کد خبر: ۵۶۹۰۳
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۱

نقش راهبردی حضرت آیت الله خامنه ای و شهید مصطفی چمران و عشایر قهرمان در آزاد سازی سوسنگرد در هشت سال دفاع مقدس بر کسی پوشیده نیست/حضور حضرت آیت الله خامنه ای و شهید مصطفی چمران و نمایندگان وقت حضرت امام خمینی(ره) در شورای عالی دفاع و فرماندهان سپاه و ارتش در ۲۵ آبان ۱۳۵۹ را از لوث وجود منحوس دشمن متجاوز پاک نمودند/صحنه ها و رشادت های درخشان وحماسی مردم ولایتمدار و عشایر در جبهه سوسنگرد منجر به اشتهار این منطقه بنام(کربلای سوسنگرد نام گذاری کرده اند)/ساعدی در گفتگویی اختصاصی بمناسبت سالگرد آزاد سازی پایتخت غیرت شجاعت جهان گفت:بمناسبت گرامیداشت ۲۶ آبان سالگرد آزاد سازی پایتخت غیرت، شجاعت جهان (سوسنگرد)و ۸ آذر سالروز آزاد سازی بستان با توجه به شیوع ویروس کرونا به صورت متفاوت ودر قالب کمک های مومنانه بین محرومین توزیع می شود/ساعدی عضو کمیسیون انرژی:وزارت نفت و شرکتهای نفتی مستقر در منطقه باید طبق ماده ۴۷جهت بکارگیری و جذب نیروهای بومی دستور و اقدام کنند هفته آینده در کمیسیون انرژی مجلس با وزیر نفت در این موضوع جلسه خواهیم داشت/فرزند کرخه و نماینده دشت آزادگان و هویزه مناسبت سالگرد آزاد سازی پایتخت غیرت شجاعت و جهان با یک خبر خوش آمد/خیز بلند و بی سابقه در ۴ ده ی اخیر/ساعدی نماینده دشت آزادگان و هویزه و عضو کمیسیون انرژی از احداث پالایشگاه پتروشیمی در دشت آزادگان خبر داد/احداث پالایشگاه پتروشیمی در ایستگاه آخر/بزدوی آغاز بهره‌برداری از این پروژه در دشت آزادگان

نقش راهبردی حضرت آیت الله خامنه ای و شهید مصطفی چمران و عشایر قهرمان در آزاد سازی سوسنگرد  در هشت سال دفاع مقدس بر کسی پوشیده نیست/حضور حضرت آیت الله خامنه ای و شهید  مصطفی چمران و نمایندگان وقت حضرت امام خمینی(ره) در شورای عالی دفاع و فرماندهان سپاه و ارتش در ۲۵ آبان ۱۳۵۹ را از لوث وجود منحوس دشمن متجاوز پاک نمودند/صحنه ها و رشادت های درخشان وحماسی  مردم ولایتمدار و عشایر در جبهه سوسنگرد منجر به اشتهار این منطقه بنام(کربلای سوسنگرد نام گذاری کرده اند)/ساعدی در گفتگویی اختصاصی بمناسبت سالگرد آزاد سازی پایتخت غیرت شجاعت جهان گفت:بمناسبت گرامیداشت  ۲۶ آبان سالگرد آزاد سازی  پایتخت غیرت، شجاعت جهان (سوسنگرد)و ۸ آذر سالروز آزاد سازی بستان با توجه به شیوع ویروس کرونا به صورت متفاوت  ودر قالب کمک های مومنانه بین محرومین توزیع می شود/ساعدی عضو کمیسیون انرژی:وزارت نفت و شرکتهای نفتی مستقر در منطقه باید طبق ماده ۴۷جهت بکارگیری و جذب نیروهای بومی دستور و اقدام کنند هفته آینده در کمیسیون انرژی مجلس با وزیر نفت در این  موضوع جلسه خواهیم داشت/فرزند کرخه و نماینده دشت آزادگان و هویزه  مناسبت سالگرد آزاد سازی پایتخت غیرت شجاعت و جهان با یک خبر خوش آمد/خیز بلند و بی سابقه در ۴ ده ی اخیر/ساعدی نماینده دشت آزادگان و هویزه و عضو کمیسیون انرژی از احداث پالایشگاه پتروشیمی در دشت آزادگان خبر داد/احداث پالایشگاه  پتروشیمی در ایستگاه آخر/بزدوی آغاز بهره‌برداری از این پروژه در دشت آزادگان نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی در نشست با جمعی از مسئولان نفتی در شهرستان دشت آزادگان، با اشاره به اشتغال جوانان دو شهرستان بیان کرد: اشتغال به عنوان مسئله سیاسی، اجتماعی و امنیتی دو شهرستان است و باید مورد توجه همگان قرار گیرد.

