کد خبر: ۷۰۴۷۱
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۴۰۰ - ۱۰:۵۴

مهر گزارش می‌دهد؛ تخلفات و ناکارآمدی آشکار آموزش و پرورش در طراحی سوالات آزمون‌های سمپاد و المپیادها

مهر گزارش می‌دهد؛
تخلفات و ناکارآمدی آشکار آموزش و پرورش در طراحی سوالات آزمون‌های سمپاد و المپیادها در حالی که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به سوالات خارج از کتاب درسی در کنکور اعتراض می‌کند، در سال‌های اخیر شاهد انبوهی از سوالات کپی و غلط در طراحی آزمون‌های سمپاد و المپیادها هستیم.

به گزارش آرانیوز، آموزش بدون شک نیازمند سیاست واحد حاکمیتی است. از هر سنی که کودک تحت تعلیم قرار می‌گیرد تا هر زمان که از ساختار آموزشی خارج می‌شود باید درک کند که تحت آموزش جزایری جدا از هم قرار نگرفته و یک روح بر آن حاکم است. تنوع سیستم‌های آموزشی و روش‌های آموزشی استاندارد (جهت گیری های خُرد آموزشی) امری بدیهی است اما موضوع اصلی روح حاکم بر مصوبات و سندهای یک نظام آموزشی است. به طور مثال آیا در یک نگاه حاکمیتی پرورش نخبگان و استعدادهای درخشان دارای جایگاه است؟ اگر چنین است باید این نگاه را در همه ارکان آموزشی کشور ببینیم. متأسفانه به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر تصمیم‌هایی پراکنده و گاه سلیقه‌ای، مدیریت‌های ناکارآمد ضربه‌هایی به این یکپارچگی وارد کرده است.

حالا چند سالی است به جای پرداختن به اصل کیفیت بخشی آموزش‌ها و طراحی مصوبه برای این موضوع چه در آموزش و پرورش چه در آموزش عالی، همه فکر و ذکر حول و حوش حاشیه‌هایی که منفعت‌هایی در پیرامون آن می‌تواند ایجاد شود، می‌گردد.

در این میان تناقض‌هایی نیز آشکار می‌شود که عدم پرداختن به آنها ظلم بزرگی در حق ذی نفعان امر آموزش در کشور است. یک نمونه بسیار کوچک آن را می‌توان در صحبت‌های رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی دید که بعد از کنکور درباره چرایی سوال‌های کنکور که خارج از کتاب‌های درسی طراحی شده بودند سخن گفت و مستندات جمع آوری شده را مطرح کرد اما همین سازمان که مهمترین کارکردش نظارت و پایش آزمون‌های داخل سیستم آموزش و پرورش است تا کنون درباره مشکلات جدی طراحی سوالات آزمون سمپاد یا المپیادها و یا سوالات امتحانات نهایی تنها سکوت کرده است در حالی که تخلفات و اشتباهات آشکار و گاه حیرت انگیزی در این حوزه‌ها رخ داده است.

نمونه تناقض‌های رفتاری مسئولان آموزش و پرورش در قبال آزمون‌ها

از سوی دیگر اظهار نظر مسئولان تناقض‌هایی را عیان می‌کند. به طور مثال در کنکور نباید سوالی خارج از کتاب درسی طراحی شود و آموزش و پرورش درباره اش گله می‌کند اما اگر در آزمون سمپاد و المپیاد خارج از کتاب درسی سوالی باشد معنی اش نزد مسئولان آموزش و پرورش این است که بچه‌ها ترغیب شوند کتاب‌هایی غیر از کتاب درسی را بخوانند! از نظر مسئولان در آموزش و پرورش این یک ایراد و سلب عدالت آموزشی است که در کنکور سوالات دشوار باشند یا خارج از کتاب درسی اما اینکه در آزمون‌های سمپاد چنین اتفاقی رخ بدهد که دانش آموز برای موفقیت نیازمند کلاس‌های آمادگی قبلی است ایرادی ندارد! سوالات غلط در کنکور پذیرفتنی نیست اما انبوه سوالات غلط و خارج از منابع اعلام شده خود آموزش و پرورش در آزمون سمپاد و المپیادها طبیعی است! اینکه برای کنکور باید پای مافیای کتاب‌های کمک آموزشی و کلاس‌های کنکوری برچیده شود تبدیل به هدفی می‌شود که هر طور شده به سمت حذف کنکور برویم اما اگر در آزمون سمپاد چندین سوال عیناً از یک کتاب کمک آموزشی برداشته شود که نویسنده آن کتاب قبلاً از طراحان این آزمون‌ها بوده صدای کسی در آموزش و پرورش در نمی‌آید.

