شبکه شاد، فضایی اجتماعی طراحی شده برای آموزش آنلاین دانش آموزان در تمام پایه ها، رشته ها و مقاطع، چقدر توانسته است به اهداف آموزشی برسد؟ 
به گزارش آرانیوز، بزرگترین چالش سراسری وزارت آموزش و پرورش که تاکنون سابقه نداشته، در سال تحصیلی جاری، مشکلات زیادی برای نظام آموزشی کشور به وجود آورده، بحران کرونا، تمام برنامه های آموزشی را به هم ریخته و هنوز مشخص نیست آسیب این بحران به یادگیری بچه ها و وزارت آموزش و پرورش چقدر است.
حتی در بحرانهای فراگیری مانند انقلاب و جنگ، وزارت آموزش و پرورش این چنین گسترده و طولانی مدت، فعالیت آموزشی خود را به حالت تعلیق بلکه تعطیل درنیاورده بود. در زمان انقلاب، چند هفته ای کلاسها در شهرهای بزرگ تق و لق شد و در زمان جنگ، گستره بحران آموزشی محدود به مناطق و استانهای جنگ زده بود نه در سراسر ایران، ولی بحران کرونا، هم گستردگی جغرافیایی بی سابقه ای دارد و هم امکان هرگونه تحرک برای فعالیت آموزشی را از معلم و دانش آموز گرفته است.
در دو ماه اخیر که بچه ها خانه نشین شدند، عملا وزارت آموزش و پرورش برنامه راهگشا و اثربخشی برای کاهش آسیب های نظام آموزشی در دستور کار قرار نداد، بزرگترین اقدام این وزارتخانه، ایجاد شبکه «شاد» بود که ظاهرا با وجود توضیحات مفصل وزارت آموزش و پرورش درباره آن در میان طیف گسترده ای از دانش آموزان، کارایی ندارد.
خانه نشینی، فرصت طلایی درس خوانها
واقعیت این است که بسیاری از دانش آموزان درسخوان و زرنگ، به خصوص در پایه های بالاتر آموزشی، چندان منتظر کلاس و معلم نمی مانند. انواع کتابهای خودآموز و فیلمها و سایتهای تحصیلی باعث شده است بخشی از دانش آموزان از فرصت قرنطینه خانگی برای تحصیل بهتر خود استفاده کنند.
فروغ، یکی از دانش آموزان متوسطه دوم است سال آینده باید درجلسه کنکور حاضر شود. او درباره قرنطینه کرونایی به خبرنگار ما می گوید: ما به مدرسه تیزهوشان می رویم، آنجا سطح کلاسها و فعالیتهای جانبی مانند کلاس تست زنی مطلوب است ولی برای همه دانش آموزان کلاس، یک برنامه تحصیلی دنبال می شود. به عنوان مثال من در درس ریاضیات قوی هستم ولی در ادبیات فارسی، ضعف دارم ولی در برنامه کلاسی، همانقدر باید در کلاس ریاضیات حاضر شوم که دیگران حاضر می شوند و همانقدر باید در کلاس ادبیات فارسی درس بخوانم که دیگران می خوانند. برای همین، برنامه کلاس معمول، کمکی به تقویت دانش ادبیات فارسی من نمی کند، در حالی که فرصت قرنطینه اجازه داده است روی نقاط ضعفم در درس ادبیات بیشتر کار کنم.
او معتقد است با وجودی که سطح کلاسهای مدرسه بالاست ولی مهارتهایی مانند بودجه بندی وقت برای پاسخگویی به سئوالات کنکور و فرصت عمیق شدن در مباحث در کلاسها وجود ندارد، در قرنطینه خانگی این فرصت به نحو بهتری در اختیار ما قرار دارد که می توانیم مهارتهای تحصیلی خود را در کنار افزایش سطح سواد، بهتر کنیم.
در کنار این نوع نگرش به فرصت مطالعه آزاد در منزل، بسیاری از اولیا معتقدند آموزش مجازی نه تنها بازده زیادی ندارد بلکه خانه نشینی طولانی باعث می شود بچه ها از درس و مشق باز بمانند. پریوش یکی از این اولیا است. او که فرزندش در سوم ابتدایی درس می خواند، در این باره می گوید: روز عادی مدرسه، بازیگوشی اجازه نمی دهد بچه ها درس بخوانند، چه انتظاری داریم در روزهای کرونایی که اعصاب همه در قرنطینه خانگی خورد شده است، بچه های ابتدایی پای موبایل بنشینند و درس های عقب افتاده را جبران کنند.