به گزارش آرانیوز، دکتر قاسم ساعدی نماینده مردم دشت آزادگان و هویزه در مجلس شورای اسلامی، در این جلسه که با حضور سایر مسئولین شهرستان برگزار گردید، ضمن تبریک فرار سیدن ۲۶ آبان سالروز شکست حصر سوسنگرد، بیان کرد: مهمترین معظل دو شهرستان بیکاری است.

وی با اشاره به مشکلات اجتماعی شهرستان های دشت آزادگان و هویزه، عنوان کرد: ظرفیت و پتانسیل های خوبی در تمام زمینه در شهرستان های دشت آزادگان و هویزه وجود دارد و شرکت های نفتی باید طبق ماده ۴۷ در جهت بکار گیری و جذب نیروهای بومی اقدام لازم را بعمل آوردند.

عضو کمیسیون انرژی مجلس، اظهار داشت: مطالبه گری مسئولین و مردم دو شهرستان بویژه جوانان در چهارچوب قانون است، و شرکت های نفتی ملزم به اجرای قانون هستند.

ساعدی به پیگیری های انجام شده در وزارت نفت در راستای اشتغال و مسئولیت های اجتماعی اشاره کرد وگفت: شرکت های نفتی باید در راستای مسئولیت های اجتماعی به شهرداری های دو شهرستان و مناطق محروم روستایی در تمام زمینه ها نگاه ویژه ای داشته باشند.

وی در ادامه، ۲۶ آبان سالروز آزاد سازی سوسنگرد را روز ملی دانست و افزود: شهر سوسنگرد شهر مقاومت و ایستادگی است که بخش عمده ای از شهداء و جانبازان در این محور به شهادت نائل شده یا جانباز شدند.

نماینده دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی، بیان کرد: با توجه به شیوع ویروس کرونا و ممنوعیت برگزاری هر نوع تجمع، دو مناسبت گرامیداشت ۲۶ آبان سالروز آزادسازی سوسنگرد و هشت آذر سالروز آزادسازی بستان به صورت متفاوت و در قالب کمک های مومنانه، ساخت خانه برای خانواده های محروم و ...انجام میشود، که می طلبد شرکت های نفتی در این راستا گام اساسی بردارند.

ساعدی در پایان، با اشاره به محرومیت های موجود در دو شهرستان، عنوان کرد: مسئولین شرکت های نفتی در جهت اشتغال جوانان، مسئولیت های اجتماعی و رفع محرومیت تعامل سازنده ای با مسئولین شهرستان بویژه کارگروه اشتغال شهرستان های دشت آزادگان و هویزه داشته باشند.

قاسم ساعدی با اشاره به برگزاری جلسات متعدد در جهت بررسی احداث پالایشگاه پتروشیمی در دشت آزادگان با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و رفع موانع آن، اظهار داشت: پیگیری‌های بسیاری در این زمینه انجام شده و امیدواریم با طی شدن مراحل اداری، عملیات احداث آن به‌زودی آغاز شود.

ساعدی با تاکید بر رفع موانع موجود در مسیر سرمایه‌گذار، افزود: شهرستان دشت آزادگان با توجه به مرزی بودن از ظرفیت‌ها، شرایط و قابلیت‌های بالقوه‌ای برخوردار است.

عضو کمیسیون انرژی مجلس خطاب به سرمایه‌گذار و سایر سرمایه‌گذارانی که تمایل به مشارکت در حوزه‌های مختلف شهرستان دارند، گفت: هرگونه تعامل، همکاری و پیگیری که نیاز باشد به جهت تسریع در همه امور سرمایه‌گذاری در شهرستان‌های حوزه انتخابیه در کمترین زمان ممکن انجام خواهد شد.

نماینده مردم شهرستان‌های دشت آزادگان و هویزه در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه همه زیرساخت‌های مورد نیاز برای اجرای این طرح در منطقه از جمله جاده‌ها و ...آماده است، ادامه داد: با اجرای این پروژه تحول عظیمی در امر سرمایه‌گذاری و اشتغال منطقه صورت خواهد گرفت و باید از این فرصت و ظرفیت برای ایجاد اشتغال برای اهالی شهرستان و به‌ویژه جوانان استفاده کنیم.

این مقام مسئول با تاکید بر همکاری ویژه همه ارگان‌های مربوطه برای احداث پالایشگاه پتروشیمی و با توجه به نیاز شهرستان، بیان کرد: زیرساخت‌های موجود در شهرستان و همچنین امنیت جهت سرمایه‌گذاری فراهم است و امیدواریم هرچه زودتر شاهد آغاز این پروژه و بهره‌برداری از آن باشیم.

در محور مياني، بخشي از نيروهاي رژيم بعثي عراق از چزابه، در شمال هورالهويزه، وارد خاك ايران شدند تا با گذشتن از بستان، سوسنگرد و حميديه به اهواز برسند و بخش ديگري هم از طلائيه، در جنوب هورالهويزه، وارد خاك ايران شدند تا با گرفتن كوشك، جُفير و پادگان حميد به اهواز برسند.