دکتر ع. ق دانش آموخته ریاضی دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه تهران در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌ها می‌گوید: سال جاری ۱۸ سوال آزمون‌های تیزهوشان از تألیفات من بود و از این میان ۱۵ سوال از کتابم بود که بهمن ۱۳۹۹ آن را منتشر کرده‌ام. این اتفاق جدیدی نیست، سال گذشته نیز دو سوال آزمون ورودی مدارس تیزهوشان عیناً از کتاب من کپی شده بود اما برای آزمون سال جاری اصلاً انتظار ۱۸ سوال تکراری را نداشتم. با دیدن ۸ تست تکراری در آزمون پایه ششم و ۱۰ تست تکراری در آزمون پایه نهم بسیار شگفت زده شدم.

او در همان مصاحبه می‌گوید که از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۷ طراح سوال آزمون ورودی مدارس استعدادهای درخشان بوده اما در سه سال اخیر به دلیل برگزاری دوره‌های هوش؛ برای رعایت اخلاق، قانون و امانتداری نمی توانسته هم زمان طراح هم باشد!!! و می‌گوید: شاید جالب باشد که بدانید در این سه سال اخیر قالب تقریباً همه سوالات را پیش از برگزاری آزمون تیزهوشان، درست حدس زده‌ام و به دانش آموزانم آموزش داده‌ام.

باز از سوی دیگر جایگاه المپیادها و جریان نخبگانی در کشور آنقدر نامشخص است که به دنبال سیر نزولی رتبه آوری در المپیادهای اخیر رئیس باشگاه دانش‌پژوهان جوان به طور کلی منکر کارکرد این المپیادها و ارزش مدال‌ها می‌شود و در گفتگویی اعلام می‌کند: رسالت المپیاد، اصلاً کسب مدال در مسابقات جهانی نیست.

او که از مشکلات مالی باشگاه دانش پژوهان جوان گلایه بسیار دارد به وضوح نمی‌گوید باید دقیقاً برای چه چیزی هزینه شود و چه خروجی برای هزینه‌ها باید در انتظار باشد! و مهم‌تر اینکه این چه ساز و کار نخبگانی است که از دل سوالات آزمون‌های آن این میزان غلط و کپی بیرون می‌آید؟

نشانی مشکلات اصلی را جای اشتباه ندهیم

هامون سبطی دبیر کارگروه آموزش دیده بان عدالت و شفافیت و کارشناس حوزه آموزش و پرورش در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص سرو صداهای مصوبه های اخیر حول و حوش کنکور گفت: اگر بخواهیم همواره دچار دور باطل اینکه چه کسی مقصر و یا مقصرتر است، شویم، آن هم در شرایط بحرانی راه به جایی نمی نمی‌بریم. برای اصلاح آموزش باید دست به اقدامات عملی زد. شاید ابتدا باید گفت در موضوع کنکور (در هر سطحی) مشکلاتی که وجود دارد در اصل نه تقصیر آموزش و پرورش و وزارت علوم است و نه سازمان سنجش. موضوع این است که جوانان کشور برای رسیدن به حداقل امکانات اقتصادی، رفاهی و شأن اجتماعی، راهی جز ادامه تحصیل نمی بینند. در دیگر کشورها راه های رسیدن به شأن اجتماعی و امکانات اقتصادی گرچه ورود به دانشگاه است اما این تنها راه نیست. در ایران به نظر می رسد تحصیلات دانشگاهی و داشتن مدرک تنها راه است و همین شکاف عمیقی را ایجاد کرده است میان آموزش و پرورش و وزارت علوم.

در دیگر کشورها راه های رسیدن به شأن اجتماعی و امکانات اقتصادی گرچه ورود به دانشگاه است اما این تنها راه نیست. در ایران به نظر می رسد تحصیلات دانشگاهی و داشتن مدرک تنها راه است

دبیر کارگروه آموزش دیده بان عدالت و شفافیت بیان کرد: آموزش و پرورش وظیفه ملی اش آموزش همگانی است و قرار است اجازه ندهد هیچ فرزندی در سرزمین ایران بی بهره از این امکانات باشد که متأسفانه این امر خصوصاً در این شرایط کرونا به خوبی محقق نشده است. از آن سو آموزش عالی جزو وظایف حکومتی و ملی اش این نیست که همه کسانی را که دست پرورده آموزش و پرورش هستند وارد دانشگاه‌های خود کند. در واقع تمام کسانی که از آموزش و پرورش دیپلم می‌گیرند، قرار نبود به دانشگاه بروند، در حالی که قرار بوده است افراد با دیپلم هم بتوانند صاحب شغل و درآمد شوند. از سوی دیگر نیازهایی در ذهن جوانان ایجاد شده که واقع گرایانه نیست. پولدار بودن جزو ارزشهای فرهنگی و مزایای اخلاقی شده است و همه اینها دست به دست هم می‌دهد تا وضعیت همینی باشد که مشاهده می‌کنید.