این مادر می گوید: به نظر می رسد نه آموزش تلویزیونی و نه مجازی هیچ وقت نمی داند جای آموزش سنتی و حضور در کلاس درس فیزیکی را بگیرد. بازده آموزش های مجازی آن چنان بالا نیست که انتظار داشته باشیم امسال، تحصیلات بچه ها با مشکل مواجه نشود.
آنطور که این دسته از اولیای دانش آموزان فکر می کنند، سال تحصیلی از دست رفته است و بهتر است بچه ها سال آینده، باز هم در پایه امسال درس بخوانند تا به خاطر چند ماه خانه نشینی، یادگیری بچه ها دچار اخلال نشود. این گروه از اولیا به فعال شدن اپلیکیشن شاد برای دانش آموزان ابتدایی چندان خوش بین نیستند.
شبکه شاد و کیفیت گم شده آموزش
واقعیت آن است که شبکه شاد هنوز هیچ تضمینی برای دو موضوع، ارائه نکرده است. یکی تشکیل کلاسها در ساعات معمول یک مدرسه فیزیکی است و دوم کیفیت آموزش ارائه شده به دانش آموزان. از لحاظ ساعات حضور بچه ها و معلمان در شبکه شاد، باید گفت زمان بندی حضور معلمان در شبکه شاد نشان می دهد بیشتر معلمان تنها یک روز در هفته مکلف به تدریس هستند. به بیان دیگر، کلاس های آموزشی که معمولا ۵ روز در هفته تشکیل می شد، هم اکنون تنها یک روز در هفته برگزار می شود و آن هم به صورت مجازی و واقعیت این است هر چند آموزش و پرورش اعلام کرد که تدریس معلمان و تحصیل دانش آموزان در شبکه شاد از ۱۶ فروردین ماه آغاز خواهد شد، ولی هنوز در بسیاری از خانه هایی که بچه محصل دارند، این اتفاق نیفتاده است.
از سوی دیگر، موضوع تضمین کیفیت آموزش یعنی تضمین این که فرآیند یادگیری در آموزش مجازی از طریق سامانه شاد اتفاق می افتد، در این اپلیکیشن اجرایی نشده است. هیچ کس، از مدیر و ناظر مدرسه گرفته تا معلم دلسوز، کارشناسان ستادی آموزش و پرورش و حتی پدر ومادری که بالای سر بچه می ایستند تا او به صورت آنلاین درس بخواند نمی توانند مطمئن شوند فرآیند یادگیری در ذهن بچه ها در حال اتفاق افتادن است، چون چنین تجربه ای تاکنون انجام نشده است.
به جز «امتحانات متفرقه»، تمام نظام آموزشی کشور ما از دیرباز و دوران مکتب خانه ها تا پیش از «عصر کرونا» بر پایه آموزش حضوری بنا شده بود و آموزش مجازی از طریق هر اپلیکیشنی، اولین قدمهای واقعی تجربه در عرصه عمل را برمی دارد و قاعدتا نتیجه این روش تدریس در نظامی که بر پایه آموزش حضوری طراحی شده است، نامشخص خواهد ماند تا زمانی که بتوان اثربخشی این آموزشها را با سنجه های علمی، سنجید. شاید برنامه های جایگزینی که کارشناسان ستادی آموزش و پرورش به دنبال آن هستند، بتواند راهگشای این مشکل باشد، برنامه هایی از جمله آغاز زودهنگام سال تحصیلی جدید که هنوز درباره آن تصمیم قطعی گرفته نشده است. البته وزارت آموزش و پرورش درباره زمان بازشدن مدارس از خود رفع مسئولیت کرده و اعلام کرده است این تصمیم بر عهده کمیته کشوری مقابله با کرونا است. انگار همانطور که زمانی همه راهها به «رُم» ختم می شد، الان همه تصمیمات به ستاد کرونا ختم می شود.
عدالت اجتماعی و عدالت آموزشی
یکی از مشکلات بزرگ شبکه شاد، آن است که عدالت اجتماعی در آن مدنظر طراحان نبوده و این مشکل باعث ایجاد نابرابری در فرصت آموزش یا زیرسئوال قرار گرفتن عدالت آموزشی شده است.