براي ايستادن در مقابل عراقي‌ها در اين محور، مسير چزابه تا اهواز، كه ابتدايش شامل تنگه چزابه با داشتن يك كيلومتر عرض و ادامه‌اش روستاهاي پراكنده اطراف مي‌شد، مسير مناسب‌تري بود و بهتر مي‌شد در آن به عراقي‌ها شبيخون زد. در اين مسير، بعد از چَزابه، تپه‌هاي الله‌اكبر در شمال سوسنگرد نيز موقعيت خوبي براي ضربه‌ زدن به نيروهاي مهاجم داشتند. اما در آن زمان با توجه به وقايع روزهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و آشفتگي و ناهماهنگي ايجاد شده بين بخش‌هاي مختلف كشور بخصوص ارتش، آمادگي لازم براي مقابله با تهاجم دشمن در ايران وجود نداشت. تيپ 3 زرهي لشكر 92 اهواز هم كه مأمور دفاع از مرزهاي غرب اهواز بود و با استقرار پادگانش در 10 كيلومتري شمال حميديه، فرماندهانش طراحي دفاعي (طرح ابوذر) را جهت مقابله با دشمن در تپه‌هاي الله‌اكبر تهيه كرده بودند، به دليل اصرار و شايد بتوان گفت دخالت نيروهاي سپاه و ژاندارمري در امور آن، مجبور شد از تپه‌هاي الله‌اكبر جلوتر برود و نيروهايش در مرز پراكنده شدند كه موقعيت آنان آسيب‌پذير شد.1

نيروهاي عراقي در 4 مهر از شهر بستان گذشتند و در 6 مهر به دروازه‌هاي سوسنگرد رسيدند. در آنجا عراقي‌ها، شهر سوسنگرد را با خمپاره گلوله‌باران كردند و مردم را به خاك و خون كشيدند و در بعدازظهر 6 مهر وارد سوسنگرد شدند. عده‌اي از مردم به‌دفاع از شهر پرداختند، ولي تعداد عراقي‌ها بسيار زياد بود و شهر تبديل به ويرانه شد. سپس عراقي‌ها براي سوسنگرد شهردار انتخاب كردند و اداره شهر را به مزدوران‌شان سپردند و به سمت حميديه عقب نشستند. نقش جنگنده‌هاي نيروي هوايي ارتش و بالگردهاي هوانيروز كه به‌فاصله يك روز پس از شروع جنگ، به مقابله با دشمن متجاوز شتافتند، در اين عقب‌نشيني بسيار مؤثر بود.

در روز يكم مهرماه جنگنده‌هاي نيروي هوايي ارتش بسيار از مراكز حساس عراق را بمباران كردند و در روزهاي بعد، با اينكه جنگ هواپيما با تانك معقول نيست، جنگنده‌هاي ايراني، به ناچار، به شكار تانك‌هاي در حال پيش روي عراق مي‌رفتند. بالگردهاي هوانيروز نيز پل‌هايي را كه عراقي‌ها بر روي رودخانه‌هاي مسيرشان نصب كرده بودند، خراب مي‌كردن. به‌گونه‌اي كه در روز ششم جنگ، با شكست در استراتژي جنگي‌اش كه تصرف حداقل استان خوزستان بود، قطعنامه سازمان ملل را پذيرفت و پيشنهاد آتش‌بس داد.

اما به دليل حضور نيروهاي عراقي در بخش‌هاي مختلف كشورمان، حضرت امام خميني (ره) فرمودند: «صدام حسين دستش را دراز كرده، براي اين كه با ما مصالحه كند، ما با او مصالحه نداريم، تكليف ما اين است كه از اسلام صيانت كنيم و حفظ كنيم اسلام را، كشته شويم تكليف را عمل كرده‌ايم، ‌بكشيم هم تكليلف را عمل كرده‌ايم.»2 دولت هم رسماً پاسخ داد: «تا هنگامي كه يك سرباز عراقي در قلمرو سرزمين ايران باشد، ايران حاضر به مذاكره نخواهد شد. تنها شرط قبول آتش‌بس از نظر ايران، اين است كه دولت عراق نيروهاي خود را از خاك كشور بيرون ببرد.»3

به هر حال همان‌طور‌كه اشاره شد، نيروهاي عراقي با تحمل شكست اوليه از دليرمردان ايراني در سوسنگرد، به سمت مرزهاي خود عقب‌نشستند و به حميديه رسيدند و در روزهاي بعد، با تعقيب بالگردهاي هوانيروز، حتي از بستان هم عقب‌تر رفتند و به‌مرز خود رسيدند.

