دولت تدبیر و امید بارها و بارها درباره مسائلی مثل جوانگرایی و شایستهسالاری وعده داده است. به طور قطع میتوان گفت صحبت درباره همین مسائل بود که سبب شد سال 96 شیخ دیپلمات برنده بیقید و شرط انتخابات باشد. 
به گزارش آرانیوز، دولت تدبیر و امید بارها و بارها درباره مسائلی مثل جوانگرایی و شایستهسالاری وعده داده است. به طور قطع میتوان گفت صحبت درباره همین مسائل بود که سبب شد سال 96 شیخ دیپلمات برنده بیقید و شرط انتخابات باشد. با این حال اما وقتی پای عمل به وعدهها به میان آمد ارادهای برای عمل به وعدهها نبود؛ زنان و جوانان که پای اصلی رایدهندگان به روحانی در انتخابات 96 بودند بعد از انتخابات سهم چشمگیری از کابینه دولت نداشتند، تکیه زدن بر کرسی وزارت ارتباطات تنها سهم جوانان از کابینه دولت بود که نصیب محمدجواد آذری جهرمی شد. با این حال اما در دولت دوازدهم وعدهها پایان ندارد، همین چند روز پیش بود که رئیسجمهور اجرای مصوبه شورای عالی اداری درخصوص سقف سنی مدیران کشور را به تمامی وزارتخانهها، موسسات، شرکتها، نهادهای عمومی غیردولتی و استانداریها ابلاغ کرد، این در حالی است که در هیئت دولت تنها یک نفر با شرایط ارائه شده سنخیت دارد و آن هم کسی نیست جز وزیر جوان ارتباطات! به نظر میرسد با اجرایی شدن این مصوبه باید در وهله اول همه معاونان، مشاوران و وزرای دولت دوازدهم از کار خود برکنار شوند؛ اینجاست که باید دید آیا رئیسجمهور خانهتکانی را از کابینه خودش شروع خواهد کرد یا اینکه باز هم وعدهای به وعدههای عملی نشده گذشته اضافه میشود و مانند قانون «ممنوعیت بهکارگیری بازنشستگان» وزرا و افراد رده بالای دولت از آن مستثنا میشوند!
>مصوبه جنجالی
شورایعالی اداری در یکصدوهشتادوسومین جلسه خود که 17 تیرماه سال جاری برگزار شده بود به پیشنهاد سازمان اداری و استخدامی کشور و به منظور ایجاد زمینه مناسب برای استقرار دانشگرایی و شایستهسالاری مبتنی بر اخلاق اسلامی در نصب و ارتقاء مدیران، به استناد بند(11) ماده (115) قانون مدیریت خدمات کشوری، ضمن اصلاح مصوبه «برنامه آموزش و تربیت مدیران آینده دستگاههای اجرایی»، با کاهش میزان سن لازم برای تصدی سطوح مدیریتی موافقت کرد. در نشست اخیر این شورا، داشتن حداکثر 45 سال برای تصدی سطوح «مدیریت عملیاتی و مدیریت پایه»، حداکثر 47سال سن برای سطوح «مدیریت میانی» و حداکثر 50 سال سن برای سطوح «مدیریت ارشد» به تصویب رسید.
>هیئت دولتی که همیشه مستثنا است
با این حال اما با یک نگاه کلی به وزارتخانهها در خواهید یافت که نه تنها سن همه وزیران انتخابی بالای 50 سال است بلکه سن مدیران میانی نیز بالای 47 سال بوده و مدیران سطوح پایه نیز بالای 45 سال سن دارند! این موضوع به سایر موسسات، شرکتها و نهادها نیز تسری پیدا کرده و در اکثر مواقع مدیران بالای 45 سال سن دارند.
با این وجود به نظر میرسد این مصوبه که برای تربیت مدیران آینده ابلاغ شده، در دولت دوازدهم اجرایی نخواهد شد، چرا که اگر قرار بر اجرای این مصوبه در دولت دوازدهم باشد طبق جدول ارائه شده کل هیئت دولت باید میزهای خود را رها کرده و بازنشسته شوند و این دقیقا کاری است که به نظر نمیرسد رئیسجمهور در پی انجام آن باشد. با این حال هنوز دوسال از عمر دولت دوازهم باقی است و حسن روحانی میتواند با اجرا کردن این مصوبه به وعده جوانگرایی خود که پیش از انتخابات بارها و بارها درباره آن صحبت کرده بود عمل کند. اما این همه ماجرا نیست چرا که در استانداریها نیز وضعیت بهتر از این نبوده و سن مدیریتها به طور کلی بالای 50 سال است!