از ابتدای اعلام آموزش مجازی در این شبکه و دردسرهای استفاده از شبکه های اجتماعی ایرانی و خارجی و نبود رویه واحد اعتراضات دانش آموزان و معلمان بالا گرفت تا جایی که آموزش و پرورش بیانیه داد و اجبار به استفاده از یک شبکه اجتماعی را تکذیب کرد و گفت هیچ یکی از معلمان و دانش آموزان مجبور به استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی مانند بله و سروش نشده اند، ولی پس از مدتی، این وزارتخانه اعلام کرد باید همه آموزش مجازی به شبکه شاد منتقل شود. شبکه ای که برخی کاربران اجباری آن می گویند مشکلات فنی و همچنین مشکل در برقراری عدالت آموزشی و اجتماعی دارد.
آنها معتقدند شبکه شاد:
-با دسترسی های زیادی که برای خود در گوشی تلفن هوشمند ایجاد می کند، حریم خصوصی را نقض کرده است.
-باید روی تلفن های هوشمند با اندروید به روز نصب شود و این موضوع یعنی تحمیل هزینه زیادی به خانواده ها
-ایرادات فنی بسیاری از جمله اعلام خطا هنگام ثبت نام دارد.
-نیاز به پهنای باند وسیع برای جابجایی داده ها دارد و عملا با زیرساخت اینترنتی کشور به خصوص در استانهای دوردست و کمتربرخوردار ناهمگون است.
-نیاز به آموزش مفصل برای کاربری آن دارد و به اصطلاح «کاربردوست» نیست.
در پاسخ به این ایرادات در قالب انتشار مشروح ۴۰ سئوال و جواب معلمان و کارشناسان شبکه شاد نشان داد معلمان زیادی حتی نتوانسته اند این اپلیکیشن را نصب کرده و از آن کارایی بگیرند. از سوی دیگر انتشار راهنمای استفاده دانش آموزان از شبکه شاد نشان داد دست کم باید گوشی هوشمند با قابلیت نصب این نرم افزار در اختیار دانش آموزان باشد.

این نکته یعنی دست کم باید یک گوشی تلفن همراه که کف قیمت آن در شرایط فعلی بالای یک میلیون تومان است در اختیار دانش آموزان باشد. امکانی که بسیاری از خانواده ها در شرایط کسادی بازار و رکود کرونایی و روزهای پس از نوروز، امکان آن را ندارند.
گزارشهایی درباره دردسرهای استفاده از شبکه شاد برای دانش آموزان و معلمان منتشر شده که نشان می دهد عدالت آموزشی یکی از نکاتی است که طراحان «شاد» توجه چندانی به آن نکرده اند. گزارشهایی از عدم دسترسی بین ۳۵ تا ۴۵ درصد دانش آموزان یک استان محروم نشان می دهد بخش کارشناسی آموزش و پرورش نتوانسته در طراحی خود، تفاوتهای ساختاری و طبقاتی در گستره کشوری مانند ایران را لحاظ کند.
شاید این مشکل را بتوان با توزیع گسترده تلفن همراه بین دانش آموزان یا اختصاص تسهیلات بدون سود، رفع کرد. ولی ایجاد ساختاری این چنینی برای آموزش و پرورش، احتمال فساد را بالا می برد و البته در شرایط کرونایی، شاید اصولا امکان پذیر نباشد.
در نهایت، آموزش و پرورش اعلام کرده تصمیم گرفته است دانش آموزانی که توان خرید و داشتن گوشی تلفن هوشمند را ندارند، شناسایی و تجهیز کند. این اقدام پس از آن صورت گرفت که تعداد قابل توجهی از دانش آموزان واولیای آنها اعلام کردند به دلیل مسایل ناشی از کرونا مانند کسادی بازار و بسته بودن کسب و کار، امکان خرید تجهیزات مورد نیاز آموزش آنلاین از جمله گوشی هوشمند با سیستم عامل پیشرفته را ندارند. حالا اگر مشکلات تضمین کیفیت آموزش و یادگیری یا افزایش ساعات آموزشی در شاد حل و ایرادات فنی آن رفع شود، معضل عدم دسترسی به تلفن همراه هوشمند برای طیف وسیعی از دانش آموزان چه می شود؟
ویروس کرونا نظم جهان را بههمریخته است. بههمریختهتر از چیزی که تصور میکنیم. خانهنشین کردن چند صد میلیون انسان در دنیا که 15 میلیون دانشآموز ایرانی را هم شامل میشود ازجمله زیانهای کرونا در ایران است.