اما پس از پذيرفته‌نشدن پيشنهاد آتش‌بس صدام از طرف ايران، در 19 مهر 1359، دوره جديدي از حمله‌هاي دشمن بعثي به خاك كشورمان و با شدت بيشتري آغاز شد. در جبهه جنوبي خوزستان، نيروهاي عراقي از كارون (در شمال خرمشهر) گذشتند تا از شمال وارد آبادان شوند.4

مردم آبادان كه بسياري از آنها در خرمشهر بودند، خط دفاعي جديدي در جنوب بهمن‌شير تشكيل دادند.5 اما در همين حين، بخشي از نيروهاي عراقي كه از «چزابه» وارد خاك ايران شده بودند، دوباره به سمت «بستان» پيش رفتند و در 22 مهر، آنجا را اشغال كردند.6

«بني‌صدر» توان ارتش را در دزفول متمركز كرده بود و بخشي از نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران كه در جبهه اهواز- سوسنگرد حضور داشتند، تا 27 مهر تپه‌هاي الله‌اكبر در شمال سوسنگرد را در اختيار داشتند و با كمك توپخانه، هوانيروز و نيروي هوايي ارتش، تا مدتي اجازه پيشروي بيشتر را به نيروهاي عراقي ندادند.7

در روز 24 مهر، نيروهاي عراقي بسياري از مدافعان خرمشهر را به شهادت رساندند و نيمي از شهر را به تصرف خود درآوردند. سپس به حمله‌هاي خود ادامه دادند، تا اينكه در 4 آبان، خرمشهر سقوط كرد و به تصرف كامل نيروهاي عراقي درآمد. سپس هنوز رزمندگان ايران در غم از دست دادن خرمشهر بودند كه عراقي‌ها در 8 آبان، جايي دور از نظر، در شمال آبادان بر روي «بهمن‌شير» پل زدند و وارد آبادان شدند.8 اما در اين منطقه،‌ با خبررساني به‌موقع فردي به نام «درياقلي»، نيروهاي ارتش، سپاه و مردمي، به مقابله با نيروهاي عراقي شتافتند و با حمله شجاعانه آنها، عراقي‌ها مجبور به فرار شدند و تعداد زيادي از آنها در موقع فرار، اسير و تعدادي هم در «بهمن‌شير» غرق شدند.9 در 14 آبان، حضرت امام خميني (ره) طي پيامي، فرمودند: «من منتظرم اين حضر آبادان از بين برود. بايد اين حصر شكسته بشود. حال تهاجمي بگيريد.»10



از 8 تا 15 آبان، نيروهاي عراقي چندبار ديگر هم تلاش كردند تا از بهمن‌شير بگذرند. اما هربار با مقاومت دليرمردان ارتش، سپاه و ساير نيروهاي ايراني مواجه شدند و درواقع شكست خوردند. حضرت آيت‌الله‌خامنه‌اي مدظله‌العالي مي‌گويند: «آن شكست براي دشمن به‌قدري تلخ و گزنده بود كه من خاطره شادي‌هاي آن روز برادرانمان را فراموش نمي‌كنم، آن روز تعداد بسياري از دشمن متجاوز را كه به سمت آبادان مي‌آمدند، در رودخانه ريختند و غرق كردند.»11

رژيم بعثي عراق پس از اينكه از تصرف آبادان نااميد شد، تصميم گرفت «سوسنگرد» را به اشغال خود درآورد تا هم وضع دفاعي‌اش را سامان دهد و هم از فضاي رواني شكست آبادان، دور شود. بنابراين از 15 آبان، اشغال سوسنگرد، هدف اصلي عراقي‌ها شد و در 16 آبان روزنامه‌هاي ايران، تيتر درشت زدند كه «عراق با شكست در آبادان، جنگ را به سوسنگرد كشاند.»12



**اشغال سوسنگرد

سوسنگرد، يكي از شهرهاي استان خوزستان است و اين استان از نظر طبيعي، دشت باز است كه با اندك باراني، در آن سيل جاري شده و زمينش غيرقابل عبور مي‌شود. عراقي‌ها از همان روزهاي اول حملات‌شان به خاك ايران، دو هدف عمده را پيگيري مي‌كردند: 1- بستن راه‌هاي مواصلاتي نيروهاي ايراني و تسلط بر آنها 2- دست يافتن به نقاط مرتفع، قبل از رسيدن فصل باران، با توجه به اينكه از زمان حملات‌شان به بعد نيز روزها به سمت فصل زمستان پيش مي‌رفتند. اتفاقاً محور حميديه- سوسنگرد- بستان كه يكي از محورهاي اصلي حملات عراقي به ايران بود، از همين دو ويژگي برخوردار بود. به‌همين‌دليل عراق تصميم گرفت سوسنگرد را اشغال كند تا از آنجا بتواند هم «حميديه» را به تصرف خود درآورد و هم به اهداف مورد نظر خود كه تصرف استان خوزستان بود، دست يابد.

