کد خبر: ۳۷۵۷۴
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۲

آغاز تغییرات در تیم اقتصادی دولت این هفته در بهارستان/ سه وزیر از پاستور پیاده می‌شوند/ تغییرات در کابینه قطعی است/ وزیر اقتصاد و سیف رئیس کل بانک مرکزی بر لبه تیغ استیضاح/ آیا قالیباف وارد کابینه می شود؟

آغاز تغییرات در تیم اقتصادی دولت این هفته در بهارستان/ سه وزیر از پاستور پیاده می‌شوند/ تغییرات در کابینه قطعی است/ وزیر اقتصاد و سیف رئیس کل بانک مرکزی بر لبه تیغ استیضاح/ آیا قالیباف وارد کابینه می شود؟ آنها می دانند که بهترین فرصت ممکن با نام حمایت از دولت و وحدت ملی ورود یک عنصر فعال به درون دولت است. اما آیا دولت با این پیشنهاد موافقت می کند؟ از آنجائیکه دولت حسن روحانی معتقد بود و پیشنهاد داد تا از همه کاندیداهای ریاست جمهوری دوازدهم برای مدیریت کشور استفاده کند.
به گزارش آرانیوز، سید هادی کسایی زاده- یک مرتبه همه از وحدت گفتند. فرقی هم ندارد اصولگرا یا اصلاح طلب... از محمدرضا عارف تا احزاب و چهره های اصولگرا معتقدند برای توسعه کشور نیاز به وحدت و همدلی میان جریانات سیاسی داریم. وقتی به سراغ آنها می روم و سوال می کنم دقیقا باید چکار کنیم پاسخی برای آن نداشتند و همانند طوطی فقط تکرار می کردند نیازمند همدلی و وحدت هستیم. یعنی یه چیزی شنیدند و همان را تکرار می کنند.

متاسفانه بسیاری از چهره های اصولگرا و اصلاح طلب هیچ تخصص و سوادی برای امور سیاست داخلی ندارند و بیشتر یا تایید یا تکذیب یا آنچه در رویاهای دست نیافته خود دارند با زبان رسانه بازگو می کنند. بیشتر این افراد زیاد برایشان مصلحب کشور اهمیتی ندارد  و به فکر منافع شخصی و حزبی خود هستند. مثلا در میان مردم زنده باشند و حرفی زده باشند یا جای پای خود را برای بازی های سیاسی و انتخابات و پست و مقام ها محکم کنند و یا اینکه بتوانند از این قدرت به لابی های خود برسند. خلاصه نام این افراد برای شهروندان و خبرنگاران آشناست.

اما در این میان برخی از چهره های اصولگرا و اصلاح طلب بازی سیاسی را دست و پا شکسته می دانند و برای آنها اصلا رقابت سیاسی مفهومی ندارد. این افراد تحلیلگران سیاسی هستند تا بتوانند به درستی مهره های سیاسی کشور را بچینند. در میان این افراد موضوع و رمز وحدت ملی و همگرایی بعنوان کلید واژه هشتک گذاری شده و از فاز اول به فاز دوم وارد شدند. آنها با توجه به وضعیت کنونی سیاسی و اقتصادی کشور تصمیم بر این دارند یکی از مهره های قوی اصولگرایی در حوزه مدیریت را وارد کابینه دولت کنند.

آنها می دانند که بهترین فرصت ممکن با نام حمایت از دولت و وحدت ملی ورود یک عنصر فعال به درون دولت است. اما آیا دولت با این پیشنهاد موافقت می کند؟ از آنجائیکه دولت حسن روحانی معتقد بود و پیشنهاد داد تا از همه کاندیداهای ریاست جمهوری دوازدهم برای مدیریت کشور استفاده کند این کانال هنوز هم باز است و تحلیلگران حرفه ای و نخبگان سیاسی می توانند از این روزنه به درستی استفاده کنند. اما سوال اینجاست که چه فردی از اردوگاه اصولگرایی می تواند وارد کابینه دولت شود؟ حسن روحانی آیا او را قبول دارد؟ آیا رزومه و تجربه کافی دارد؟