مسئولان آموزشوپرورش کشور میگویند از اسفند 98 تا فرودین 99 آموزش محصلان تعطیل نشده است. یا بهتر است گفته شود آموزش برای حدود 9 میلیون دانشآموزی که به گوشی هوشمند،تبلت،کامپیوتر و اینترنت دسترسی دارند کموبیش برقرار بوده است. در خوشبینانهترین حالت دستکم 6 میلیون دانشآموز در سراسر ایران از اوایل اسفندماه تا پایان فرودین ماه صدای معلمانشان را نشنیدهاند؛چون نه گوشی هوشمند دارند و نه کامپیوتر. اگر یکی از اینها را هم داشته باشند از پس هزینه شارژ روزانه اینترنت برنمیآیند.

واقعیت این است که تا قبل از شیوع ویروس کرونا هم آموزش برای شمار قابلتوجهی از دانشآموزان ایران در شرایطی نابرابر بود؛منظور ما فقط دانشآموزان ناحیه یک تهران با کودکان جنوب کرمان یا دانشآموزان کپرنشین بلوچستان با دانشآموزانی که برای یک سال تحصیلی 100 میلیون تومان هزینه میکنند نیست. میتوان مدعی شد در کمتر نقطهای از ایران توازن آموزشی حتی در ناحیه یک و دو آموزشوپرورش هر شهر برقرار است. از تعداد دانشآموزان یک کلاس گرفته تا انتخاب معلمان خِبره برای مناطق و شهرهای حاشیهای و حتی توزیع اقلام آموزشی و بهسازی حیاط مدرسه و رنگآمیزی کلاسها و لوازم کمک آموزشی .
براساس اظهارات مهدی شرفی سرپرست مرکز برنامهریزی و فناوری اطلاعات وزارت آموزشوپرورش در گفت و گو با شبکه خبر تا اول اردیبشهت ماه حدود ۱۰ میلیون کاربر به شبکه آموزشی دانشآموزان «شاد» که اخیرا رونمایی شده پیوسته اند. از این تعداد 2 میلیون معلم هستند و 8 میلیون تَن هم دانش آموزان.یعنی تا اینجای کار 7 میلیون دانش آموز امکان دسترسی یا پیوستن به این اپلیکیشن که قرار است مدرسه مجازی دانش آموزان ایران باشد را نداشته اند.
سرپرست مرکز برنامهریزی و فناوری اطلاعات وزارت آموزشوپرورش 31 فرودین ماه در گفت وگو با تسنیم جملاتی بیان کرده بود که برای دانش آموزان و معلمان فعال در مناطق کم برخوردار بیشتر به دلخوشی شبیه است؛«از دانشآموزانی که ابزار لازم برای استفاده از شبکه شاد را ندارند حمایت خواهیم کرد و آنها "شناسایی و تجهیز" میشوند.» راهکار مد نظر این مدیر آموزش و پرورش در روزهای درگیری با ویروس کرونا چنین است؛راهبران آموزشی به درب خانه مراجعه و آموزشها را ارائه می دهند یا از طریق برنامههای تلویزیونی آموزشها را دریافت می کنند.
اینکه همچنان صدها دانشآموز در کَپر و ساختمانهای غیراستاندارد و خطرآفرین مشغول درس خواندن هستند، اینکه تعدادی از مدارس فضای آموزشی، ورزشی و بهداشتی لازم را ندارند، اینکه وجود آزمایشگاه و لوازم کمکآموزشی در بسیاری از مدارس دولتی در حد حرف و تبلیغات باقیمانده و هزینه آب و گاز و برق مدارس باید به روشهای مختلف و شرمندگی مدیران و کادر آموزشی مدارس از اولیای دانشآموزان گرفته شود و از همه عجیبتر وقتی این وزارتخانه سال تحصیلی جاری را در حالی آغاز کرد که کلاسهای درس با کمبود ۱۰۸ هزار معلم روبهرو بود و بهطور ماهیانه با اعتراض معلمان نسبت به مشکلات معیشتیشان روبهرو هستیم چگونه میتوان طی چند روز آینده چند میلیون و یا چند صد هزار گوشی،تبلت یا کامپیوتر برای دانشآموزان نیازمند تهیه کرد و یا در این فاصله اندک تا زمان امتحانات در سراسر ایران افرادی را به در خانه دانش آموزان فرستاد؟
کسانی که با مدیریت ایرانی آشنا هستند میدانند که از بیان جمله «در حال جمعآوری اطلاعات هستیم» تا عملیاتی شدن کار، راهی به بلندای تاریخ سهلانگاری و فراموشی وجود دارد.