نيروهاي عراقي از دو مسير به سمت سوسنگرد پيش‌روي مي‌كردند: 1- از جاده حميديه- سوسنگرد 2- از مسير بستان- سوسنگرد. مسير بستان نيز دو شاخه مي‌شد، يكي از جنوب رود كرخه، از مسير جاده و ديگري از شمال كرخه و به سمت تپه‌هاي الله‌اكبر.13 در اين زمان جنگنده‌هاي نيروهاي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، هم مراكز حساس كشور عراق را بمباران مي‌كردند و هم به مدافعان شهرهاي مرزي، به‌خصوص سوسنگرد كمك مي‌كردند. جنگنده‌هاي ارتش 17 آبان در دهلاويه، به نيروهاي عراقي حمله كرده و تعداد زيادي از آنها و تجهيزات‌شان را نابود كردند. چنين حملاتي براي عراقي‌ها بسيار گران تمام شد و سرانجام عراقي‌ها توانستند دو فروند از آن جنگنده‌ها را بزنند.14 در همان روز، تيپ 2 زرهي لشكر 92 نيز از جبهه دزفول به جبهه اهواز منتقل و نيروهاي ارتش در منطقه تقويت شدند15.

در روزهاي 20 و 21 آبان، خمپاره‌ها و جنگنده‌هاي دشمن بعثي، به‌شدت جبهه سوسنگرد را بمباران كردند و جنگنده‌هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران نيز حمله‌هاي متقابلي را انجام دادند. در 22 آبان، خمپاره‌ها و توپ‌هاي عراقي، وجب به وجب شهر سوسنگرد و دشت‌هاي اطراف آن را گلوله‌باران كردند و در ساعت 21:30، نيروهاي زرهي عراق،‌ پيش‌روي به سمت‌ سوسنگرد را آغاز كردند.

سپس در صبح روز 23 آبان نيز عراقي‌ها ابتدا با توپخانه و هواپيما، سوسنگرد و روستاهاي اطرافش را كوبيدند و بعد نيروي زميني‌ آنها، از جاده اهواز- سوسنگرد، حمله شديدي را آغاز كرده و خيلي زود توانست، با شكستن مقاومت مدافعان، ابوحيظه را كه روستايي در پنج كيلومتري سوسنگرد بود، تصرف كنند.

درشهر سوسنگرد، گروهي از افراد نيروي هوايي ارتش، به‌همراه گروهي از نيروهاي مردمي تبريز، گروهي اصفهاني و تعدادي از نيروهاي سپاه سوسنگرد و ستاد جنگ‌هاي نامنظم16 حضور داشتند. همه آنان مي‌دانستند كه چه سرنوشتي در انتظارشان است. فرمانده يكي از گروه‌هاي مدافع حاضر در آنجا مي‌گويد: «شب با برادران صحبت كرده و گفتم بياييد بهشت را براي خود بخريم. همه با تكبير با خداي خود عهد بستيم كه تا آخرين قطره خون، درمقابل توپ، تانك، مسلسل كاليبر 75، بالگرد، ميگ و نيروهاي گارد مخصوص رژيم بعث ايستادگي كنيم.»17

در غروب روز 24 آبان، عراقي‌ها آماده مي‌شدند تا روز بعد، سوسنگرد را اشغال كنند و نامش را «الخفاجيه» بگذارند. خلبان «خسرو غفاري» مي‌گويد: «بعد از ظهر 24 آبان، جناب سرهنگ «امير جلالي»، جانشين فرمانده وقت پايگاه چهارم شكاري دزفول احضارم كرد و گفت كه امشب به احتمال زياد سوسنگرد سقوط مي‌كند. خبر رسيده كه امشب يك لشكر دشمن براي تصرف اين شهر حمله خواهد كرد. مأموريت تو، بمباران محل استقرار اين لشكر است. با گرفتن دستور پروازي از جناب سرهنگ جلالي، به‌صورت تك‌پروازي بلند شده و به‌سمت مواضع مورد نظر حركت كرديم ... خورشيد داشت كم‌كم غروب مي‌كرد كه من بالاي سر نفرات عراقي رسيدم. با نزديك شدن غروب خورشيد، آنها دور هم جمع شده و بسيار متمركز، آماده حمله شبانه بودند. به‌همين علت هدف بسيار خوبي براي بمباران به‌شمار مي‌آمدند. جالب‌تر اينكه آنها با تاريكي نسبي هوا، اصلاً انتظار حمله هواپيماهاي ما را نداشتند. با رها كردن بمب‌هايم روي آنها، كاملاً متوجه تلفات سنيگيني كه به لشكر دشمن وارد مي‌گرديد، شدم ...» 18



خبر پيروزي‌هاي ايران در سوسنگرد، مهم‌ترين خبر روزنامه‌هاي جهاني در فرداي آن روزشده «ديلي تلگراف» نوشت: ارتش ايران و پاسداران خميني، مقاومت بيش از انتظاري نشان داده‌‌اند و توپخانه‌ آنها، با وجود آنكه عمدتاً بي‌دقت عمل مي‌كرد، آتشش آزار دهنده بود ...» 19



در روز 25 آبان، اوضاع سوسنگرد بحراني شد. تانك‌ها و كماندوهاي عراقي از چهار طرف وارد شهر شده و حلقه محاصره مدافعان را تنگ‌تر كردند. نيروهاي عراقي آن روز بسياري از نقاط شهر را به ويرانه تبديل كردند و تعداد زيادي از مدافعان اندك شهر را به ‌شهادت رساندند.