آیا می تواند وضعیت دولت را با حضورش تغییر دهد؟ بر اساس شنیده ها در سطح تحلیلگران و نخبگان اصولگرایی نام محمد باقر قالیباف برای ورود به کابینه حسن روحانی مطرح شده است. اما هنوز مشخص نیست آیا محمد باقر قالیباف و حسن روحانی در مورد این تصمیم اتفاق نظر دارند یا نه؟ مشخص نیست قالیباف قبول کند یا اینکه حسن روحانی بخواهد قالیباف معاون اول او شود اما آنچه مطرح شده با هدف همدلی و وحدت ملی بوده و حتی این گزینه و پیشنهاد روی میز رئیس جمهور هم قرارگرفته است.

اگر تضور کنیم قالیباف بپذرید و حسن روحانی هم قبول کند قالیباف بعنوان معاون اول رئیس جمهور مطرح می شود چراکه اسحاق جهانگیری بعنوان معاون اول با تعطیلی ستاد مبارزه با فساد و شکست در برابر تنظیم بازار و ستاد اقتصاد مقاومتی کارنامه خوبی از خود به جا نگذاشته و گزینه دیگری هم برای این جابجایی مطرح نیست.
 از سویی دیگر اصلاح طلبان و کارگزاران قصد دارند روی جهانگیری برای گزینه ریاست جمهوری مانور کنند برای همین جهانگیری دیگر نمی تواند معاون اول ایده آل حسن روحانی باشد و نیمی از توان جهانگیری صرف فعالیت های سیاسی و حزبی می شود. چه بخواهیم یا نخواهیم حسن روحانی اصولگرا است و کابینه هم به دلیل فشارهای سید محمد خاتمی و کارگزاران سازندگی و بخشی از بدنه وزارت اطلاعات تحت فشار قرارگرفت تا برخی از وزرا را وارد کابینه کند که این سهم خواهی همیشه برای همه دولت ها برقرار بوده است.

حالا دولت که تحت فشار اصولگرایان مجلس و احزاب قرارگرفته و احتمال سوال از رئیس جمهور و حتی پروژه استعفا و استیضاح هم وجود دارد بهترین سیاست نرم شدن در برابر خواسته های تیم رقیب است. این نرمی سیاسی با رمز وحدت و همدلی آغاز شده و حالا فرصت این است که حسن روحانی به این خواسته تن در دهد. برای قالیباف هم فرصت مناسبی است تا توانایی های خود را نشان دهد. او در دو دوره ریاست جمهوری با شکست مواجه شده و در انتخابات اخیر مدعی شد که حق او را به نام ابراهیم رئیسی از بین بردند.  

قطعا ورود قالیباف به دولت هم محک برای این مدیر جهادی و هم تقویت دولت و هم رضایتمندی برای طیف اصولگرایی است وهم فشارها از سوی رسانه های اصولگرا و احزاب هم به دولت کمتر می شود. تحلیلگران معتقدند با رضایت روحانی و قالیباف با هدف نجات وضعیت کنونی دولت و حرکت به سوی همدلی و وحدت ملی محقق شده و احتمال تغییر وضعیت اقتصادی و اجتماعی و بین الملل برای دولت و کشور بهتر می شود. اما آیا قالیباف موافقت می کند؟ آیا اصلاح طلبان سد راه حسن روحانی برای این تصمیم نمی شوند؟ آیا روحانی موافقت می کند؟

چرا وزیر اقتصاد باید تغییر کند؟/ وقتی از نظر کرباسیان اوضاع اقتصادی کشور خوب است+ فیلم
کرباسیان

از وزارت‌خانه‌ای که بخش‌های مهم و اساسی‌ اقتصاد را زیرمجموعه خود دارد طی قریب به یکسال گذشته هیچ تحرک خاصی دیده نشده و حتی وضعیت برنامه‌هایی که وزیر اقتصاد هنگام رای اعتماد وعده داد نیز نامشخص است.

