رحیمی جهانآبادی، عضو فراکسیون امید خطاب به اصلاحطلبان از تناقض آنها در حوزه کنشگری سیاسی انتقاد کرد. 
به گزارش آرانیوز، روزی از «مشارکت مشروط» سخن میگویند و روزی دیگر از «مشارکت فعالانه»؛ این حال و روز جریانی است که نمیداند باید در قبال پدیده های سیاسی، مشخصا انتخابات چه موضعی از خود بروز بدهد. اخیرا یکی از اعضای فراکسیون امید مجلس، در اظهاراتی تند و تیز، نگاه متناقض هممسلکان سیاسی خود نسبت به ساختارهای کشور را به باد نقد گرفت.
عادت مرسوم اصلاحطلبان
خردهگیری و حمله به نهادهای قانونی کشور، تقریبا به یکی از عادات مرسوم جریان اصلاحات تبدیل شده است. هر چند این روند با توجه به حضور تقریبا همهجانبه آنها در ساختارهای کشور از جمله در مجلس و دولت و شوراهای شهر، اندکی تقلیل یافته اما قاعده همچنان بر همان پاشنه قبلی میچرخد. از نگاهی دیگر، شاید بتوان مدعی شد که حضور بیشتر اصلاحطلبان در نهادهای حکومتی، میل آنها به ایجاد پروپاگاندا علیه ساختارهایی مانند شورای نگهبان را بیشتر از قبل نیز کرده است؛ با این هدف که احیانا ناکارآمدیهای نمایندگان خود در نهادها به ویژه در مجلس را بهنوعی نادیدنی کنند.
جریان اصلاحطلب، با محور قراردادنِ حمله به نهاد قانونیِ نظارت استصوابیِ شورای نگهبان، تلاش دارد تا بر ناکارآمدی نمایندگانِ منتسب به جریان اصلاحات در مجلس شورای اسلامی سرپوش نهد. لُب کلام ادعایی چپها این است که در خلأ حضور اصل نظارت استصوابی، امکان ابراز افراد خالصتر و نابتر -که همسویی تامی با گفتمان اصلاحات دارند- برای تصدی نمایندگی مجلس، بیشتر و پیشتر فراهم خواهد شد؛ بنابراین چنانچه امروز نمایندگان فراکسیون امید، ناتوان از عمل به کارویژههای اصلاحطلبی خود هستند، تقصیر نه بر گردن انتخاب آنها بهعنوان تنظیمکنندگان لیست امید، بلکه بر گردن پدیده «استصواب» است. حملات تخریبی اصلاحطلبان علیه شورای نگهبان البته امر بدیع و تازهای نیست، لیکن رصد نوع سیاستورزی ایشان خاصه در انتخاباتهای اخیر، نشان از آن دارد که جریان اصلاحات با علم کامل به قواعد بازی، معمولا بیشترین و همهجانبهترین فعالیتهای سیاسی را از خود بروز میدهد؛ همین رویکرد دوگانه یعنی از یک طرف، حمله به اصل نظارت استصوابی بهعنوان تکه جدانشدنی پازل انتخابات و از طرف دیگر، حضور حداکثری در همان انتخابات، نشان از نوعی سردرگمی بر سر تعیین سیاستهای کلان اصلاحطلبی در مواجهه با پدیدههای سیاسی رایج در کشور دارد. همین سردرگمی هم باعث شده تا برخی الیتهای تجدیدنظرطلب از یکسو از «مشارکت مشروط» در انتخابات سخن بگویند و از سوی دیگر، «سکوت در انتخابات» یا «عبور از انتخابات» را استراتژی دقیقی توصیف نکنند.
تکلیف اصلاحطلبان با خودشان مشخص نیست
اخیرا اظهاراتی از جلیل رحیمیجهانآبادی، عضو حزب اصلاحطلب کارگزاران سازندگی و عضو فراکسیون امید مجلس، منتشر شد که گویای عمق دوگانهگویی اصلاحطلبان در سپهر سیاسی کشور بود. این عضو فراکسیون امید در مجلس با بیان اینکه اصلاحطلبان یک مشکل دارند و آن اینکه تکلیفشان با خودشان مشخص نیست، گفت: شما اپوزیسیون هستید؟ داخل نظامید؟ سلطنتطلبید؟ مجاهدخلقید؟ شما کجایی هستید؟ دارید چه کار میکنید؟ اگر اعتقادی به انتخابات ندارید، اگر اعتقادی به شورای نگهبان ندارید، اگر اعتقادی به جمهوری اسلامی ندارید، اگر هر نمایندهای هر کاری انجام بدهد، عامل جمهوری اسلامی است، اصلا چرا اظهار نظر سیاسی کرده و درباره انتخابات صحبت میکنید؛ چرا اصلا کاندیدا و لیست امید دادید و مردم را چهار سال پیش به عرصه انتخابات تشویق کردید.»