سپس به‌هنگام غروب، از شهر عقب‌نشيني كردند تا در طول شب به‌وسيله تانك‌ها و توپخانه خود، آن‌قدر به شهر شليك كنند كه در شهر هيچ جنبنده‌اي باقي نماند و روز بعد، فاتحانه وارد سوسنگرد شوند. اما در اهواز، فرماندهان و نيروها اعم از ارتش، سپاه و نيروهاي مردمي، در حال طرح‌ريزي و اجراي يك عمليات در فرداي آن روز براي آزادسازي سوسنگرد بودند و در بعد از ظهر روز 25/8/1359 جلسه‌اي در ستاد عملياتي لشكر 92 اهواز با حضور نماينده امام در شوراي عالي دفاع (حضرت امام خامنه‌اي مدظله العالي)، رئيس ستاد مشترك ارتش (شهيد سرلشكر فلاحي)، فرمانده نيروي زميني ارتش (مرحوم سرلشكر ظهيرنژاد)، استاندار وقت خوزستان (مهندس محمد غرضي) و فرمانده لشكر 92 (شهيد سرتيپ غلامرضا قاسمي) تشكيل شد.

نتيجه جلسه اين بود كه گروه رزمي 148 از لشكر مشهد و يك گروهان از تيپ3 لشكر92 به عنوان احتياط در محور حميديه ـ سوسنگرد مستقر و سپس تيپ2 دزفول از خط عبور كند و سوسنگرد را از محاصره و اشغال دشمن برهاند؛ تهيه و نوشتن طرح عملياتي نيز به عهده سرهنگ غلامرضا قاسمي‌ گذاشته شد. جلسه‌اي كه متشكل از فرماندهان ارتش، سپاه و ستاد جنگ‌هاي نامنظم، با حضور حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مدظله‌العالي و استاندار خوزستان تشكيل شد، آخرين بررسي‌ها انجام و طرح‌ نهايي تصويب شد.

عمده طرح به‌عملكرد تيپ 2 لشكر 92 زرهي بستگي داشت، به‌ شرط آن كه سپاه با دو گروهان 120 نفره و سلاح ضد تانك، نيروي پياده تيپ باشد و جناح چپ و عقب نيروهاي ارتش را هم نيروهاي ستاد نامنظم «دكتر چمران» حفظ كنند. زمان شروع حركت هم 5 صبح روز بعد تعيين شد20.

اما در همان زمان تيپ 2 در حال تدارك براي مقابله با عراقي ها در منطقه ماهشهر بود و بني‌‌صدر با اين نظركه تيپ با رفتن به سوسنگرد ممكن است آسيب ببيند و نتواند در ماهشهر به‌درستي عمليات انجام دهد؛ اجازه حضور آن تيپ در سوسنگرد را نمي‌داد. مقام معظم رهبري و شهيد چمران نظرشان اين بود كه اين تيپ قبل از عزيمت به ماهشهر، براي شكستن محاصره سوسنگرد وارد عمل شود و سپس به ماهشهر برود.

باتوجه به اين اوضاع، مقام معظم رهبري به دليل اهميت موضوع با حضرت امام خميني(ره) مساله را مطرح كردندكه ايشان نيز فرمودند: تيپ زرهي همين امشب به سوسنگرد برود و براي آزادي سوسنگرد عمليات كند و بعد به ماهشهر برود. در پي اين فرمان حضرت امام خميني (ره) ، همان شب به رغم دستور بني صدر و براساس نامه مقام معظم رهبري، تيپ2 لشكر92 زرهي به فرماندهي «سرهنگ شهبازي» به طرف سوسنگرد آمد و سحرگاهان در «ابوحميزه» مستقر شد.

در ابوحميزه، شهيد سرلشكر فلاحي، شهيد چمران و مهندس غرضي استاندار وقت خوزستان درخصوص نحوه عمليات نيروها و چگونگي حركت يكان‌ها به سمت سوسنگرد با همديگر تصميم گيري كرده و در روز 26 آبان نيروهاي ايران عمليات‌شان را از بيرون شهر سوسنگرد، رأس ساعت 6:30 آغاز كردند.