روال مدیریتی در برخی ارگانها و سازمانهای بزرگ، منتقدان را نسبت به فرجام خوش این ماجرا امیدوار نمی کند. چون در تعدادی از سازمان های درگیر بروکراسی، فعالیتهای جدید بدون تشکیل چند «کارگروه» امکانپذیر نیست.ماجرا از آن پس جذاب تر هم می شود چون مگر اعضای کارگروه، ستادهای مجزا تشکیل نمیدهند؟ آیا مدیران گرانقدر این کمیتهها برای خالی نبودن عریضه از تشکیل کارگروه مردمی سخن نمیگویند؟ مگر میتوان بدون تشکیل کمیته روستایی و عشایری به نتیجه رسید؟تشکیل هر کدام از اینها چند روز و ماه طول می کشد؟
اصلا فرض محال که محال نیست، تصور میکنیم که آموزشوپرورش موفق شد 8 هفته بعد از تعطیلی مدارس برای چند میلیون دانشآموزی که در سکونتگاههای کم برخوردار زندگی میکنند لوازم کمکآموزشی هوشمند تهیه کند.
این قبیل دانشآموزان که در طول تحصیلشان گاه از داشتن یک تابلوی استاندارد در کلاس هم محروم بودهاند در روزهای اپیدمی شدن کرونا، طرز استفاده از گوشی هوشمند و تبلت را باید از چه کسی یاد بگیرند؟ ممکن است گفته شود قطعا تعداد این قبیل داشن آموزان کمتر از 6 میلیون نفر است. به جای 6 میلیون نفر می توان گفت چند صد هزار نفر. آیا به خاطر آنکه از جمع 15 میلیون دانش آموز مثلا 12 میلیون تَن به اینترنت و لوازم کمک آموزشی مجهز هستند باید حق آموزش رایگان برای 3 میلیون دانش آموز سراسر ایران را فراموش کرد؟ به نظر نمی رسد حتی با وجود کرونا اصل 30 قانون اساسی ايران فراموش شده باشد؛«دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را برای همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالی را تا سر حد خودكفائی كشور بهطور رايگان گسترش دهد.»
آیا تصمیم گیران آموزش آنلاین در زمانی کوتاه، مطلعاند که در خانه تعدادی از این دانشآموز حتی امکان دسترسی به شبکه آموزش تلویزیون هم وجود ندارد؟ چون برای دریافت شبکه آموزش باید در خانه این افراد، گیرنده دیجیتالی وجود داشته باشد اما خانوادههای این کودکان یا توان مالی آن را نداشتهاند یا ضرورتی برای داشتنش احساس نکردهاند.
هنوز علیرغم تبلیغات دائمی در تعدادی از روستاهای ایران امکان اتصال به اینترنت وجود ندارد. حتی اگر رویاپردازی کنیم و امکان دسترسی تمام دانشآموز به شبکه شاد فراهم شود آیا شرایط آنها با دانشآموزان مدارس غیرانتفاعی، هوشمند، نمونه دولتی، شاهد و ایثارگران و... که اتفاقا در تجربه ای هرچند دارای مشکلات اما مثبت بلافاصله بعد از تعطیلات روزهای اول اسفند از طریق شبکههای مختلف مجازی درسهای خود را با کمک معلمانشان پی گرفتند یکسان خواهد بود؟ آنهم در شرایطی که وزارت آموزش و پرورش مدت زمان آموزش آنلاین از طریق اپلیکیشن شاد به دانش آموزان را حدود 4 هفته اعلام کرده است.
