به گزارش آرانیوز، آرام و شمرده سخن میگوید اما این دلیل نمیشود که صریح و قطعی اعلام نظر نکند؛ سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حالی که به ظاهر یکی از چهرههای کمحاشیه دولت محسوب میشود، سالهای حساس و پرچالشی را در این سمت سپری میکند و به همین دلیل عملکردش هر از گاهی بهصورت ویژهتر زیر ذرهبین رسانهها قرار میگیرد.
در فرصت گفتگوی مشروح خبرگزاری مهر با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهانهای دست داد تا بخش کوچکی از این شرایط پرچالش را در حضور وزیر مرور و برای اطلاع از راهکارهای عالیترین مقام اجرایی حوزه فرهنگ و هنر، از این شرایط سوالات و ابهامات خود را طرح کنیم.
سیدعباس صالحی در بخش نخست این گفتگو با تمرکز بر موضوعاتی چون جوانگرایی در وزارت ارشاد در راستای عمل به بیانیه گام دوم رهبر انقلاب، ادغام زیرمجموعههای وزارت ارشاد و چالشهای بازار کاغذ توضیحاتی را ارائه کرد و در بخش دوم و پایانی بهصورت ویژه پاسخگوی بخشی از چالشها و ابهامات موجود در حوزه تولیدات هنری شد.
در ادامه بخش دوم و پایانی گفتگوی خبرگزاری مهر با سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را میخوانید؛
* درباره بحث ادغام زیرمجموعههای وزارت فرهنگی و هنری وزارت ارشاد، به نظر میرسد از سمت دو گروه شاهد مقاومتهایی هستیم؛ یکی هنرمندانی که با برخی از این سازمانها و مؤسسات همکاری داشته و حالا نسبت به ادغام آنها معترض هستند و دیگری بخشی از مدیران زیرمجموعه ارشاد که حتی شاهد برخی جوسازیهای رسانهای از سوی آنان برای به سرانجام نرسیدن این طرح بودهایم. مشخصاً در برابر این دو گروه چه رویکردی دارید و چگونه آنها را برای همراهی با این تغییر مجاب میکنید؟
همانطور که پیشتر هم اشاره کردهایم، اجرای طرح ادغام این زیرمجموعهها سه مرحله دارد و تا امروز هنوز مرحله اول آن هم برای رسیدن به ویرایش اول طرح، بهصورت کامل اجرایی نشده است. اگر قبل از رسیدن به ویرایش اولیه طرح بخواهیم وارد گفتگو با گروههای مختلف شویم، ممکن است منجر به سوءتفاهم شود. به همین دلیل نگاهمان از ابتدا این بود که برای گفتگو با بیرون از سازمان، ابتدا به یک نسخه ویرایش اول برسیم تا بر مبنای آن بتوانیم گفتگو داشته باشیم.
اینکه در مواردی همانطور که شما هم اشاره کردید شاهد برخی حساسیتها از سوی برخی هنرمندان بودهایم، ناشی از این مشکل است که پارهای حرفها، بهشکل غیررسمی و غیرقطعی به برخی از این عزیزان منتقل شده و حساسیتهایی را در میان اهالی هنر ایجاد کرده است.

بازهم تأکید میکنیم یکی از اصول قطعی ما در نوسازی سازمانی، این است که در خدمات و کارکردهای مفید نه تنها دچار اختلال نشویم بلکه باید آنها را وسیعتر کنیم. این خدمات، خدمات ترکیبی است. اینها باید در ساختار و نگاه جدید در سازمان، تقویت شود. فکر میکنم درباره واکنش هنرمندان، همین اطلاعات غیرقطعی ایجاد سوءتفاهم کرده است و اگر بپرسید چرا وارد گفتگوهای رسمیتر با این گروهها نمیشوید، دلیلش این است که هنوز به نسخه اولیه نرسیدهایم و نمیتوانیم امروز حرفی بزنیم و فردا از آن حرف بازگردیم.