نيروهاي سپاه و ستاد جنگ‌هاي نامنظم، با نيروهاي لشكر 92 زرهي ادغام شده بودند و گروه گروه به سمت سوسنگرد پيش مي‌رفتند. امير سرتيپ امرالله شهبازي، فرمانده تيپ 2 دزفول مي‌گويد: «صبح 26 آبان، با سه گردان سازماني و كمك گردان 148 پياده مشهد، به سوسنگرد حمله كرديم. نيروهاي عراقي، چند پاتك سنگين انجام دادند كه با دلاوري گردان‌هاي تانك ما،‌شكست خوردند.21» ارتشي‌ها با حضور تيمسار فلاحي در جمع‌شان، روحيه بيشتري گرفته بودند. امير سرتيپ محمدجعفر لهراسبي مي‌گويد: «وقتي تيمسار فلاحي با تبسم به من مي‌گفت پهلوان چرا معطلي؟ روحيه‌ام چندبرابر شد.»22

سرلشكر ولي‌الله فلاحي فرمانده وقت نيروي زميني ارتش، در منطقه بود تا طبق دستور حضرت امام خميني (ره)، نيروهاي ارتش را هماهنگ كند. ارتش ايران و عراق رودرروي هم ايستاده بودند و تيراندازي مي‌كردند. نيروهاي مردمي هم پرشتاب‌تر، جلوتر از نيروهاي ارتش حركت مي‌كردند. بيشتر نيروها از جنوب كرخه و سمت ابوحميظه به سوسنگرد حمله مي‌كردند و بخشي از نيروهاي ارتش هم از «سبحانيه» در شمال كرخه به سمت سوسنگرد مي‌رفتند. نيروهاي محلي و بسيج عشاير هم از كناره جنوبي كرخه، كه كانال كم‌عمقي داشت، به سمت سوسنگرد رفتند. اين گروه، زمين منطقه را خوب مي‌شناختند و با رعايت اصل غافلگيري، اولين گروه‌هايي بودند كه به سوسنگرد رسيدند و بر سر عراقي‌ها آوار شدند. در محوري كه دكتر چمران و نيروهايش مي‌جنگيدند، كار گره خورد و آنها محاصره شدند و در همان منطقه، دكتر چمران از ناحيه پا جراحت شديد ديد و به بيمارستان اهواز منتقل شد.

هوانيروز و توپخانه ارتش و نيروهاي سپاه پاسداران،‌تعدادي از تانك‌هاي عراقي را در محور «كرخه كور» منهدم كردند و دود و آتش آسمان را فراگرفت. سپس باقيمانده تانك‌هاي عراقي يكي از ديگري منهدم شدند و سرانجام سوسنگرد با شهادت تعداد زيادي از رزمندگان دلير كشورمان در روز پنجاه و هفتم جنگ آزاد شد. همچنين نيروهاي ويژه ارتش در تيپ نوهد، كه افرادي قوي و چابك بودند، در آزادسازي سوسنگرد، حماسه آفريدند. مهندس مهدي چمران كه در آن زمان «دبير شوراي عالي دفاع» بوده و خودش هم در منطقه عملياتي سوسنگرد حضور يافته، در گفت و گو با پايگاه اطلاع رساني ارتش جمهوري اسلامي ايران مي گويد:

«بچه هاي ارتش در عمليات آزادسازي سوسنگرد كار بزرگي انجام دادند. ارتشي كه آن زمان هنوز به انسجام لازم نرسيده بود، فرماندهانش عوض شده بودند و شرايط ناهنجاري از جمله جابه‌جايي هاي غيراصولي كاركنان و كاهش زمان خدمت سربازي به‌وجود آمده بود. در اين شرايط جمع‌كردن ارتش و هدايت نيروها با زماني كه ارتش منسجم، منظم و آماده است فرق مي‌كرد. بنابراين وقتي تيپ2 زرهي به سوسنگرد آمد و قصد حمله داشت؛ حداقل 3 تيپ زرهي دشمن با تمامي تجهيزات و مهمات كامل در برابرش قرار داشت؛ در حالي كه ما نه مهمات و نه تجهيزات و ادوات كافي داشتيم».

تيپ زرهي لشكر 92 نه جايي به عنوان قرارگاه داشت و نه زمان كافي براي تحرك يكاني، چرا كه نيمه شب به او ابلاغ كرده بودند به سمت سوسنگرد حركت كند. زماني كه من به همراه «امير سرلشكر سليمي» جهت بازديد از اين تيپ در سوسنگرد حضور يافتم، «سرهنگ شهبازي»، فرمانده تيپ زير يك پل كوتاه به ارتفاع 60 تا 70 سانتيمتر به عنوان قرارگاه مستقر بود. اينكه قرارگاهي داشته باشد، بي سيم چي، اتاقي، نفربر زرهي،... اين چيزها نبود.

در چنين شرايطي عزيزان ارتشي به مقابله با دشمن رفتند و آنهايي كه اين گونه جنگيدند، بايد الحق و الانصاف گفت كه شاهكار و حماسه آفريدند. آنها كار بزرگ و ارزنده اي انجام دادند كه موجب خشنودي حضرت امام خميني(ره) شده و مورد تشويق مقام معظم رهبري قرار گرفتند و نشان دادند كه به حقيقت، ارتش اسلام هستند.