عبارتی که در ادامه مشاهده می‌کنید، نظر "مهدی" یکی از کاربران مشرق است که درباره گزارش  چرا لیست دریافت‌کنندگان ارز دولتی منتشر نشد؟ نوشته: "سلام خوبه شما یک عکس از وزیر اقتصاد گذاشتی؛ من فکر کردم کابینه روحانی وزیر اقتصاد نداره چون در این مشکلات اقتصادی اصلا اسمی از ایشون نیست و انگار مسولیت دیگری دارند."

این مسئله که وزیر اقتصاد طی نزدیک به یکسالی که از روی‌کار آمدن کابینه دوازدهم گذشته تاکنون حضور موثری نداشته و اقدام و برنامه قابل توجهی را پیاده نکرده است، طی روزهای اخیر توسط بسیاری شنیده شده و حتی کارشناسان کارکشته اقتصادی حامی دولت را نیز وادار به انتقاد کرده است.

به عبارت دیگر از وزارت‌خانه‌ای که بخش‌های مهم و اساسی‌ای در اقتصاد همچون گمرک، مالیات، خزانه داری، بورس، بیمه، بانک و... زیرمجموعه خود دارد طی قریب به یکسال گذشته هیچ تحرک خاصی نداشته و حتی برنامه‌هایی را هم که وزیر آن در جلسه رای اعتماد کابینه مطرح کرده نیز در وضعیتی نامشخص مانده است.

* چرا وزیر اقتصاد باید تغییر کند؟
یکی از دلایلی که کارشناسان برای این مواجهه منفعلانه با مسایل روز اقتصادی کشور توسط مسعود کرباسیان مطرح می‌کنند، ناآشنایی وی با علم اقتصاد است چرا که وی در رشته مدیریت و برنامه‌ریزی تحصیل کرده و به تبع آنچنان با قواعد اقتصادی آشنایی ندارد.

علت دیگری که برای این مسئله می‌توان به آن اشاره کرد، گرچه در ظاهر می‌تواند تعبیر به هماهنگی او با سایر بخش‌های اقتصادی دولت شود اما در باطن خود می‌تواند نشان‌دهنده این مسئله نیز قرار گیرد که به معنای عام کلمه، تصمیم‌گیران اقتصادی کرباسیان را وارد بازی نکرده و او در کناری تنها نظاره‌گر است و نه تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر.

این مسئله را می‌توان از نحوه مواجهه با او در هنگام معرفی کابینه مدنظر قرار داد چرا که وی گزینه اصلی تصدی وزارت اقتصاد نبود و از ابتدا روحانی قصد این را داشت تا سکان این وزارت خانه را به محمد نهاوندیان بسپارد اما با رایزنی که اتفاق افتاد و اطلاع از نظر منفی نمایندگان و اقتصاددانان نسبت به نهاوندیان در آخرین ساعات کرباسیان برای این سمت معرفی شد.

و البته روحانی نیز برای اینکه نقش پررنگی برای نهاوندیان در نظر بگیرد، با احیا و راه‌اندازی معاونت اقتصادی رئیس‌جمهور، عملا سیستمی موازی وزارت اقتصاد ایجاد کرد و نقش وزیر و تصمیمات او را کمرنگ کرد.

* کارنامه تقریبا هیچ کرباسیان
از این رو و با وجود تمام این مواردی که مطرح شد، آنچه بیش از پیش در عملکرد کرباسیان مشاهده می‌شود، بی‌عملی است. در واقع در کارنامه وزیر اقتصادی کابینه روحانی، می‌توان به وضوح تقریبا هیچ را مشاهده کرد. حتی مواردی هم که در گوشه و کنار بعضا توسط این وزارت انجام میگرفت نیز از بقایای تصمیمات علی طیب‌نیا وزیر سابق اقتصاد است.

