کد خبر: ۴۹۲۲۶
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۲

اعتدال تمدنی یا افراط‌گری نژادپرستانه قومی؟/ ۳ نظریه در تبیین هویت ملی ایرانیان

اعتدال تمدنی یا افراط‌گری نژادپرستانه قومی؟/ ۳ نظریه در تبیین هویت ملی ایرانیان موسی نجفی با بیان اینکه هویت ایرانی سه مرحله داشته است که نسبت بین آنها طولی است، گفت: مذهب شیعه به عناصر فرهنگی گذشته ما جهت داد و ما هویت جدیدی پیدا کردیم.

به گزارش آرانیوز، یکی از سوالاتی که در مورد ناسیونالیسم ایرانی مطرح است این است که باستان گرایی ای(توجه به ایران باستان) که در قرون اولیه ورود اسلام به ایران در میان ایرانیان شکل گرفت (و وجه سیاسی آن مثلا در نهضت شعوبیه و وجه علمی و فرهنگی آن در آثاری مانند «آراء اهل مدینه فاضله»، «حکمت اشراق»، «السیاسه العامه»، «شاهنامه» و .... تجلی یافت)، با باستان گرایی ای که در دوران پهلوی رواج یافت، چه تفاوت اساسی ای داشت؟ به چه دلیل، گرایش به ایران باستان در مورد اول، به تقابل با اسلام نینجامید؟ آیا گرایش مذکور در مورد اول را می توان (مانند مورد دوم) یک انحراف فرهنگی در ایرانیان به حساب آورد؟ آیا ریشه این گرایش در مورد اول، صرفا تعصب در برابر اعراب بود، یا اینکه ریشه ی عمده دیگری هم داشت؟

موسی نجفی استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ضمن پاسخ به این سوال در گفتگو با خبرنگار مهر به تبیین سه نظریه اصلی در مورد هویت ملی ایرانیان پرداخت.

وی گفت: با توجه به هفته اول آبان به خصوص ۷ آبان که به نام روز کوروش نامگذاری شده است و مسائلی که در فضای مجازی و حقیقی و بخصوص در پاسارگاد سال  گذشته پیش آمده به نظر می رسد که بتوانیم این مسئله را از جنبه های تاریخی سیاسی و فرهنگی مورد ارزیابی قرار بدهیم.

چند مسئله را باید از هم تفکیک کنیم: اول مسئله اسلام را از عرب؛ دوم مسئله تعلق فرهنگی ایرانیان را نسبت به تاریخ و عظمت گذشته ایران از مسائل نژادی و تفاخر قومی؛ سوم مسئله نظام حکومتی و مسائلی که سلطنت طلب ها و گروهک های سیاسی از آن سوءاستفاده می کنند

وی ادامه داد: اصولا مسائل سیاسی و اجتماعی می توانند ریشه فرهنگی و تاریخی داشته باشند و ما در آیینه تحولات تاریخی بهتر میتوانیم این مسائل را ریشه یابی کنیم؛ از این جهت بهتر است که این موضوع مهم را که مخلوطی از درست نادرست و شفاف و غیر شفاف است در اینجا بررسی کنیم. در این رابطه باید بگوییم که چند مسئله را باید از هم تفکیک کنیم: اول مسئله اسلام را از عرب؛ دوم مسئله تعلق فرهنگی ایرانیان را نسبت به تاریخ و عظمت گذشته ایران از مسائل نژادی و تفاخر قومی؛ سوم مسئله نظام حکومتی و مسائلی که سلطنت طلب ها و گروهک های سیاسی از آن سوءاستفاده می کنند.

وی افزود: برای این منظور و برای شبیه سازی مسئله به سراغ تاریخ تحولات صدر اسلام بخصوص به قرون اولیه اسلامی می رویم و به نهضت شعوبیه که از طرف ایرانیان در مقابل اعراب و حاکمان ظالم اموی انجام شده توجه می‌کنیم، تا ببینیم این مسئله تا کجا ادامه داشته؟ و چرا درست شده؟ و از چه زمانی  و از کجا به ناحق و به تبعیض کشیده شد؟ و سرانجام آنان به چه صورت در آمد؟ البته نتیجه این تطبیق جدا کردن اعتدال و حرف حق از افراط گرایی و تعصب و سخن باطل است اما از آنجایی که درست و نادرست ممزوج بوده، تشخیص مرز بین آنها کاری دشوار است شاید بتوان در افق تاریخ، مسئله را یکبار دیگر درست مطرح نمود.

نجفی گفت: هر چند به نظر می رسد در نگاه اول بین «جریان ملی گرایی یکصد سال اخیر» با «وقایع ملی گرایی در قرن اول و دوم هجری» شباهتی وجود دارد، اما در واقع با هم اختلاف دارند به این دلیل که شرایط زمانی و مکانی و ماهوی این دو با هم فرق می کند.

وی ادامه داد: در تاریخ صدر اسلام، در بحث شعوبیه، آنها به استناد قرآن و آیه «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا» فعالیت خود را شروع کردند و اول هم اهل تسویه خوانده شدند. آنها دنبال یک مساوات اسلامی بودند و اصلاً قبول اسلام برای ایرانی ها در قرون اولیه یک مقدار زیادی به عدالت طلبی و شعار مساوات اسلامی بر می گشت.

وی افزود: خلفا با یک سری سیاست های ظالمانه، نژادپرستانه و قومی و تفاخر و برتری طلبی عرب بر غیر عرب -که هیچ جای اسلام چنین چیزی نیست- باعث شدند، کسانی که تازه به این دین گرایش پیدا کرده بودند، متوجه فاصله بین حاکمان اسلامی با متن و ذات اسلام شوند.

موسی نجفی گفت: شاید یکی از عللی که ایرانی ها به اهل بیت گرایش پیدا کردند، فهم این فاصله و تفاوت بود که متوجه شدند آنچه در اهل بیت وجود دارد، عین اسلام واقعی است. این شاید ریشه تشیع ایرانی ها هم باشد.

وی ادامه داد: در مورد نهضت شعوبیه، واکنش آنها نسبت به خلفا، ابتدا یک واکنش طبیعی بود که ایرانی ها از ظلم و تبعیضی که بنی امیه داشتند ناراضی بودند. لذا این واکنش اول طبیعی بود منتهی همین واکنش طبیعی هم بعداً به صورت افراطی درآمد و به یک نوع تفاخر قومی نزد برخی از همین شعوبی ها تبدیل شد. در نهایت برخی از شعوبیه افراطی ضد اسلام و دین شدند. لذا از این جا بود که خلفا فرصت پیدا کردند که اینها را سرکوب کنند. این مسئله مهمی است که حرکتی که در اول بر اساس یک واقعیت و واکنش طبیعی و با اعتدال شروع شد به یک حرکت غیرطبیعی، تبعیض آمیز و افراطی تبدیل شد و شکست خورد.

وی افزود: اما مسئله ای که بعد از مشروطیت برای کشور ما پیش آمد یک بحث مهندسی شده بود. در آن زمان که این حرکت شروع شد، ایرانی ها ۴۰۰ سال بود که دارای استقلال و ملیت جدید بودند که این ملیت جدید غیر از خلافت بود و ایرانی ها برای خودشان، کشور، ملت و حکومت داشتند.

گزارش خطا
نظرشما
captcha