیاعتمادی مردم ایران به دولت آمریکا است بلکه از علل مهم و بنیادین بیعدالتی، خشونت، تروریزم، جنگ و ناامنی در جهان و به ویژه در منطقه غرب آسیا است. این سیاستها جز هزینه سنگین مالی و جانی و انزوای جدی[74] در افکار عمومی اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان[75] حاصلی برای مردم شریف و متمدن آمریکا نداشته و تنها سود آن به معدودی تولیدکنندگان سلاحهای مرگبار رسیده است. چنانچه دولت ایالات متحده این شجاعت را داشته باشد که بخاطر امنیت و رفاه مردم خود و سایر ملل جهان این سیاستها را به صورت رسمی و در عمل کنار بگذارد، انزوای بینالمللی آمریکا خاتمه یافته، تصویر جدیدی از آمریکا در ایران و جهان شکل گرفته و شرایط برای حرکت مشترک بهسوی امنیت، آرامش و توسعه فراگیر و پایدار مهیا میشود.
باید اذعان کنیم که متاسفانه چنین دورنمایی از تغییر رفتار ایالات متحده در شرایط کنونی واقعبینانه نیست. لذا جمهوری اسلامی ایران در سطح جهانی همواره در جهت ترویج فراگیری، چندجانبهگرایی، گفتگو، احترام به حاکمیت قانون و خلع سلاح هستهای از طریق ارائه ابتکارهایی همچون «گفتگوی تمدنها»[76] و «جهان علیه خشونت و افراطیگری»[77] و مشارکت فعال در تلاشهای جهانی برای دستیابی به خلع سلاح هستهای[78] و نظم بینالملل مبتنی بر قانون کوشیده است[79]. ما همچنین راهکارهای عملی برای حل سیاسی بحرانهای سوریه[80] و یمن[81] از روزهای آغازین این بحرانها ارائه نموده و در ابتکارهای جدی سیاسی مشارکت فعال داشتهایم ولی متأسفانه ایالات متحده در همه این بحرانها از متجاوزین و تروریستها حمایت کرده است. همچنین به دنبال خروج آمریکا از برجام، ما تلاش صادقانه را با اعضای باقیمانده برجام برای حفظ این دستاورد جهانی مهم دیپلماسی انجام دادهایم[82] و هنوز در ادامه این مسیر هستیم.
در سطح ملی و در طول 4 دهه گذشته امنیت و ثبات خود را از تواناییهای ذاتی داخلی و با اتکا به مردم بزرگ و دلاور ایران و نه با اتکا به حمایت و یا وابستگی به دولتهای خارجی تضمین نموده و علیرغم همه فشارهای خارجی و کمترین هزینه تسلیحاتی در منطقه،[83] هر روز قدرتمندتر، باثباتتر و پیشرفتهتر شده است.
در سطح منطقهای بر خلاف آمریکا و سیاست خارجی آن، ایران بر اساس قانون اساسی خود با هرگونه سلطهگری و سلطه پذیری مخالف است[84] و براین باور است که دوران سلطه جهانی و منطقهای بهسر آمده است و تلاش در این مسیر برای هر قدرتی بیهوده است.[85] کشورهای منطقهما باید بجای پذیرش سلطه خارجی و یا تلاش برای سلطه بر همسایگان، به دنبال ایجاد منطقهای قویتر، پیشرفتهتر و با ثباتتر باشیم[86]. ما در ایران امنیت و پیشرفت خود را در امینت و ثبات همسایگان و منطقه خود میبینیم.[87] ما با همسایگانمان تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک و چالشها و فرصتهای جداناشدنی از یکدیگر داریم و تنها در پرتو امنیت و آرامش داخلی و بینالمللی یکدیگر میتوانیم طعم شیرین امنیت و آرامش توسعه را به مردمان خود بچشانیم. از دیگر کشورهای منطقه نیز انتظار داریم رویکرد مشابهی داشته و بجای دکترین تجربه شده و شکست خورده «خرید و برونسپاری امنیت»[88] به گفتگو، درک مشترک، اعتمادسازی، تشریک مساعی و همکاری با همسایگان متمرکز شوند.
جمهوری اسلامی ایران بهترین راه برای حل بحرانهای منطقهای و دستیابی به منطقه قویتر را تشکیل «مجمع گفتگوی منطقهای در خلیج فارس» می داند[89] تا بر مبنای اصول مشترک همچون برابری حق حاکمیت ملی کشورها، پرهیز از تهدید و توسل به زور، حل مسالمت آمیز مناقشات، احترام به تمامیت ارضی کشورها، خدشه ناپذیری مرزهای بینالمللی، عدم مداخله در امور داخلی کشورها و احترام به حق تعیین سرنوشت کشورها، اقدامات اعتمادساز برای نزدیک کردن کشورهای منطقه را آغاز نموده و با ایجاد درک مشترک پیرامون تهدیدات و فرصتهای منطقهای و جهانی به هدف دستیابی به پیمان عدم تعرض و ایجاد سازوکارهای مشترک همکاری منطقهای دست یابد. ما به جد باور داریم که منطقه ما -- به عنوان واراثان غنیترین تمدنی که جهان به خود دیده است -- باید با اقتدار مسایل خود را به دست خود و بدون دخالت و یا وابستگی به بیگانگان -- که جز هزینه سنگین برای عزت مشترک و توسعه آینده ما نتیجهای ندارد -- حل و فصل نموده و آینده بهتری را برای فرزندان خود رقم بزنیم.
انتهای پیام/