شاهد مثال دیگری که می‌توان برای مواجهه منفعلانه کرباسیان با رویدادهای اقتصادی کشور مطرح کرد نیز برمیگردد به عدم شفافیت اقتصادی. گرچه یکی از دلایل اصلی اعتماد نمایندگان به کرباسیان، عملکرد مثبت وی در شفاف سازی سامانه‌های گمرکی بود اما متاسفانه او نتوانست در وزارت اقتصاد نیز با همان دست‌فرمان جلو رود.

حداقل انتظار این بود که وی با استفاده از تجارب موفق شفاف سازی در گمرک بتواند در مدت کوتاهی، دریافت و درآمدهای مالیاتی را نیز شفاف‌سازی کند تا علاوه بر اتکای بیشتر بودجه به این بخش درآمدی، مانع فرارهای مالیاتی کلان شود که به نتیجه مطلوب نرسید.

بعلاوه اینکه او طی روزهای اخیر خود به یکی از موانع شفافیت نیز تبدیل شد تا جاییکه علی‌رغم دستور و وعده رئیس‌جمهور برای انتشار اسامی افرادی که ارز دولتی دریافت کردند، کرباسیان  برای این انتشار شرط و شروطی گذاشت که قابل تامل است.

پیش از این وزارت ارتباطات اقدام به انتشار لیست دریافت کنندگان ارز با نرخ دولتی کرده بود که این اقدام علاوه بر اینکه دست سودجویان و دلالان را در افزایش قیمت‌ها رو کرده بوده توانست مانع افزایش قیمت‌ها نیز شود.

* وقتی از نظر کرباسیان اوضاع اقتصادی کشور خوب است
اما شاید عجیب ترین‌ بخش عملکرد او به همین مدت اخیر محدود شود که وی در مصاحبه‌ای وضعیت اقتصاد را خوب توصیف می‌کند.

کرباسیان در این مصاحبه در جواب خبرنگار دلایلی را مطرح می‌کند تا نشان دهد اوضاع کشور خیلی خوب است اما به این مسئله توجه نمی‌کند که مردم با واقعیات اقتصادی سروکار دارند و نه با سخنان صرفا خوب.

ادعای وزیر اقتصاد دولت دوازدهم درباره خوب بودن وضع اقتصادی کشور در حالیست که طی هفته‌های اخیر، قیمت اکثر مایحتاج روزمره زندگی مردم روند افزایشی شدید به خود گرفته و اگرچه در آمار همچنان تورم تک رقمی است اما حساب دخل و خرج زندگی چیز دیگری را نشان می‌دهد.

در همین آمار رسمی نیز آنچه مشخص است تورم در مسیر دو رقمی شدن قرار گرفته و رشد را نشان می‌دهد، رشد اقتصادی ۸ درصدی سال ۹۵ با شیب منفی به ۳ درصد در سال ۹۶ رسیده و رتبه سهولت کسب و کار ایران نیز از جایگاه ۱۲۰ به ۱۲۴ در میان سایر کشورها افزایش یافته است.

چشم انتظار مجلس

گرچه از مجلس توقع می‌رفت خیلی زودتر از این‌ها پیگیر سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادی کشور باشد و مطالبه حل مشکلات و تسریع رشد را از دولت و وزرا بخواهد، اما با این حال تصمیم فعلی حداقل ۵۰ تن از نمایندگان در استیضاح وزیر اقتصاد اگر واقعا به قصد سرعت بخشیدن به حل مشکلات باشد قابل تقدیر است.

در واقع اگر ماحصل نتیجه استیضاح به برطرف شدن معایب اقتصادی کشور و حرکت دادن دولت در مسیر تحقق اقتصادمقاومتی باشد مفید است و در غیر این صورت بی نتیجه خواهد بود.

 
 انتهای پیام/*

گزارش خطا
نظرشما
captcha