وی با اشاره به اینکه هر ساله حدود یک میلیون جوان در کنکور سراسری شرکت می‌کنند، آن هم برای رقابت در تصاحب کردن نهایتاً ۴۰ هزار صندلی در دانشگاهای دولتی، خاطرنشان کرد: طبیعی است در چنین شرایطی عرضه و تقاضای نامتعادلی، بازار پررونقی حول و حوش آن شکل بگیرد. شما در بازار هم وقتی تناسب عرضه و تقاضا نداشته باشید، حتماً قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند. شاید بتوان در خود آموزش و پرورش چنین مسئله‌ای را بیش از هر جای دیگر دید یعنی در میزان استقبال شدید و نرخ بسیار بالای شهریه مدارس و در مرحله دوم در مؤسسات کنکوری.

چرا آموزش و پرورش می‌خواهد از بازار پر استرس کنکور سهمی بگیرد؟

این کارشناس حوزه آموزش و پرورش تصریح کرد: یک موضوعی که این روزها مطرح شده است، بحث خارج بودن سوالات کنکور از کتاب های درسی است. نکته اینجاست که اگر سوالات ورودی به دانشگاه ها در هر شکلی بر اساس کتاب های درسی باشد، همه آن را حفظ می کنند و در نهایت همه مستحق وارد شدن به دانشگاه های دولتی می شوند. امتحانات نهایی باید در سه سال دوره متوسطه برگزار شود و بخشی از سوالات آن هم فرا دانشی و خارج از متون کتاب درسی باشد تا بتواند میان یک میلیون داوطلب چند هزار نفر اول را مشخص کند که این مهم از عهده این وزارت بر نمی آید، بنابراین آموزش و پرورش معضلات اقتصادی-آموزشی و کم کارکردهای خودش را تقصیر کنکور و سازمان سنجش می اندازد که غیرکارشناسانه و غیرمنصفانه است.

آموزش و پرورش بی علاقگی به کتاب های درسی و فضای فعلی مدارس را مدام به کنکور ارجاع می دهد که واقعیت ندارد؛ مثلاً مدام این را می شنویم که اگر بچه ها کتاب های آموزشی را نخوانند به سمت خواندن کتاب های درسی یا عمومی می روند

دبیر کارگروه آموزش دیده بان عدالت و شفافیت بیان کرد: در چند سال اخیر سهم خواهی آموزش و پرورش از کنکور بیشتر شده است و سوال این است که چرا می‌خواهد از این بازار پراسترس کنکور سهمی بگیرد؟ شاید در این میان دو انگیزه اصلی وجود داشته باشد: یک انگیزه می‌تواند مالی باشد؛ یعنی اینکه هرچقدر معیارهای آموزش و پرورش برای تصاحب ۴۰ هزار صندلی معتبر در رشته‌های پرطرفدار، بیشتر شود، بخش بیشتری از هزینه خانواده‌ها صرف مدارس خاص می‌شود که از ابواب جمعی این وزارت خانه هستند.

نکته دیگر این است که اگر تعداد صندلی‌ها از ۴۰ هزار به ۴۰۰ هزار هم افزایش پیدا کند و عرضه و تقاضا متعادل شود، باز هم دانش آموزان به درس علاقه مند نمی‌شوند. این دلیل دومی است که از آن صحبت می‌کنیم. آموزش و پرورش بی علاقگی به کتاب‌های درسی و فضای فعلی مدارس را مدام به کنکور ارجاع می‌دهد که واقعیت ندارد. مثلاً مدام این را می‌شنویم که اگر بچه‌ها کتاب‌های آموزشی را نخوانند به سمت خواندن کتاب‌های درسی یا عمومی می‌روند. اما آیا اگر همه ناشران آموزشی هم از کار خود دست بکشند، میزان رغبت مردم به خواندن کتاب‌های تاریخ و فلسفه افزایش پیدا می‌کند؟

سبطی با اشاره به اینکه با این مصوبه‌ها نمی‌شود راه به جایی برد، گفت: وقتی مکانیسم‌های دفاعی یک سازمان یا یک وزارتخانه جنبه مصوبه به خود می‌گیرد و قانونگذار باورش می‌شود که با تبدیل کردن اهمیت کنکور به اهمیت امتحانات نهایی مشکل حل می‌شود، زنگ خطر برای فرهیختگان و مسئولان باید به صدا در بیاید و حتی می‌خواهم بگویم این موارد بر ضد سند تحول بنیادین است و بر خلاف مصوبه ۸۲۸ شورای عالی آموزش و پرورش است که دفتر پژوهش و برنامه ریزی آموزش و پرورش را موظف کرده است که از امکانات و پتانسیل بخش خصوصی هم در تألیف کتاب‌های درسی و هم در بازبینی و ارزشیابی آنها کمک بگیرد. حتی در جشنواره رشد سالهاست که جلسه‌هایی در این ارتباط می‌گذارند اما هیچ برون دهی نداشته است، چراکه آموزش و پرورش مدام خودی و غیر خودی می‌کند. وزارت علوم و سازمان سنجش را از خود نمی‌داند. معلمان و مؤسسات خارج از حیطه اداری را مافیا می‌نامد و این برخوردهای خصمانه اوضاع را بدتر می‌کند.

گزارش خطا
نظرشما
captcha