جامعه به حوزه هنر و فرهنگ بهمانند آب حیات نگاه میکند و اگر احساس کند این آب کدر و یا آلوده است، طبعاً نسبت به مصرفش ایجاد نااطمینانی میکند و این سلب اطمینان عملاً آثاری به همراه دارد و اگر واقعاً چنین اتفاقی رخ دهد میتواند به سوءمصرف محصولات فرهنگی منتهی شودبا ویرایش اولیه میتوانیم طرح را موردبحث و نظر عزیزان دیگر قرار دهیم و حتماً این مسیر را هم دنبال خواهیم کرد تا به یک اقناع جمعی برسیم. اقناع حداکثری هم درون سازمان و هم بیرون سازمان، لازم است بهخصوص در میان هنرمندانی که ما خود را خدمتگزار آنها میدانیم. در ارتباط با آن واکنشهای درونی هم که به آن اشاره داشتید، ممکن است برخی دوستان ما احساس کنند، پارهای از این فرازونشیبها میتواند جایگاهها را جابهجا کرده و پارهای از خدمات را تحتتأثیر قرار دهد..
* و یا حتی برخی قدرتها را از برخی افراد سلب کند!
اگر این نگرانی بابت خدمات و کارکردها و به تعبیری یک نگرانی ایجابی باشد، قطعاً تلاش ما این است که با همان اقناع حداکثری پیش برویم و این تضمین را بدهیم که از خدمات جاری و در عین حال مفید چیزی کسر نخواهد شد و صرفاً آنچه به نظر میرسد تاریخش گذشته و دیگر غیرضروری است منتفی میشود. اما نسبت به موقعیتها و انتظارات فردی هم باید پذیرفت که این مقاومتها پیش میآید. تلاش ما این است که این جنس مقاومتها را هم کاهش دهیم اما مسیر درست را با قاطعیت و قطعیت دنبال خواهیم کرد.
* یکی از مهمترین شاخصها در راستای ارزیابی فضای هنری، ارزیابی محصولات و به تعبیری تولیدات هنری است. در سالهای اخیر شاهد قدرت گرفتن بخش خصوصی در عرصه تولید محصولات هنری و بهطور مشخص در سینما و موسیقی هستیم. همزمان هم نهادها و مؤسسات دولتی خارج از ارشاد در سالهای اخیر نقش جدیتری در زمینه تولید هنری پیدا کردهاند که نمونه شاخص آن هم سازمان «اوج» است. آیا اینها را باید نشانههایی از افول قدرت وزارت ارشاد در جریان تولید محصولات هنری بدانیم و یا تحلیل دیگری در این زمینه دارید؟
در فرصتی که داریم از چند دریچه و منظر میتوان به این سؤال پاسخ داد. یک نگاه این است که ما بهطور طبیعی باید از ورود بخش خصوصی و مشارکت سرمایههای سالم به این حوزه استقبال کنیم. اصل ۴۴ را مقام معظم رهبری هم با همین مناسبت موردتوجه قرار دادهاند و حتماً حوزه فرهنگ هم مشمول این نگاه میشود. گذشته تاریخی ما هم این واقعیت را ثابت میکند که فرهنگ و هنر، آن جاهایی که متصل به مردم و جریانهای مردمی بوده موفق به استمرار و پویایی شده است.
پس اصل این مطلب که مدیریت فرهنگ و هنر باید از ورود بخش خصوصی به میدان استقبال کند و به آن بهعنوان یک «فرصت» نگاه کند و نه «تهدید»، این اصل پذیرفته شده است. نکته دوم این است که ما بهطور طبیعی باید نسبت به ورود سرمایه ناسالم و یا مبهم به حوزههای اجتماعی و فرهنگی که میتواند عوارضی به همراه داشته باشد، حساسیت داشته باشیم. فساد و یا ابهام جدی در منابع مالی، تأثیرگذار خواهد بود بر خروجیها و نوع نگاه به محصولات و خدمات.
جامعه به حوزه هنر و فرهنگ بهمانند آب حیات نگاه میکند و اگر احساس کند این آب کدر و یا آلوده است، طبعاً نسبت به مصرفش ایجاد نااطمینانی میکند و این سلب اطمینان عملاً آثاری به همراه دارد و اگر واقعاً چنین اتفاقی رخ دهد میتواند به سوءمصرف محصولات فرهنگی منتهی شود...