نکته عجیب درباره برخی مدارس غیردولتی هم آن است که مدیران این مدارس علیرغم آموزش مجازی و روزانه معلمان با امکانات شخصی برای دانشآموزان،به بهانههای مختلف از پرداخت حقوق ماهیانه این معلمان خودداری کرده و تاکنون حاضر نشدهاند اسامی آنها را برای دریافت مقرری بیکاری تامین اجتماعی هم اعلام کنند. این در حالی است که این مدارس اگر تمام رقم شهریه دانشآموزان را اخذ نکرده باشند بخش زیادی از آن را هنگام ثبتنام دریافت کردهاند.موضوعی که از اواخر اسفندماه تا امروز در چند گفت وگوی سعید صالح مدیرکل مدارس و مراکز غیردولتی هم مورد تاکید قرار گرفته است.
طبق بررسیها در بعضی مناطق حاشیهنشین شهرهای بزرگ و روستاهای ایران، میزان دسترسی دانشآموزان یک کلاس 35 نفره به آموزش آنلاین حدود 10 نفر بوده آنهم نه بهصورت مستمر، بلکه وقتی چند روز یکبار برای خانواده امکان خرید بستههای اینترنتی وجود داشته باشد. به زبان ساده و بر اساس تجربیات گذشته، تجهیز دانشآموزان مناطق محروم به خدمات آموزشی آنلاین طی چند روز ممکن نیست. حتی اگر مشاهده کنیم که برخی از گروههای مردمنهاد وارد میدان شده باشند و با ایجاد پویش از مردم درخواست کنند گوشی یا تبلتهایی که مورد نیازشان نیست را برای کمک به این دانشآموزان اهدا کنند.

تا همین جای کار که طراحان اپلیکیشن شاد مدعی شدهاند استفاده از آن بدون استفاده از اینترنت ممکن است بعضی از معلمان و دانشآموزان میگویند بهجز بحث کُندی و باگهای مختلف اپلیکیشن، از حجم اینترنت آنها هم کم میشود. موضوعی که چند روز بعد رئیس مرکز برنامهریزی و فناوری اطلاعات آموزش و پرورش به توضیح درباره آن پرداخت و درباره مصرف اینترنت مورد نیاز برای اتصال به برنامه شاد گفت: با دستور ستاد ملی کرونا «قرار است» اینترنت مورد استفاده رایگان باشد که زیرساختهای این کار باید فراهم شود.
اینکه آموزشوپرورش اپلیکیشنی سراسری تحت عنوان «شاد» را به عنوان یک ابزار آموزشی رونمایی کرده است جای تقدیر دارد، اما وقتی برای تعدادی از دانشآموزان قابلاستفاده نیست نمی تواند معنای مشابه مدرسه را داشته باشد. آنها میتوانند با برطرف کردن ضعفهای این اپلیکیشن، استفاده رسمی آن را به بعد از بازگشایی مدارس در مهرماه آینده موکول کنند. و از خرداد تا مهر99 برای دانشآموزان محروم هم راهکاری برای اتصال به این شبکه بیابند.
آموزشوپرورش در آن صورت میتواند اعلام کند که «شاد» یک ابزار کمکآموزشی قوی در سراسر ایران بین معلمان و دانشآموزان است. و اگر مدارس ناچار شوند به دلیل حوادثی مانند سیل، زلزله، بارش برف و آلودگی هوا تعطیل بمانند، خانوادههای دانشآموزان نگران تعطیلات نمیشوند. اما تا آن موقع باید بنای آموزشوپرورش این باشد که بعد از صدور مجوز برگزاری امتحانات پایان سال از سوی ستاد ملی کرونا،سوالات امتحانات نهایی فقط از محتوای حدود 80 درصد از کتابهای تدریس شده تا پایان بهمن 98 طرح شود.در این صورت میتوان کمی امیدوار بود که درصدی از عدالت و اخلاق آموزشی رعایت شده است.
هم مدیران آموزشوپرورش و هم معلمان و اولیای واقعبین میدانند که در صورت اتخاذ چنین تصمیمی،نتایج غیرقابل جبرانی در یادگیری دانشآموزان رخ نخواهد داد. درنهایت با شروع سال تحصیلی میتوان معلمان و دانشآموزان را ملزم کرد که پایه تحصیلی جدید را با مرور و نگاهی به بخشهای جامانده کتابها به خاطر شیوع ویروس کرونا آغاز کنند. در این صورت زیان دانشآموزان مناطق کم برخورد از تعطیلی حدود 8هفتهای مدارس هم کمی جبران میشود.