این عضو حزب کارگزاران سازندگی با تاکید بر اینکه به نظر من این تعطیل بودن یک فکر سیاسی است که اصلا نمیداند چه دارد میگوید، اظهار کرد: من معتقدم نظام جمهوری اسلامی دارای ظرفیتهایی است و قانون اساسی یکسری مقرراتی دارد که باید در چهارچوب آن فعالیت کرد. شما اصلاحطلبان اصلا تکلیفتان مشخص نیست؛ کسی که ساختار را قبول ندارد، مثل کسی است که وسط بازی فوتبال بخواهد بسکتبال بازی کند. بعد میگویید چرا داور ما را بیرون انداخته است».
بحران تمامیتخواهی در جریان اصلاحات
اظهارات این نماینده اصلاحطلب مجلس در حالی است که برخی نخبگان اصلاحطلب، مدتی است برای حضور جریان اصلاحات در انتخابات پیش روی مجلس، نسخههایی را برای مشارکت مشروط و حتی تحریم انتخابات تجویز کردهاند. این در شرایطی است که برخی دیگر، بر حضور تمامعیار در انتخابات تاکید دارند. جو تحریم انتخابات در شرایطی صورت میگیرد که برخی اصلاحطلبان گاهی به خودانتقادیهای عجیبی دست میزنند؛ موضوعی که نشان میدهد اصلاحطلبان در زمین بازی سیاست، در بیان و پیگیری استراتژی خود سردرگم هستند. در همین باره، صادق خرازی، دبیرکل حزب ندای ایرانیان، اخیرا در گفتوگویی با اشاره به نظرات دگم گروهی از اصلاحطلبان گفت: یک دسته اصلاحطلب داریم که بر این باورند هر چه فکر میکنند، درست است و هرچه میاندیشند، درست است و هیچ منزلتی و موقعیتی برای حلقه فکری سیاسی دیگر قائل نیستند. حتی اگر در اردوی اصلاحات کسانی باشند که مثل آنها فکر نکنند، از نظر آنها محکوم هستند و حتی بدترین و ناشایستهترین رفتارها و سخنان را نسبت به همفکران خودشان در اصلاحات بهکار میبرند. شاید یکی از بدبختیهای ما در دوران اصلاحات همین برداشت غیرمنصفانه در جبهه اصلاحات بود که از مقاطعی که آقای خاتمی گله و دردی داشتند، از جانب همین افراد وجود داشت. این فعال اصلاحطلبان تاکید کرد: جریان دیگری درون اصلاحات به هیچوجه منالوجوه این را نمیتوانند بپذیرند ما کجا بودیم و کجا هستیم. اصلا قائل به این نیستند که اصلاحات خودش نیاز به اصلاح دارد. جریان سیاسیای که برای خودششان اصلاحی قائل نباشد، بحران اصلی دارد. مگر میشود گروهی خودش قائل به اصلاح نباشد. درباره رویکرد متصلب گروهی از اصلاحطلبان، محمدرضا تاجیک، تئوریسین اصلاحطلب نیز زبان به گلایه گشود. او در گفتوگویی با روزنامه آرمان اظهار کرد: امروز که جریان اصلاحات دچار بحران مقبولیت شده این عده ساز جدایی کوک کردهاند. این یک جفا و خیانت تاریخی است که توسط برخی بهاصطلاح اصلاحطلب علیه جریان اصلاحات صورت میگیرد. به همین دلیل باید به پشت پرده این فعالیتها نگاه کرد که با چه هدفی چنین رویکردی در دستور کار قرار گرفته است. برخی با این نقد خود پاککنی ساختهاند تا زشتیهای خود را پاک کنند. امروز این افراد همه لایههای جریان اصلاحطلبی را زیر سایه پاککن خود قرار دادهاند