>رویای شایستهسالاری
طبق روال کشورهای پیشرفته هر کس باید متناسب با مدرک تحصیلی و تخصصی که دارد شغل انتخاب کند؛ اما در کشور ما این اتفاق رویایی بیش نیست، مخصوصا در خصوص مدیران بخش میانی و عالیرتبه این موضوع به کرار تکرار شده که شخصی با تخصص و تحصیلاتی کاملا متمایز با کارش، بر مسند مدیریتی کلان نشسته در حالی که کارشناسان آن حوزه بیکار ماندهاند. حسن روحانی در دولت یازدهم و دوازدهم بارها درباره شایستهسالاری صحبت کرده اما عزمی برای تحققبخشی به این موضوع تا کنون وجود نداشته است. با اینکه حسن روحانی بارها و بارها گفته است که شایستهسالاری مبنی حضور در کابینه دوازدهم است اما در همان زمان انتخاب وزرا نیز عدهای معتقد بودند در انتخاب برخی وزرا شایستهسالاری لحاظ نشده، با این حال در خیلی از مواقع در سطح مدیران میانی شاهدیم که قبیلهسالاری جایگزین شایستهسالاری شده و همین موضوع هم سبب شده تا خیلی از متخصصین و فارغالتحصیلان امروز جوانان بیکار جامعه ما را تشکیل بدهند.
>پول بدهید، مدرک بگیرید و بیکار بمانید
افزایش نرخ بیکاری سبب شده تا جوانان برای فرار از سیاه چاله بیکاری به تحصیل رو بیاورند، برخلاف خیلی از کشورهای پیشرفته که تحصیل در آنها رایگان است در کشور ما میتوان به راحتی با پرداخت هزینههای کلان وارد دانشگاه شده و مدارک عالی تحصیلی را دریافت کرد! خیلیها معتقدند که بیکاری دلیل اصلی رو آوردن جوانان به تحصیل است، با این حال اما در کشور ما رسم شده است که افراد جامعه پول پرداخت میکنند تا درس بخوانند و بعد از آن هم بیکار باشند. خیلی از تحصیلکردههای کشورمان این روزها شغلشان راننده اسنپ یا شغلهای کاذب دیگر است؛ با این وجود در دانشگاهها همچنان باز است و دانشگاههایی مثل مراکزی آزاد اسلامی به راحتی با دریافت پول دانشجو جذب میکنند! سوال اینجاست که اگر برنامه شغلی برای جوانان تحصیلکرده تدوین نشده و از طرف دیگر مدیران کلان کشور قرار نیست هیچ وقت بازنشسته شوند تا جوانان بر مسند مدیریت بنشینند، چرا درهای دانشگاهها را روی جوانان نمیبندند؟ برای یک جوان با مدرک تحصیلی دیپلم شاید بیکار بودن قابل درک باشد و به راحتی بتواند به شغلهای کاذب رو بیاورد اما این موضوع برای جوانان تحصیلکرده اصلا قابل تحمل نیست و همین موضوع نیز یکی از دلایل افزایش افسردگی بین جوانان است! موضوعی که همچنان مدیران کلان کشوری از آن غافل ماندهاند.
>فقط وعده میدهند
گفتند قرار است وزیر زن انتخاب شود، گفتند قرار است جوانگرایی صورت بگیرد، گفتند قرار است قانون منع به کارگیری بازنشستگان اجرایی شود اما هیچ یک از این موارد آن طور که باید عملی نشد و در همه این موارد هیئت دولت یک استثنا بود که تغییرات در آن هیچ اثری ندارد. حالا میگویند قرار است سن مدیران تغییر کند و به حداکثر 50 سال برسد، حال با استناد به این قانون جدید باید دید وزیران و معاونان رئیسجمهور هم در زمره این قانون قرار میگیرند یا اینکه مانند قانون «ممنوعیت بهکارگیری بازنشستگان» وزرا و افراد ردهبالا دولت از آن مستثنا میشوند!