سروان معصومي نخستين كسي بود كه وارد شهر سوسنگرد شد و در هنگام ورود به شهر بر اثر اصابت گلوله مستقيم دشمن به فيض شهادت نائل آمد كه هم اكنون پيكر پاكش در امامزاده علي اكبر (ع) چيذر مدفون شده است.23 مجله «تايمز» درباره شكست عراق در سوسنگرد چنين نوشت: «اكثر كارشناسان، حمله عراق به سوسنگرد را چنين توجيه مي‌كنند كه صدام قصد داشت در شب افتتاح كنفرانس عالي سران عرب،‌كه اين هفته در امان تشكيل شد، يك پيروزي چشم‌گير به دست آورد، ولي ناتواني عراقي‌ها در اشغال سوسنگرد و عقب‌نشيني سربازان عراقي از اين شهر، رئيس‌جمهور عراق را از نيل به اهداف خود دور ساخت».24



** تحليلي بر آنچه گذشت

سوسنگرد با همت و همدلي همه نيروهاي دلير ايراني آزاد شد. دكتر چمران در اين زمينه مي‌گويد: «اين پيروزي بزرگ، نتيجه قطعي همكاري و هماهنگي نزديك بين نيروهاي ارتش و نيروهاي مردمي (سپاه و چريك) بود. هيچ‌يك به‌تنهايي قادر نبود چنين موفقيتي را تأمين كند. ارتش بدون نيروهاي مردمي، آن قدرت و جسارت حمله را نداشت؛ به‌خصوص آنكه نيروهايش كمتر از دشمن بود.

نيروهاي مردمي هم بدون پشتيباني ارتش و وجود توپخانه و هيبت تانك‌هاي ارتش در پشت، هيچ‌كاري نمي‌توانستند انجام بدهند و بي‌نتيجه متلاشي مي‌شدند. اين وحدت بين ارتش و مردم، كارآيي هريك را چندين برابر مي‌كرد و تجربه‌اي جديد را در جنگ‌هاي كلاسيك و چريكي، به‌دنيا ارائه مي‌كرد.24»

همدلي ايجادشده در بين نيروهاي ايران نيز ناشي از حضور حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مدظله‌العالي كه در آن زمان نماينده امام در شوراي عالي دفاع بودند و همچنين حضور دليرمرداني مانند دكتر چمران و امير سرلشكر فلاحي بود كه در خط مقدم جنگ به‌هدايت و فرماندهي نيروها مي‌پرداختند. حضرت آيت‌الله‌ خامنه‌اي مدظله‌العالي از روز پنجم جنگ در جبهه حضوري مستمر داشته و در سوسنگرد، در كنار فرماندهان عملياتي بودند، ايشان از نزديك اوضاع را زير نظر داشتند و اطلاعات را همان محل دريافت و مورد ارزيابي قرار مي‌دادند. ايشان با برآورد دقيق از جبهه دشمن و نقشه ارتش بعثي براي تصرف اهواز و مناسب دانستن فرصت تهاجم به‌متجاوزان و عقب‌راندن آنان از شهر سوسنگرد، با مشاهده كوتاهي و حمايت نكردن «بني‌صدر» از عمليات طراحي شده، با گزارش وضعيت شهر و جبهه سوسنگرد در شبانگاه 25 آبان 1359 به محضر حضرت امام خميني (ره)، دستور آن بزرگوار مبني بر اينكه «بايستي تا فردا سوسنگرد آزاد شود» را دريافت و با تلاش شهيد چمران، شهيد فلاحي و حضور بي‌دريغ رزمندگان ارتشي، سپاهي و مردمي، در فرداي آن روز، يعني 26 آبان، سوسنگرد آزاد شد.

از طرفي بايد توجه داشت كه در مقابل نيروهاي همدل و با همت ايراني، ارتشي مجهز كه روز‌به‌روز بر تجهيزاتش مي‌افزودند و با تجربه‌ترين كارشناسان نظامي دنيا، به آن مشاوره مي‌دادند، قرار داشت. در يكي از گزارش‌هاي وزارت دفاع بغداد به دفتر رياست جمهوري (صدام) كه اصل آن اكنون در بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس ايران موجود است،25 چگونگي همكاري مشتاقانه كارشناسان فرانسوي و آمريكايي با عراقي‌ها، جهت شكست رزمندگان ايراني آمده است. آنها پس از ساعت‌ها بررسي، نظر كارشناسي ارائه مي‌كنند كه عراق چگونه سوسنگرد و آبادان را بگيرد و بر مشكل آب‌هاي رها شده در دشت‌هاي جبهه اهواز و سوسنگرد غلبه كند.

گزارش خطا
نظرشما
captcha